مکتب و خط امام خمینی (ره) از نگاه امام خامنهای شهید (ره)

در کنار این، احاطه بینظیر امام خمینی(ره) به معارف اسلامی و ارائه کلید واژه بسیار مهم «اسلام ناب محمدی» وظیفه نخبگان را بیش از پیش سنگین مینماید تا تقریر درستی از مکتب ایشان داشته باشند چرا که هرگونه قصور و کژروی در این مسیر میتواند نتایج بسیار ناگواری را چه در ساحت سیاست و چه در ساحت اندیشه دینی در پی داشته باشد.
رهبر شهید انقلاب اسلامی بر همین اساس و با نگاه به مبانی نظری و سیره عملی ایشان نسبت به تبیین خط امام و مولفههای مکتب خمینی کبیر، تلاش کردند تا تصویری جامع و مانع از «خط امام» ارائه کنند.
خط امام؛ میدان تفسیرهای رقیب و میدانداری رهبر شهید انقلاب
امام خامنهای شهید طی 36 سخنرانی در مراسم سالگرد امام راحل(ره) به صورت تخصصی شاخصهای خط امام را تبیین و اصول امام را برشمرده و بدین ترتیب مانع از کجاندیشیها نسبت به منظومه فکری امام خمینی(ره) شدند که در ادامه متن به شرح آن خواهیم پرداخت.
ضرورت تبیین دقیق مکتب و خط سیاسی امام خمینی(ره)
در نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی، تبیین دقیق خط امام خمینی(ره) نه یک اقدام معمولی و از سر تکلیف بلکه ضرورتی تاریخی است. ایشان با انتقاد صریح از کسانی که امام خمینی(ره) را بدون اندیشه و تفکر او، تمنا میکنند، تاکید دارند که باید وصایای آن امام راحل را مورد تدبر قرار داد «تا راه امام را اشتباه نکنیم. کسانی که دم از امام میزنند، اما حاضر نیستند فکر امام و راه امام را بپذیرند و به آن تن بدهند، اشتباه میکنند.»[1]
امام شهید در بیانات خود هشدار میدهند که ممکن است به انحاء گوناگون، شخصیت امام خمینی(ره) نیز در خطر تحریف قرار گیرد و از این رو انذار میدهند که «تحریف شخصیّتها به این است که ارکان اصلی شخصیّت آن انسان بزرگ، یا مجهول بماند، یا غلط معنا شود، یا بهصورت انحرافی و سطحی معنا شود؛ همهی اینها برمیگردد به تحریف شخصیّت.»[2]
ترسیم تصویر امام خمینی(ره) به عنوان شخصیتی برخاسته از متن اسلام ناب
یکی از تلاشهای مهم رهبر شهید انقلاب اسلامی، ارائه تصویری از امام خمینی(ره) بود که ایشان را به طور کامل، تربیتیافته مکتب اسلام ناب محمدی و تجلیات آیات قرآن کریم معرفی میکرد. معظمله در نخستین سالگرد ارتحال خمینی عزیز فرمودند: «امام بزرگوار ما مجسّمهاى بود از ارزشهاى انقلاب ما. از یکى از همسران پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله و سلّم) خواستند که پیغمبر اکرم را توصیف کند؛ در جواب گفت: کانَ خُلقُهُ القُرآن؛ یعنى قرآنِ مجسّم بود. ما امروز دربارهى امام بزرگوارمان باید عرض کنیم که اسلامِ انقلابىِ مجسّم، اسلام نابِ مجسّم در زندگى، در اخلاق، در احساسات، در تصمیمگیرىها و فانى براى خدا بود؛ خداى متعال هم به او پاداش داد. کارى که به دست این بزرگوار در این دوران انجام گرفت، کارى بود بىنظیر بعد از کار پیغمبران اولوالعزم؛ چنین حرکت عظیمى را کسى انجام نداده بود.»[3]
ایشان به صورت متناوب، نشانههایی از شخصیت قرآنی امام راحل ارائه داده و آیات ذیل را در توصیف شخصیت امام خمینی(ره) به کار بردهاند:
– «وَ مَنْ یَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ فَأُولئِکَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلی(سوره طه، آیه 75)»[4]
– «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ(سوره سجده، آیه 24)»[5]
– «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا(سوره مریم، آیه 96)»[6]
– «قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ(سوره ممتحنه، آیه 4)»[7]
– «وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ(شوره شعراء، آیه 217)»[8]
مختصات خط و مکتب سیاسی امام خمینی(ره)
در کنار ترسیم شخصیت امام خمینی(ره)، هنر و دغدغه اصلی رهبر شهید انقلاب اسلامی، ترسیم مختصات دقیق خط و مکتب سیاسی امام راحل بود تا انحراف از این خط به حداقل ممکن رسیده و برای کسانی که آن امام عزیز را از نزدیک ندیده بودند، تصویر نادرست و معوَّجی شکل نگیرد.
