خط امام؛ میدان تفسیرهای رقیب و میدان داری رهبر شهید انقلاب

اصطلاح «خط امام» بهعنوان یک رویکرد و منش سیاسی، نخستینبار توسط دانشجویانی به کار رفت که سفارت ایالات متحده را به تسخیر خود درآوردند و در اطلاعیه رسمی، خود را «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام»[1] معرفی کردند. از آن پس، آنان بهعنوان «خط امامی» شناخته شدند.
هرچند در زمان حیات امام راحل نیز در رابطه با حدود و ثغور «خط امام» اختلافنظرهای مهمی وجود داشت، اما پس از ارتحال ملکوتی ایشان، به دلیل فقدان این شخصیت بزرگ، قرائتها و تفاسیر از خط امام گستردهتر شد و هر یک از جریانهای سیاسی بر اساس تفسیر و قرائتی که از خط امام داشتند یا به این خط نزدیک شده و یا از آن دور شدند. برخی از این جریانها استمرار انقلاب اسلامی را در پایبندی به راه امام و عدهای دیگر حرکت در مسیر «توسعه» را مستلزم فاصله گرفتن از خط و راه امام تعریف کردند و برخی مانند اکبر گنجی تا آنجا پیش رفتند که مدعی شدند که «باید امام را به موزه تاریخ بسپاریم.»
رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز با در نظر گرفتن تفاسیر و تعابیر مختلف از خط امام و خطرات مهمی چون «تحریف»، «ارتجاع» و «تخریب» که اصالت این خط را هدف قرار داده بود و بیم گسترش این تحرکات در آینده نیز وجود داشت، در مناسبتهای مختلف به ویژه مراسم سالگرد رحلت امام خمینی(ره) نسبت به تبیین ابعاد گوناگون خط امام اقدام کردند.
در این مختصر تلاش شده ضمن معرفی خوانشهای مختلف جریانهای سیاسی از خط امام دالهای اصلی و مرکزی خط امام از نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی شناسایی و توضیح داده شود.
1- خوانش چپ اسلامی با تأکید بر «دولت متمرکز»، «آرمان مستضعفین» و «عدالت توزیعی»
این خوانش در دهه 60 یکی از مهمترین خوانشها از خط امام بود که از قضا در فضای سیاسی نیز دستی نیرومند داشت و با روی کار آمدن مهندس موسوی بهعنوان نخستوزیر و همزمانی آن با جنگ تحمیلی، توانست در فضای سیاسی کشور برای خود جا باز کند.
اهمیت بیشتر خوانش مذکور به این واقعیت گره میخورد که نمایندگان سیاسی خوانش چپ اسلامی و عدالتمحور، پس از ارتحال امام خمینی(ره)، دچار دگردیسیهای مهم فکری شدند و جریان اصلاحات ـ که خود خوانشی مستقل از خط امام دارد و در قسمتهای دیگر به آن خواهیم پرداخت ـ را پایهگذاری کردند و در وضعیت جدید نیز حتی ادعای پیروی از خط امام را داشتند!
مهمترین مبانی و دالهای خط امام در خوانش چپ اسلامی شامل موارد ذیل است:
الف. حمایت از محرومان و آرمان مستضعفین
یکی از دالهای اصلی خوانش چپ اسلامی از خط امام، حمایت از محرومان و مستضعفان بود. این موضوع در همان آغاز شکلگیری مجمع روحانیون مبارز نیز بهعنوان یکی از اهداف اصلی این جریان مطرح شد و در نخستین اطلاعیه این مجمع، بر سه اصل «دفاع از محرومان و مستضعفان»، «پشتیبانی از نهادهای اجرایی پیرو خط امام» و «اقتدار دادن به مجلس با انتخاب صحیح نمایندگان» تأکید شد.[2]
همچنین حجتالاسلام علیاکبر آشتیانی ـ از اعضای مجمع روحانیون مبارز و نماینده وقت امام در ژاندارمری ـ در توضیح زمینههای اختلاف با جامعه روحانیت مبارز عنوان داشت که «بیان نظرات صریح امام و استفتائاتی در خصوص مسائل اقتصادی و احقاق حقوق محرومین و رنجدیدگان و بسیجیان جانبرکف، عدم توفیق مجلس دوم در وضع قوانین بنیادی مورد انتظار امام، رأی منفی 99 نماینده مجلس دوره دوم به نخستوزیر وقت علیرغم قرائت نامه امام در مجلس، جلوگیری همین گروه از نمایندگان از تصویب لوایح و طرحهایی که به نفع محرومین و مستضعفین و کارگران بوده و ضرورت برداشتن گامهای ارزنده برای پیشبرد اهداف و آرمانهای مقدس انقلاب و تقارن همه این مسائل با انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی موجب اختلافنظر با جامعه روحانیت مبارز شد و با اعلام استقلال، این تشکل تازه پی گرفت»[3]. این بیان نشان میدهد که در تلقی نمایندگان این خوانش، دفاع از محرومان و مستضعفان نه یک موضوع فرعی، بلکه بخشی از وفاداری به خط امام و اهداف انقلاب اسلامی تلقی میشد.
