آبرسانی با تانکر در سرزمین آب؛ بحران خشکسالی در چهارمحال و بختیاری

این استان کوهستانی در قلب فلات ایران، با ارتفاعاتی که برفهای زمستانی آنها را سفیدپوش میکرد و چشمههایی که از دل سنگهای زاگرس میجوشیدند، سالها نهفقط آب خود، که عطش چند استان دیگر را هم سیراب میکرد. آب کارون که از کوهرنگ سرچشمه میگرفت به خوزستان میرسید، آب زایندهرود که از همین کوهها بالا میآمد اصفهان را سیراب میکرد و آب دز که در دامنههای این سرزمین زاده میشد مزارع لرستان را جان میداد.
استان تأمینکننده آب، در تأمین آب شرب مردم خود مانده است
این استان سرچشمه سه رودخانه بزرگ است، اما روستاها و شهرهای آن با مشکل تأمین آب شرب دستوپنجه نرم میکنند. این پارادوکس تلخ، داستان امروز استانی است که روزگاری ثروتمندترین حوضه آبریز کشور بود و اکنون خانه به دوشترین مردمانش با تانکرهای آب زندگی میکنند.
ایران کشوری خشک و نیمهخشک است. چهارمحال و بختیاری هم به عنوان یکی از استانهای این کشور در سالهای اخیر دچار تنش آبی شده است؛ استانی که خود روزی تأمینکننده آب چند استان بود، امروز در تأمین آب شرب مردم خود مانده است. خشکسالیهای پیدرپی و کمبارشیهای سالهای اخیر از یک سو، و سالها مدیریت نابهینه تأمین و مصرف آب از سوی دیگر، این استان را با معضل کمآبی و حتی در برخی روستاها با نبود آب روبهرو کرده است.
اما چرا استانی که زادگاه سه رود بزرگ است باید برای آب آشامیدنی التماس کند؟ پاسخ این پرسش در چند لایه همپوشان نهفته است. نخست، بر اساس شاخص اندازهگیری SPEI دوره دهساله، حدود 96 درصد مساحت چهارمحال و بختیاری تحت تأثیر خشکسالی است و تنها سه تا چهار درصد از مساحت این استان در وضعیت عادی بارشها قرار دارد.
شهرستان کوهرنگ که سرشاخه دو رودخانه بزرگ کارون و زایندهرود است و تأمین منابع آب در استانهای پاییندست مانند اصفهان و خوزستان به بارشهای این منطقه وابستگی شدیدی دارد، صد درصد مساحت آن درگیر خشکسالی است.
74 روستا در سراسر استان از طریق تانکر آبرسانی میشوند
دوم، بیش از هشتاد درصد جمعیت استان به منابع آب زیرزمینی وابستهاند و این وابستگی در کنار کاهش منابع موجب شده است بخشی از جمعیت استان تنها با تانکر آبرسانی شوند.
سوم، فرسودگی خطوط انتقال آب، کوهستانی و سختگذر بودن مناطق نیازمند آبرسانی، خشکسالیهای مستمر و خشکشدن منابع تأمین آب، و همچنین کمبود تانکر و ناکافی بودن اعتبارات مالی از چالشهای اصلی این حوزه است.
ابعاد واقعی این بحران زمانی آشکار میشود که به آمارها نگاه کنیم. در حال حاضر هفتاد و چهار روستا در سراسر استان بهصورت ثابت و دائمی از طریق تانکر آبرسانی میشوند. این روستاها در شهرستانهای مختلف پراکندهاند: هشت روستا در اردل، چهارده روستا در خانمیرزا، سه روستا در فلارد، یک روستا در بن، یک روستا در فارسان، دو روستا در بروجن، هشت روستا در کوهرنگ، سه روستا در شهرکرد، بیست و هفت روستا در لردگان، هفت روستا در کیار، و شهر سردشت.