شهید آیتالله امام خامنهای(ره) از یک سو در روزهای سخت مبارزه با روشنگریها و سخنرانیهای خود، مروج خط امام بودند و از سوی دیگر در سالهای استقرار نظام اسلامی با بر عهده گرفتن سختترین مسئولیتهای سیاسی و اجرایی، از نزدیک شاهد منش سیاسی امام خمینی(ره) بودند و این عوامل دست به دست هم داد تا درکی «منظومه وار» از اجزای خط امام داشته باشند و اجزای این خط را منفصل از یکدیگر برجسته سازی نکنند.
امام شهید با دارا بودن چنین پشتوانههای مهمی، مختصات خط بنیانگذار انقلاب اسلامی را دارای مختصات ذیل معرفی کردهاند:
کار برای خدا
شاید یکی از شناختهشدهترین جملات امام خمینی(ره) همان جمله کوتاه بود که در پس بسیاری از توصیههای خود میفرمودند؛ «لکن برای خدا باشد ان شاالله». آن امام عزیز که جز برای کسب رضایت الهی در زندگی شخصی خود قدم برنمیداشت، در سلوک سیاسی خود نیز عمل برای خدا را سرلوحه کار خود قرار داده و به تعبیر رهبر شهید انقلاب اسلامی:
«براى خدا حرف میزد، براى خدا اقدام میکرد، براى خدا قهر میکرد، براى خدا حمایت میکرد، براى خدا حاضر بود نپسندیدن آحاد مردم را تحمّل کند، تنها بماند و حرکت کند. اخلاص او آن نقطهی اساسى حیات او بود. راه آن بزرگوار هم فقط با اخلاص طىشدنى است و تودههاى مردم این اخلاص را بحمدالله دارند و نشان دادهاند. این یک خصوصیّت که ما به هیچ وجه باید آن را دستِکم نگیریم؛ مخصوصاً ما مسئولین و کسانى که براى خودمان مسئولیّتى و وظیفهى خطیرى قائل هستیم.»[9]
رهبر شهید تصریح داشتند که امام خمینی(ره) «پیروزی واقعی» را نه در کسب رضایت افراد بلکه در کسب رضایت الهی دانسته و فرمودند:
«یک شاخص دیگر در مشی امام و خط امام که خیلی مهم است، مسئلهی محاسبات معنوی و الهی است. امام در تصمیمگیریهای خود، در تدابیر خود، محاسبات معنوی را در درجهی اول قرار میداد. یعنی چه؟ یعنی انسان برای هر کاری که میخواهد بکند، در درجهی اول هدفش کسب رضای الهی باشد؛ کسب پیروزی نباشد، به دست گرفتن قدرت نباشد، کسب وجاهت پیش زید و عمرو نباشد. هدف اول، رضای الهی باشد.»[10]
در هم تنیدگی سیاست و معنویت
امام خمینی(ره) با همان نگاه الهی خود پا به عرصه سیاست نهادند و تعبد شخصی و سیاسی را آنچنان با یکدیگر در هم تنیدند که دیگر قابل جدایی نبود. رهبر شهید بر این باور بود که امام راحل به صورت هم زمان به «تعبّد و عمل فردی» و «ایستادگی در برابر سلطه شیطان نفس و شیطانهای قدرت» اهتمام داشتند[11] و به تعبیر دقیقتر «در مکتب سیاسی امام، معنویت از سیاست جدا نیست؛ سیاست و عرفان، سیاست و اخلاق. امام که تجسم مکتب سیاسی خود بود، سیاست و معنویت را با هم داشت و همین را دنبال می کرد؛ حتّی در مبارزات سیاسی، کانون اصلی در رفتار امام، معنویت او بود.»[12]
درهم تنیدگی معنویت و عقلانیت