ب. اقتصاد دولتی و دولت متمرکز
در خوانش چپ اسلامی از خط امام، اقتصاد دولتی و کنترل مناسبات اقتصادی جایگاه برجستهای دارد. نمونه این خوانش را میتوان در سخنان میرحسین موسوی در تیر 1362 مشاهده کرد؛ جایی که او با تفکیک بازار انقلابی از محتکران و گرانفروشان، از برخورد سخت دولت و دادگاههای انقلاب با «تروریستهای اقتصادی» دفاع میکند.[4] در این خوانش، خط امام به معنای کنترل مناسبات اقتصادی، مبارزه با سودجویی و نقشآفرینی جدی دولت در اقتصاد است.
ج. عدالت اجتماعی و مبارزه با سودجویی
یکی دیگر از دالهای مرکزی این خوانش، عدالت اجتماعی است. در این چارچوب، خط امام با مبارزه با گرانفروشی، احتکار، سودجویی و سرمایهداری وابسته پیوند میخورد و دولت وظیفه دارد در برابر مناسبات اقتصادی ناعادلانه مداخله کند. از همین رو، عدالت اجتماعی، در کنار حمایت از مستضعفان، بخش مهمی از هویت این خوانش را تشکیل میدهد که در سخنان میرحسین موسوی در فراز پیشین نیز به آن اشاره شده بود.
د. تأکید بر اسلام ناب محمدی و تقابل با اسلام آمریکایی
از دیگر دالهای مهم خوانش چپ اسلامی، تأکید بر اسلام ناب محمدی و تقابل با اسلام آمریکایی است. این موضوع بهویژه در ماجرای انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز دیده میشود. افرادی چون سیدمحمد خاتمی، سیدمحمود دعایی، مهدی کروبی، جلالی خمینی و بسیاری دیگر از روحانیون سرشناس، در نامهای خطاب به امام خمینی(ره)، در رابطه با علل انشعاب اظهار میدارند که: «خط مشی ما از اصولی است که بهطور جامع در «پیام حج» سال گذشته که بحق منشور انقلاب نام گرفت، میباشد… بهویژه در تبیین اسلام ناب محمدی و بیان مرزها و تفکیک آن از اسلام امریکایی…»[5] و امام خمینی(ره) با تأیید اصل حرکت این افراد و صدور مجوز لازم برای ایجاد تشکل جدید، راه را برای فعالیت بیشتر این جریان فراهم مینماید.[6]
ه. پیروی مطلق از ولایت فقیه و التزام عملی به آن
یکی از کانونیترین دالهای این خوانش از خط امام، به موضوع پیروی مطلق از ولایت فقیه و حدود آن مربوط بود که با همین دستاویز، برخی از رقبا و مخالفان خود ـ بهخصوص اعضای جامعه روحانیت مبارز ـ را مورد انتقاد قرار میدادند.
مهمترین دلیل برای اهمیت تبعیت از ولایت فقیه از نگاه اعضای مجمع روحانیون، به اساسنامه آن مربوط میشود که طی آن، «التزام عملی به ولایت فقیه»[7] و «تکیه بر اصل ولایت فقیه و تبیین و تقویت مبانی تبلیغی و فرهنگی آن»[8] جزو اهداف مهم معرفی شده است.