این آمار تنها روستاهایی را شامل میشود که بهصورت مستمر و ثابت با تانکر آبرسانی میشوند، اما به طور کلی حدود چهارصد روستا دچار تنش آبی هستند.
بخش رودشت و شهر سردشت همچنان با تانکر آبرسانی میشوند
شهرستان لردگان تنهاترین و در عین حال نمادینترین نمونه این بحران است. حدود شانزده هزار نفر از مردم شهرستان لردگان آب شربشان از طریق آبرسانی سیار تأمین میشود، اما این آب نه کفاف خود مردم را میدهد و نه دامهایشان را. از آنجایی که اکثر مردم شهرستان لردگان کشاورز و دامدار هستند، مردم علاوه بر تأمین آب شرب در تأمین آب برای دام و کشاورزی خود دچار مشکل هستند.
آبرسانی به شهرستان لردگان نزدیک به دوازده سال است که آغاز شده، اما متأسفانه بخش رودشت و شهر سردشت همچنان با تانکر آبرسانی میشوند و این تانکرها هم پاسخگوی نیاز مردم نیستند.
با توجه به خشکسالیهای اخیر، از چهل و سه شهر استان، 21 شهر با تنش آبی روبهروست. این یعنی نیمی از شهرهای استان به درجات مختلفی از کمبود آب گرفتار شدهاند. مسئله فقط کمی آب نیست؛ کیفیت هم به خطر افتاده است.
بخشی از این معضل ریشه در ناتمام ماندن پروژههای آبرسانی دارد. در یکی از پروژههای آبرسانی، برنامهریزی شده بود که آب از آتشگاه به پنجاه و سه روستا و شهر سردشت منتقل شود و حدود چهل و پنج درصد پیشرفت فیزیکی داشته، اما عدم تخصیص اعتبار سبب شده تا هنوز آب تحویل مردم داده نشود.
آسیبهای بهداشتی، اقتصادی و اجتماعی آبرسانی با تانکر
آبرسانی با تانکر اما فراتر از یک راهحل موقت، با خود آسیبهای جدی به همراه دارد. نخستین آسیب، بهداشتی است. وقتی آب از طریق تانکر منتقل میشود، کنترل کیفیت آن دشوار است و احتمال آلودگی در مسیر انتقال وجود دارد؛ گرچه نمونهبرداری روزانه از منبع تأمین آب، کلرزنی تانکر حمل آب و نظارت منظم شبکه بهداشت و درمان از روشهای کنترل کیفیت آب در استان اعلام شده است.
آسیب دوم، اقتصادی است. هزینه آبرسانی سیار به مراتب بیشتر از آبرسانی از طریق شبکه ثابت است و این بار مالی هم بر دوش دستگاههای دولتی است و هم به شکل غیرمستقیم به معیشت روستاییان فشار میآورد.
آسیب سوم، اجتماعی است؛ آبرسانی با تانکر، احساس محرومیت و بیتوجهی را در ساکنان روستاها تقویت میکند و زمینهساز مهاجرت از روستا به شهر میشود. روستایی که آب ندارد، دیگر توان نگهداشتن جوانانش را هم نخواهد داشت.
افق آینده اما نگرانکنندهتر از امروز است. مدیرکل هواشناسی چهارمحال و بختیاری تصریح کرده که این استان از دهه هشتاد تاکنون درگیر خشکسالی است و عامل اصلی تداوم این خشکسالی را افزایش گازهای گلخانهای و گرمایش جهانی میداند.
این روند افزایش دما با شیب تندتری در منطقه خاورمیانه در حال وقوع است. مدیرکل هواشناسی استان تصریح کرده که افزایش دما همراه با استقرار طولانیمدت آن در استان میتواند منجر به گرمازدگی شهروندان، آتشسوزی در مراتع، جنگلها و مزارع کشاورزی شود.
یادداشت از فاطمه واحدی، خبرنگار و فعال رسانه استان چهارمحال و بختیاری