از نگاه امام شهید «مکتب امام یک بستهی کامل است، یک مجموعه است، دارای ابعادی است؛ این ابعاد را باید با هم دید، با هم ملاحظه کرد. دو بُعد اصلی در مکتب امام بزرگوار ما، بُعد معنویت و بُعد عقلانیت است. بُعد معنویت است؛ یعنی امام بزرگوار ما صرفاً با تکیهی بر عوامل مادی و ظواهر مادی، راه خود را پی نمیگرفت؛ اهل ارتباط با خدا، اهل سلوک معنوی، اهل توجه و تذکر و خشوع و ذکر بود؛ به کمک الهی باور داشت؛ امید او به خدای متعال، امید پایانناپذیری بود. و در بُعد عقلانیت، به کار گرفتن خرد و تدبیر و فکر و محاسبات، در مکتب امام مورد ملاحظه بوده است.»[13]
تفکیکناپذیری دین و سیاست و مقابله با سکولاریسم
یکی از سختیهای راه امام راحل در شروع نهضت اسلامی خود، مقابله با گزاره انحرافی «جدایی دین از سیاست» بود که سالها توسط دستگاههای تبلیغاتی استعمار در کشورهای اسلامی بر شیپور آن دمیده شد اما امام خمینی(ره) که خود را دنبالهرویِ شهیدی میدانست که معتقد بود «سیاست ما عین دیانت ماست» و از اهداف شوم استعمارگران در پس این شعارها با خبر بود، دین و سیاست را دارای یک مبنا دانسته و از منظر رهبر شهید انقلاب اسلامی «جوهر اصلی در مکتب امام بزرگوار ما، رابطهی دین و دنیاست؛ یعنی همان چیزی که از آن به مسئلهی دین و سیاست و دین و زندگی هم تعبیر میکنند. امام در بیان ارتباط دین و دنیا، نظر اسلام و سخن اسلام را به عنوان مبنا و روح و اساس کار خود قرار داده بود. اسلام، دنیا را وسیلهای در دست انسان برای رسیدن به کمال میداند. از نظر اسلام، دنیا مزرعهی آخرت است.»[14]
مقابله هم زمان با آفات تحجر و انفعال در حکومتداری
امام راحل در راه تشکیل نظام اسلامی تنها در یک جبهه فکری در حال مقابله نبود بلکه در کنار ابطال نظریه جدایی دین از سیاست، میبایست برای تاسیس و اداره حکومت خدا با آفات مهمی چون تحجر و انفعال مقابله میکرد؛ چرا انحراف به سمت هر کدام از این آفات، میتوانست نتایج جبرانناپذیری را در پی داشته باشد.
رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز با برشمردن این شاخص مهم در مکتب و خط سیاسی امام خمینی(ره) فرمودند:
مطلب دیگری که درباره امام است این است که چنین حرکت عظیمی، معمولاً و عادتاً با یکی از دو آفتِ «تحجّر» یا «انفعال» مواجه میشود. چنین کار بزرگی، آفاتی دارد و آفت بزرگ چنین حرکت عظیمی با این ابعاد وسیع – همانطور که گفتم – یکی از دو آفت «تحجّر» یا «انفعال» است.
تحجّر این است که، کسی که میخواهد کار بزرگی را با این عظمت انجام دهد، نتواند نیازهای زمان و لوازم هر لحظه لحظه زندگی یک ملت را از قرآن بشناسد و بخواهد در یک وضعیت ایستا و بدون انعطاف، حکم نماید و کار کند و پیش برود. امام، خود را از این آفت مبّرا کرد. امام بزرگوار، فقه شیعه را به سمت فقه حکومتی کشاند.