2- خوانش اصلاحطلبانه و تحول خط امامیها؛ تأکید بر قانونگرایی و اصلاح درونساختاری
خط امامیهایی که در دهه 60 و در زمان حیات امام خمینی(ره)، رادیکالترین مواضع را از مکتب سیاسی امام خمینی(ره) داشتند و در عرصههای مختلف سیاست، اقتصاد و فرهنگ، متمرکزترین گونه اداره را برمیگزیدند، در دهه 70 دچار تحولات اساسی شدند و خوانش جدیدی از خط امام ارائه دادند.
بخشی از نیروهای موسوم به خط امامی ـ بهویژه پس از دهه 1370 ـ از خوانش رادیکال اولیه به سمت اصلاحطلبی، جامعه مدنی، قانونگرایی، انتخابات، حقوق شهروندی و تنشزدایی در سیاست خارجی حرکت کردند و در رابطه با این مفاهیم نیز در دام رادیکالیسم جدیدی افتادند.
مهمترین دالهای این خوانش از خط امام شامل موارد ذیل است:
الف. جمهوریت و میزان بودن رأی ملت
بیتردید میتوان گفت که تأکید بر رأی مردم و برجستهسازی بُعد «جمهوریت»، دال مرکزی خوانش اصلاحطلبانه از خط امام است و آنان تمام تلاش خود را کردند تا خط امام را خطی منطبق با ارزشهای دموکراتیک و مردمسالارانه نشان دهند.
سیدمحمد خاتمی ـ بهعنوان یکی از مهمترین نمایندگان این خوانش ـ در سخنرانی خود در سالهای نخست دولت اصلاحات، در همین رابطه تصریح دارد:
«امام خمینی با شناخت عمیق از تاریخ، در نوفللوشاتو تصریح کردند که «اساس کار ما، استقلال و آزادی بر پایه آرای ملت است.» وقتی امام میگوید «ملت هر چه را انتخاب کند، مورد احترام ماست»، این یعنی در خط امام، رأی مردم تزئینی نیست، بلکه رکن اصلی است. جمهوریت یعنی اینکه قدرت، ناشی از اراده مردم است و هر مقامی که از مسیر انتخاب مردم بگذرد، در درونِ نظام است، نه در فراز آن.»[9]
همچنین خاتمی در پیامی به دومین کنگره سراسری حزب توسعه ملی ایران اسلامی، در انتقاد به رد صلاحیتهای شورای نگهبان، مجدداً به همین موضوع ارجاع داده و عنوان میدارد:
«مهمتر و تأسفآورتر از محرومماندن بخشهای مهمی از جامعه و جریانهای مختلف از داشتن نامزدِ مطلوبِ خود، آن است که میزان بودنِ رأی مردم و مبنا بودنِ آن برای نظام سیاسی نفی میشود.» [10]
ب. تأکید بر «اسلام رحمانی»
یکی از مواردی که در خوانش اصلاحطلبانه از خط امام خمینی(ره) برجستگی دارد، تأکید صاحبان این خوانش بر «اسلام رحمانی» است.
اصلاحطلبان برای جایابی این دال در منظومه فکری امام خمینی(ره) تلاش کردند تا تصویر ارائهشده از اسلام توسط نهادهای رسمی را زیر سؤال برده و بدون هرگونه ارجاع مستقیمی به نظرات امام خمینی(ره)، مدعی شدند که اسلام رحمانی منبعث و برگرفته از اندیشه ایشان است تا آراء و مواضع و چرخشهای خود نسبت به صدر انقلاب و دهه 60 را از این طریق به امام نسبت دهند.
سیدمحمد خاتمی در همین رابطه اظهار داشت:
«اسلام رحمانی، اسلامی است که حقوق مردم را قبول دارد و به مدیریت عقلانی، عقلانیت در بهرهگیری از نیروهای موجود در جامعه و عقلانیت در ایجاد رابطه با جهان امروز، در عین حفظ مصالح ملی، اعتقاد دارد.»[11]
ج. تغییر نقش ولایت فقیه از مطلقه بودن ولایت به نظارت و حتی وکالت
این حساسترین دال است که اصلاحطلبان سعی کردهاند با تفکیک میان «ولایت فقیه بهعنوان فقیه» و «ولایت فقیه بهعنوان حاکم سیاسی»، آن را تبیین کنند. در خوانش اصلاحطلبانه، ولایت فقیه نه بهصورت مطلقه، بلکه بهصورت نهادی مشروط، انتخابی، پاسخگو و عمدتاً نظارتی فهم میشود.
