قلیاننویی و اعتماد به نسل جدید؛ پیامی شجاعانه به فوتبال ایران

لیست تیم ملی فوتبال ایران برای حضور در جام جهانی، صرفاً برای این رویداد بزرگ نبود، بلکه مسیری بلندمدت را برای آینده فوتبال ایران ترسیم کرد. در اردوگاه تیم ملی، فضای انتظار برای اعلام فهرست نهایی، تنش و هیجان خاصی داشت؛ ۳۱ بازیکن حاضر در این اردو، تنها ظرفیت پرواز برای ۲۶ نفر را داشتند و این یعنی پنج نفر به ناچار از رویای حضور در بزرگترین رقابت فوتبالی جهان باز میماندند. این اتفاق، اگرچه برای هر تیمی ناگزیر است، اما در ایران، نگرانیها فراتر از ضعف فنی و کیفیت بازیکنان بود؛ برخی بیم داشتند که قربانی محافظهکاری و ترس از تغییر شوند.
در روزهای منتهی به اعلام فهرست، مهمترین دغدغه فوتبال ایران، نه ترکیب اصلی یا سیستم بازی، بلکه آمادگی تیم ملی برای پذیرش نسل جدید بود. سالهاست که ضرورت جوانگرایی در فوتبال ایران مطرح میشود. امیر قلعهنویی و کادر فنی او با همین هدف جانشین کارلوس کیروش شدند، اما پس از جام جهانی قطر، به بهانه نزدیکی با جام ملتها و کمبود بازیهای تدارکاتی، پروژه جوانگرایی فدای نتیجهگرایی شد.
هر بار پس از پایان یک تورنمنت بزرگ، سخن از لزوم ساختن نسل آینده به میان میآید، اما لحظه تصمیمگیری، معمولاً تجربه بر جسارت غلبه میکند و جوانان دوباره در صف انتظار قرار میگیرند. این بار اما، شرایط متفاوت بود؛ تیم ملی در آستانه جام جهانی قرار داشت و زمان آن بود که علاوه بر برنامهریزی برای امروز، نگاهی نیز به فردای فوتبال ایران داشته باشیم.
حضور بازیکنانی چون محمد خلیفه، دانیال ایری، امیرمحمد رزاقینیا، محمد قربانی، آریا یوسفی، کسری طاهری و امیرحسین محمودی در فهرست ۳۱ نفره، اتفاقی ساده نبود. این حضور، روزنه امیدی برای کارشناسان و دلسوزان فوتبال گشود که نمایندگان نسل تازه، که قادر به تشکیل شاکله تیم ملی در سالهای آتی هستند، در میدان بزرگ جام جهانی مورد سنجش قرار گرفته و با تجربهای ارزشمند بازمیگردند.
فوتبال مدرن با سرعتی خیرهکننده در حال تحول است. تیمهای پیشرو در سطح جهان، سالها پیش به جوانان خود فرصت دادند. هیچ ستارهای ناگهانی پدیدار نمیشود؛ ستارهها در روزهایی ساخته میشوند که مربیان ریسک کرده و به آنها فرصت درخشش میدهند.
هواداران فوتبال ایران نیز همین انتظار را داشتند؛ آنها نمیخواستند جوانان صرفاً برای پر کردن لیست دعوت شده و در نهایت کنار گذاشته شوند. مطالبه اصلی، این بود که استعدادهای جدید، بخشی از پروژه اصلی تیم ملی باشند، نه تزئینی موقت برای نمایش ظاهری جوانگرایی.
قطعاً در جام جهانی، کسی انتظار فیکس بودن جوانان را نداشت، اما به همان اندازه نیز توقع نمایش صرف این بازیکنان بدون در نظر گرفتن پتانسیلشان وجود نداشت. برخی از این بازیکنان شاید به اندازه نفرات باتجربه، میدان ندیده بودند، اما در عوض، انگیزه و شور جوانی فراوانی داشتند.
تجربه بدون فرصت به دست نمیآید. هیچ بازیکنی با نشستن روی نیمکت یا تماشای بازی از خانه، باتجربه نمیشود. بازیکنان کلیدی تیم ملی در دهه گذشته، در اوج جوانی به ترکیب اصلی راه یافتند (مانند جهانبخش یا سردار آزمون) و نسل جدید فوتبال ایران نیز نیازمند حضور در فضای رقابتی، فشار مسابقات ملی و لمس مستقیم اتمسفر بازیهای بزرگ است.
امیر قلعهنویی با این تصمیم، در برابر یکی از مهمترین گزینههای دوران مربیگری خود قرار گرفت. تصمیمی که فراتر از انتخاب پنج بازیکن بود؛ این یک نگاه به آینده فوتبال ایران بود. آیا تیم ملی به مسیر سنتی خود ادامه میداد یا درها را با شجاعت به روی نسل جدید باز میکرد؟ چیزی که بیش از نامها اهمیت داشت، پیامی بود که این فهرست به جامعه فوتبال ایران مخابره میکرد: پیامی درباره اعتماد، شجاعت به تحول و نگاه به آینده.
هواداران امیدوار بودند این فهرست، پایان رویاها نباشد، بلکه آغاز مسیری برای ساختن فردایی فوتبالی باشد که آماده اعتماد به نسل تازه است. به گزارش بخش ورزشی وبانگاه ، این انتخاب، نشاندهنده جسارت سرمربی در پذیرش ریسک و سرمایهگذاری بر پتانسیلهای آینده فوتبال ایران بود.