آفت دومی که در چنین مواردی، مسؤولان و رهبران و گردانندگان اجتماعات را تهدید میکند، این است که آنها را دچار انفعال و خودباختگی کنند و و در موضع تأثیرپذیرىِ ناخواسته از اراده دیگران قرار دهند. امام بزرگوار، در مقابل این آفت دوم هم مثل کوه ایستاد. آن چیزی که باید مورد توجّه قرار گیرد و من اصرار دارم که مردم عزیز ما – بخصوص جوانان – و همچنین مسؤولان بخشهای مختلف نظام مقدّس جمهوری اسلامی به آن توجّه کنند، این است که دشمنان نظامِ جمهوری اسلامی، وقتی نمیتوانند در میدان مبارزه رویاروی، کار مؤثّری با این نظام انجام دهند؛ یعنی نمیتوانند به آن ضربه نظامی بزنند؛ نمیتوانند انفجار داخلی درست کنند؛ نمیتوانند ضربههای امنیتی بزنند؛ نمیتوانند با محاصره اقتصادی، آن را به زانو درآورند – وقتی از همه اینها مأیوس میشوند – یک راه برایشان باقی میماند و آن، این است که نظام اسلامی و انقلابی را به مواضعی برخلاف اصولِ خود سوق دهند، یا به عبارت سادهتر و روشنتر، آن را وادار کنند که از گفتههای خود در زمینه مسائل انقلاب برگردد؛ حرف و مواضع خود را تخطئه کند و خودش را دچار تناقض نماید! این را از چه راهی انجام میدهند؟ از راه فشارهای تبلیغاتی، فشارهای سیاسی، فشارهای فرهنگی. جو را آنچنان از فشار انباشته میکنند که انسانهای ضعیفالنّفس، در مقابل این فشار نمیتوانند مقاومت کنند. راه میان تحجّر و خودباختگی، راهی بود که امام انتخاب کرد. این، درس بزرگ امام بود و توانست این انقلاب را نجات دهد.»[15]
اهتمام ویژه و خاص به مردم سالاری دینی
یکی از اعجازهای رهبران انقلاب اسلامی، تکیه واقعی ایشان به مردم و وارد نمودن اراده عمومی در تصمیمات کشور بود که با نگاه به تاریخ مطول استبداد و شاهنشاهی در جغرافیای ایران، به یقین باید از دوران نهضت اسلامی و پس از آن، شروع به کار جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک نقطه عطف در امر حکمرانی مردمی سخن گفت.
این معجزه پیش از آنکه یک پدیده خلقالساعه و تصادفی باشد، ریشه در اعتقادات امام خمینی(ره) داشت که رهبر شهید انقلاب در این باره فرمودند:
«در مکتب سیاسی امام، هویت انسانی، هم ارزشمند و دارای کرامت است، هم قدرتمند و کارساز است. نتیجه ی ارزشمندی و کرامت داشتن این است که در اداره ی سرنوشت بشر و یک جامعه، آراء مردم باید نقش اساسی ایفا کند. لذا مردم سالاری در مکتب سیاسی امام بزرگوار ما – که از متن اسلام گرفته شده است – مردم سالاری حقیقی است؛ مثل مردم سالاری امریکایی و امثال آن، شعار و فریب و اغواگری ذهنهای مردم نیست.»[16]
امام شهید بر این باور بودند که مهم ترین ابتکار عمل امام خمینی(ره) در این موضوع این بود که «مفهوم مردمسالاری را از چیزی که طرّاحان دمکراسی غربی و عوامل آنها در صحنههای عملی میخواستند نشان دهند، بهکلّی دور کرد. سعی آنها این بود که اینطور القاء کنند که مردمسالاری با دین سالاری و دینداری سازگار نیست. امام این مفهوم باطل را زایل کرد و مردمسالاری دینی – یعنی همان جمهوری اسلامی – را در دنیا مطرح نمود. او به زبان هم اکتفا نکرد؛ صرفاً استدلال فکری هم نکرد؛ عملاً این را نشان داد.»[17]
عدالتخواهی و عدالتطلبی