پیروان این خوانش که در دهه 60، پیروی از فرامین امام خمینی(ره) و التزام عملی به آن را جزء اصول لاینفک خود اعلام کرده بودند، در دهههای 70 و 80 ، با فاصله گرفتن از آن اصول، تلاش داشتند امام را پایبند شدید به جمهوریت معرفی کنند و از دل این تعبیر، ولایت فقیه را نیز ذیل نهادهای قانونی و موازی با سایر نهادها نشان دهند.
مصطفی تاجزاده در یکی از مقالات خود با عنوان «امام پرچمدار جمهوریت در ایران» ـ در انتقاد به سخنان کدیور که اظهار داشته بود امام خمینی(ره) به حکومت انتصابی باور داشتند اما به لوازم دموکراسی پایبند نبودند ـ اذعان داشت:
«امام نقل کرده است که جمهوری اسلامی، جمهوریای است مثل سایر جمهوریها و حکومت [مورد نظر ما] جمهوری است، مثل سایر جمهوریها و احکام اسلام هم احکام حقوقی و مبتنی بر دمکراسی و پیشرفته و با همه مظاهر تمدن موافق و بالاخره جمهوری به همان معنایی که همه جا جمهوری است. این که ما جمهوری اسلامی میگوییم برای این است که هم شرایط منتخب و هم احکامی که در ایران جاری شده، اینها بر اسلام متکی، لکن انتخاب با ملت است. طرز جمهوری هم همان جمهوری است که همه جا هست.»[12]
تاجزاده در همین مقاله، در دفاع از اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)، قرائتی از جمهوری اسلامی ارائه میکند که در آن، ولایت فقیه به «نظارت فقیه» تقلیل مییابد و جمهوری اسلامی نه حکومتی «تحت مدیریت و ولایت» مستقیم فقیه، بلکه حکومتی انتخابی، پاسخگو و متفاوت از حکومت ولایی ـ انتصابی معرفی میشود.[13]
د. حقوق شهروندی و احترام به حریم خصوصی
سابقه سیاسی اصلاحطلبان در دهه نخست جمهوری اسلامی، آنان را وادار میکرد که برای هر یک از مقاصد سیاسی خود، گریزی به اندیشه و مکتب امام خمینی(ره) بزنند و از همین رو بود که در خوانش خود از خط امام، بر مواردی چون حقوق شهروندی و احترام به حریم خصوصی شهروندان تأکید داشتند و فرمان 8 مادهای امام خمینی(ره) در رابطه با حقوق شهروندان[14] را معیار استنباط خود قرار میدادند.
سیدمحمد خاتمی در تفسیر خود از این پیام میگوید:
«وقتی ما میگوئیم حقوق شهروندی، یعنی این مملکت نظامی دارد، قانون اساسی دارد؛ باید طبق آن، حقوقی که برای افراد شناخته شده است، تأمین شود. در بحبوحه جنگ، حضرت امام فرمان 8 مادهای را صادر کردند؛ محور آن فرمان چه بود؟ ایجاد امنیت برای افراد در زندگی شخصی و اجتماعیشان. به شنود حساسیت داشتند، برای اینکه ابتداییترین حقوق شهروندی، که امنیت و آزادی لااقل در حیطه مسائل شخصی است، را از بین میبرد.»[15]
3- خوانش اصولگرایانه با تأکید بر وفاداری به انقلاب، ضدیت و مرزبندی ایدئولوژیک با غرب
در خوانش اصولگرایانه، «خط امام» بیش از آنکه با مفاهیمی مثل توسعه سیاسی، تکثر، جامعه مدنی یا حقوق شهروندی شناخته شود، با وفاداری به ولایت فقیه، حفظ هویت انقلابی، استکبارستیزی، مرزبندی با غرب و آمریکا، عدالتخواهی انقلابی و مقابله با لیبرالیسم و سکولاریسم معنا میشود.
این خوانش خود را ادامه «مکتب امام» میداند و معمولاً نسبت اصلاحطلبان با خط امام را از منظر «مرزبندی با آمریکا»، «ولایتپذیری» و «ضدیت با تحریف امام» میسنجد و اصرار دارد که اگر کسی بر رأی مردم یا آزادی سیاسی تأکید کند، اما نسبت خود را با ولایت فقیه و استکبارستیزی روشن نکند، «خط امامی» کامل محسوب نمیشود.
مهمترین مبانی و دالهای خط امام در خوانش اصولگرایانه شامل موارد ذیل است:
الف. ولایت فقیه و ولایتمداری
دال مرکزی این خوانش، ولایت فقیه است. در نگاه اصولگرایانه، خط امام بدون التزام به ولایت فقیه ناقص یا حتی منحرف تلقی میشود. جامعه روحانیت مبارز در اهداف خود صریحاً از «حمایت همهجانبه از پشتیبانی از رهبری مقام معظم رهبری و اصل مترقی ولایت فقیه»[16] سخن میگوید.
آیتالله محمدرضا مهدوی کنی، بهعنوان یکی از مهمترین نمایندگان این خوانش، در دفاع از نظریه ولایت فقیه، آن را از مبانی مسلم شیعه و عامل هدایت جامعه میدانست و امتیاز امام را نه صرف طرح تاریخی ولایت فقیه، بلکه «نظریهپردازی» و «اجرای» آن معرفی میکرد.[17] وی در اثبات گزاره خود در دفاع از ولایت مطلقه، به نامه مشهور امام استناد میکند که در آن، حکومت «شعبهای از ولایت مطلقه رسولالله» و «مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز و روزه و حج» دانسته شده است.[18]
ب. استکبارستیزی و مرزبندی با آمریکا
یکی از برجستهترین دالهای این خوانش «استکبارستیزی» است؛ بهنحوی که بهطور صریح، هم در بیانات مرتبط با نمایندگان خوانش اصولگرایانه و هم در اظهارات و مواضع ایشان قابل ردیابی است.
جامعه روحانیت مبارز تهران در یکی از بیانیههای خود، در همین رابطه میگوید:
«از همه وفاداران و معتقدان به انقلاب اسلامی و نظام اسلامی و امام امت(ره) میخواهیم که باور و پایبندی خود را نسبت به استکبارستیزی که شاخص اصلی خط امام(ره) است، اعلام نماید و اجازه ندهد این خط الهی روشن، تحت شعارها و مسیرهای انحرافی تضعیف گردد.»[19]
علاوه بر این، حجتالاسلام سیداحمد علمالهدی نیز بر این باور است که «استکبارستیزی مؤلفه اصلی خط امام در حکومت بود. امام در حکومت هم بر خط خاصی تأکید داشتند و در زمان حیاتشان آن را شکل دادند و این خط که امام راحل اصرار خاصی برای حاکمیتش داشتند، مسئله استکبارستیزی در جهت مدیریت کشور بود و همواره بهعنوان یک اصل قطعی مطرح میشد.»[20]
ج. عدالتخواهی، حمایت از مستضعفان و ضدیت با اشرافیگری
اگرچه عدالتخواهی در خوانش چپ خط امامی نیز مهم است، اما اصولگرایان آن را در زنجیرهای متفاوت قرار داده و عدالت را در کنار معنویت، ولایت، سادهزیستی، خدمت و ضدیت با اشرافیگری ترجمه میکنند.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در بیانیه سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، ترویج «اندیشه و مکتب امام» را وظیفه همگانی معرفی میکند و سپس جایگاه مستضعفان و عدالت را به همان مکتب پیوند میزند:
«تأکیدات مکرر و صادقانه امام بزرگوار بر جایگاه مردم و مستضعفین، باید چراغ راه مسئولان و کارگزاران باشد و حق امت امام را در بهرهمندی از اقتصاد سالم، فرهنگ ایرانی و اسلامی و عدالت، بر اساس مردمداری و تکریم مردم با نهایت توجه و خاکساری ادا کنند.»[21]
د. مقاومت منطقهای و حمایت از جبهه مقاومت
خوانش اصولگرایانه تلاش دارد تا از دل خط سیاسی امام خمینی(ره)، گزاره «حمایت از جبهه مقاومت» را بهعنوان یک اصل مهم و دالی اثرگذار معرفی کند که نمیتوان بدون توجه به آن، به تصویری جامع و کامل از مکتب امام خمینی(ره) رسید. چنانکه در یکی از بیانیههای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جبهه مقاومت صریحاً به امام خمینی(ره) و اندیشه او وصل شده و تصریح دارد که «دلدادگان مکتب خمینی کبیر در امت اسلامی، پوشالی بودن قدرت اسرائیل و آمریکا را نمایان ساختهاند و ایران، لبنان، عراق، یمن و فلسطین با مقاومت و ایستادگی، دشمن را به زبونی و جنون کشاندهاند. امروز ما ثمرات نهالی که امام راحل عظیمالشأن قدس سره غرس کرد را برداشت میکنیم و این قدرت جبهه مقاومت در مبارزه با اسرائیل و آمریکا، حاصل دوراندیشیها و اندیشه قرآنی آن شخصیت کمنظیر تاریخ معاصر است.»[22]
4- خوانش رهبر شهید انقلاب اسلامی و ارائه تصویری جامع و ترکیبی از خط امام (ره)
در کنار تمامی خوانشها و قرائتهایی که از خط امام خمینی(ره) وجود دارد، رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز تلاش داشتند خوانش خود را از خط امام ارائه دهند و تا اندازه زیادی از هرگونه «اغراق» و «فروکاست» در ابعاد این خط مهم جلوگیری کنند.
باید دقت داشت که هر یک از خوانشهای پیش گفته سعی دارد از منظری خاص به خط امام نگاه کند و به آن جهت دهد؛ اما حضرت آیتالله خامنهای(ره) در پی آن بودند که با حقیقت تفکر امام، خط امام را ترسیم کنند و هر یک از اجزا را در جای خود و در ارتباط ارگانیک با سایر اجزا ببینند.
به عبارت دقیقتر، در کنار همه خوانشها و قرائتهایی که از «خط امام» شکل گرفته است، خوانش رهبر شهید انقلاب اسلامی جایگاهی متفاوت و ممتاز دارد؛ زیرا ایشان نه در پی مصادره امام به سود یک جناح سیاسی بودند و نه میکوشیدند از میان ابعاد گوناگون شخصیت و مکتب امام، تنها بخشی را برجسته و بخشهای دیگر را کمرنگ کنند.
اگر بسیاری از جریانهای سیاسی، خط امام را از دریچه نیازهای سیاسی و گفتمانی خود فهم کردهاند، رهبر شهید انقلاب تلاش داشتند خط امام را بهمثابه یک منظومه کامل، زنده و دارای نسبتهای درونی دقیق با یکدیگر بازخوانی کنند؛ منظومهای که در آن عدالت، معنویت، جمهوریت، ولایت، استکبارستیزی، مردمباوری، استقلال، عقلانیت، مبارزه با تحجر و مقابله با اشرافیگری، همگی در جای خود معنا دارند و هیچکدام نباید به قیمت حذف دیگری برجسته شود.
تفاوت روشی رهبر شهید انقلاب در تبیین خط امام
تفاوت اصلی روش ایشان با سایر خوانشها در همین نقطه آشکار میشود. جریانهای سیاسی معمولاً از موضع یک نیاز تاریخی یا منازعه سیاسی به سراغ امام رفتهاند و بدین ترتیب بود که چپ اسلامی، امام را بیشتر در نسبت با عدالت اجتماعی، حمایت از مستضعفان، اقتصاد دولتی و مقابله با سرمایهداری معرفی کرد؛ اصلاحطلبان، او را با جمهوریت، رأی مردم، قانونگرایی، حقوق شهروندی و اصلاح درونساختاری پیوند زدند و اصولگرایان نیز بیشتر با ولایتمداری، استکبارستیزی و حمایت از جبهه مقاومت معرفی کردند. در نتیجه، هر یک از این جریانها بخشی از خط امام را برجسته کردهاند و آن را دال مرکزی خوانش خود قرار دادهاند. مسئله این است که هرگاه یک جزء از منظومه امام به کل آن تبدیل شود، خطر تحریف آغاز میشود؛ حتی اگر آن جزء، در ذات خود صحیح و اصیل باشد.
روش رهبر شهید انقلاب اسلامی دقیقاً در برابر همین خطر قرار داشت؛ ایشان در مواجهه با امام، روش «گزینشی» نداشتند. امام را نه صرفاً رهبر عدالتخواهی اقتصادی میدانستند، نه صرفاً نماد جمهوریت، نه فقط نظریهپرداز ولایت فقیه و نه تنها پرچمدار مبارزه با آمریکا. در نگاه ایشان، امام همه اینها بود، اما هیچکدام بهتنهایی نبود. از همین رو، میتوان گفت مهمترین ویژگی خوانش ایشان از خط امام، پرهیز از «فروکاست» و «بزرگنمایی» بود.
از منظر روشی، ایشان خط امام را نه یک شعار سیاسی، بلکه یک «معیار تشخیص» میدانستند. به همین دلیل، در مناسبتهای مختلف، بهویژه در سخنرانیهای مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، تلاش میکردند تصویر منسجمی از امام ارائه کنند؛ تصویری که هم مانع مصادره امام توسط جریانهای سیاسی شود و هم اجازه ندهد نسلهای جدید، امام را از خلال روایتهای ناقص، جناحی یا تحریفشده بشناسند.
نتیجه متفاوت ترسیم خط امام از منظر رهبر شهید انقلاب
نخستین نتیجه این روش آن است که خط امام از سطح نزاعهای روزمره سیاسی فراتر میرود و امام صرفاً در یک دوره تاریخی یا یک جناح سیاسی قاببندی نمیشود. در نتیجه همین روش است که امام «حقیقتی زنده» در تاریخ انقلاب اسلامی باقی میماند و خط امام نیز راهنمای استمرار انقلاب در زمانهای جدید میشود. در نتیجه همین روش است که دیگر نمیتوان با امام برخورد موزهای داشت و ایشان را به یک خاطره تاریخی، یک نماد تشریفاتی یا یک نام مقدس تقلیل داد.
از سوی دیگر، نمیتوان امام را تابع اقتضائات جناحی کرد و هر بخش از اندیشه او را که با نیاز امروز یک جریان سازگار است، برجسته و بخشهای دیگر را حذف کرد. اگر خط امام درست فهم شود، نه ابزار توجیه وضع موجود است و نه وسیله تسویهحساب سیاسی؛ بلکه معیاری برای سنجش میزان وفاداری جریانها به حقیقت انقلاب اسلامی است و با این میزان میتوان دریافتی درست از «حال» جریانهای سیاسی داشت.
نتیجه مهم دیگری که با روش رهبر شهید انقلاب محقق خواهد شد، نوعی «بازسازی جامع از مکتب امام» است که در این بازسازی، امام شخصیتی تکبعدی نیست. او هم به رأی مردم و هم به ولایت فقیه اهمیت میدهد ؛ هم از مستضعفان دفاع میکند و هم با اشرافیگری میستیزد؛ هم با تحجر مخالف است و هم با اسلام آمریکایی؛ هم بر استقلال کشور و هم بر حضور مردم تأکید دارد ؛ هم اهل عقلانیت سیاسی و هم اهل مقاومت در برابر استکبار است.
هنر رهبر شهید انقلاب در این بود که میان این عناصر، نسبت برقرار میکرد و اجازه نمیداد یکی از آنها علیه دیگری مصادره شود. برای مثال «جمهوریت» در خوانش ایشان نباید به نفی «اسلامیت» یا «ولایت» منجر شود؛ همانگونه که ولایتمداری نیز نباید به حذف مردم، بیاعتنایی به رأی عمومی یا نادیده گرفتن عدالت اجتماعی بینجامد.
از این جهت، میتوان گفت خوانش ایشان از خط امام، خوانشی «ترکیبی» و نه «التقاطی» و نه «گزینشی» است؛ چراکه ابعاد خط امام را بینسبت و پراکنده کنار هم نمیگذارد، بلکه آنها را در درون یک منظومه فکری و سیاسی منسجم معنا میکند. در این منظومه، استقلال بدون معنویت ناقص است، عدالت بدون ولایت به انحراف میرود، جمهوریت بدون اسلامیت تهی میشود، اسلامیت بدون مردمباوری به تحجر یا استبداد میل میکند و استکبارستیزی بدون عقلانیت، عدالتخواهی و خدمت به مردم، به شعاری بیریشه و هزینهزا تبدیل میشود.
سومین و آخرین نتیجه چنین روشی، ترسیم درست خط امام برای نسلهای آینده است. نسلهایی که امام را ندیدهاند، بیش از دیگران در معرض روایتهای گزینشی قرار دارند. اگر خط امام تنها از زبان جریانهای سیاسی شناخته شود، هر نسل با چند امام متفاوت و حتی متعارض روبهرو خواهد شد؛ اما رهبر شهید انقلاب تلاش کردند که از خط امام، فهمی درست شکل گیرد و نسلهای آینده با تنشهای کمتری برای آشنایی با معارف انقلاب اسلامی مواجه شوند.
رهبر شهید انقلاب اسلامی با چنین روشی، موارد ذیل را به عنوان برخی از ابعاد خط امام معرفی کردند:
1- کار برای رضای خدا[23]
2- در هم تنیدگی سیاست و معنویت[24]
3- درهم تنیدگی معنویت و عقلانیت[25]
4- تفکیکناپذیری دین و سیاست و مقابله با سکولاریسم[26]
5- مقابله هم زمان با آفات تحجر و انفعال در حکومتداری[27]
6- اهتمام ویژه و خاص به مردم سالاری دینی[28]
7- عدالتخواهی و عدالتطلبی[29]
8- توجه به بعد جهانی انقلاب اسلامی[30]
9- مقاومت و ایستادگی در برابر مستکبران[31]
10- توجه ویژه به مسئله فلسطین[32]
11- معیار قرار دادن حال فعلی افراد[33]
12- وحدت ملی[34]
13- تکیه بر اصل «ما میتوانیم»[35] [1] – اسناد لانه جاسوسی آمریکا، ص 2، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
[2] – دعوای طلبگی در حلقه روحانیت، پایگاه خبری تحلیلی فردا نیوز، https://www.fardanews.com/fa/tiny/news-33366. [3] – سیاستمداران اهل فیضیه، علی دارابی، ص 201. [4] – روزنامه کیهان، 19 تیر 1362.. [5] – تشکیل «مجمع روحانیون مبارز»، https://khl.ink/f/16484. [6] – مجمع روحانیون مبارز چگونه شکل گرفت؟، https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1664436. [7] – جریانشناسی سیاسی در ایران، علی دارابی، ص323. [8] – مجمع روحانیون مبارز، صادق سلیمی بنی و آیت مظفری ، ص35-36. [9] – مردمسالاری، دیدگاهها و نظریهها، سید محمد خاتمی، ص 45. [10] – پیام سید محمد خاتمی به دومین کنگره سراسری حزب توسعه ملی ایران اسلامی، خبرگزاری آناتولی، https://v.aa.com.tr/2255705. [11] – سخنان خاتمی در دیدار با اعضای ستاد بزرگداشت مرحوم آیت الله سید جلال الدین طاهری اصفهانی، https://fararu.com/fa/tiny/news-160376. [12] – امام پرچمدار جمهوریت در ایران (نقدی بر نظریه حکومت انتصابی)، سید مصطفی تاجزاده، ماهنامه آفتاب، شماره 15، اردیبهشت 1381، ص 13-6. [13] – همان. [14] – صحیفه امام، ج 17، ص: 139-143. [15] – سخنان خاتمی در دیدار با استانداران دوره اصلاحات، پایگاه اطلاع رسانی جماران، https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-33433. [16] – اساسنامه جدید جامعه روحانیت، https://www.fardanews.com/fa/tiny/news-817225. [17] – سخنرانی آیتالله مهدوی کنی در همایش نظریه بیداری اسلامی، https://khl.ink/f/19814. [18] – ولایت فقیه در اندیشه آیت الله مهدوی کنی (ره)، هادی طحان نظیف و دیگران، نشریه دانش سیاسی، دی 1398. [19] – بیانیه جامعه روحانیت مبارز به مناسبت سیزدهم آبان ماه، پایگاه اطلاعرسانی جماران، https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-148618. [20] – https://farsnews.ir/politics/1518858000000533695. [21] – بیانیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)، https://fa.shafaqna.com/news/1814219/. [22] – بیانیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به مناسبت یوم الله 13 آبان، باشگاه خبرنگاران جوان، https://www.yjc.ir/00bAHN. [23] – بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم و میهمانان خارجى شرکتکننده در مراسم اوّلین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى (قدس سره الشریف)، 16/3/1369. [24] – بیانات در مراسم پانزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1383. [25] – بیانات در مراسم بیست و دومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1390. [26] – بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 13/3/1384. [27] – بیانات در مراسم هشتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1376. [28] – بیانات در مراسم پانزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1383. [29] – خطبههای نمازجمعه در بیست و یکمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1389. [30] – همان. [31] – بیانات در مراسم سیامین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1398. [32] – بیانات در مراسم سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1371. [33] – خطبههای نمازجمعه در بیست و یکمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1389. [34] – بیانات در مراسم بیست و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 13/3/1394. [35] – بیانات در مراسم سی و ششمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1404.