اگر «اسلام ناب محمدی» را به عنوان یکی از مهمترین دالهای منظومه فکری امام خمینی(ره) درنظر بگیریم، عدالتخواهی و عدالتطلبی یکی از کلیدیترین خروجیهای این خوانش از معارف اسلامی است و رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز بر این باور بودند که «اولین و اصلیترین نقطه در مبانی امام و نظرات امام، مسئلهی اسلام ناب محمدی است؛ یعنی اسلام ظلمستیز، اسلام عدالتخواه، اسلام مجاهد، اسلام طرفدار محرومان، اسلام مدافع حقوق پابرهنگان و رنجدیدگان و مستضعفان. در مقابل این اسلام، امام اصطلاح «اسلام آمریکائی» را در فرهنگ سیاسی ما وارد کرد.»[18]
امام شهید مسألهی عدالت اجتماعی را یکی از «مهمترین» و «اصلی ترین خطوط در مکتب سیاسی امام» برشمرده و تاکید داشتند که از نظر امام راحل «در همهی برنامه های حکومت – در قانونگذاری، در اجرا، در قضا – باید عدالت اجتماعی و پُر کردن شکافهای طبقاتی، مورد نظر و هدف باشد.»[19]
توجه به بعد جهانی انقلاب اسلامی
«یک نقطهی دیگر از نقاط روشن خط امام، جهانی بودن نهضت است. امام نهضت را جهانی میدانست و این انقلاب را متعلق به همهی ملتهای مسلمان، بلکه غیر مسلمان معرفی میکرد»[20]. در حالی که برخی سیاسیون در ادوار مختلف تلاش داشتند که بُعد جهانی انقلاب اسلامی را حذف کنند، رهبر شهید انقلاب اسلامی در برابر این انحراف ایستاد و ضمن تصریح این اصل، اشاره داشتند که یک از شاخصهای مکتب سیاسی امام، «نگاه بین المللی و جهانی این مکتب است. مخاطب امام در سخن و ایده ی سیاسی خود، بشریت است؛ نه فقط ملت ایران. ملت ایران این پیام را به گوش جان شنید، پایش ایستاد، برایش مبارزه کرد و توانست عزت و استقلال خود را به دست آورد؛ اما مخاطب این پیام، همه ی بشریت است.[21]
امام، مقاومت و ایستادگی در برابر مستکبران
مساله نوع مواجهه با مستکبران یکی از موضوعاتی بود که از ابتدای شکلگیری نظام اسلامی مورد توجه و اختلاف نظر جریانهای سیاسی قرار گرفت و برخی از جریانها تلاش داشتند تا نگاه امام به این موضوع را به نحو دلخواه خود تصویر کرده و هرگونه استکبارستیزی را تنها اقدامی هزینهزا جلوه دهند.
اما رهبر شهید انقلاب اسلامی، نوع نگاه امام خمینی(ره) به این موضوع را در ابتدا به وجود دو صفت مهم «اتکال به قدرت الهی» و «شجاعت» در وجود امام راحل دانسته و فرمودند:
یکی از اصول امام اتّکال به کمک الهی، اعتماد به صدق وعدهی الهی، و نقطهی مقابل، بیاعتمادی به قدرتهای مستکبر و زورگوی جهانی است؛ این یکی از اجزاء مکتب امام است. اتّکال به قدرت الهی؛ خدای متعال وعده داده است به مؤمنین؛ و کسانی که این وعده را باور ندارند در کلام خودِ خداوند لعن شدهاند: وَ لَعنَهُمُ الله، وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم، آن کسانی که «اَلظّآنّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دائِرَةُ السَّوءِ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَ لَعَنَهُم وَ اَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ وَ سآءَت مَصیرًا». اعتقاد به وعدهی الهی، به صدق وعدهی الهی – که فرموده است «اِن تَنصُروا اللهَ یَنصُرکُم» – یکی از ارکان تفکّر امام بزرگوار ما است. نقطهی مقابل، به دلخوشکُنَکهای دشمنان، مستکبران، قدرتهای جهانی، مطلقاً نباید اعتماد کرد؛ این هم در عمل امام، در رفتار امام، در بیانات امام بهطور کامل مشهود است.»[22]
از نگاه رهبر شهید «شجاعت» یکی دیگر از صفات مهم امام خمینی(ره) بود که برخی تلاش داشتند این صفت امام را تخطئه کنند اما امام شهید با آگاهی از اهداف پشت پرده این تلاش، فرمودند که «بعضیها موذیانه سعی میکنند شجاعت را به معنای بیحساب عمل کردن و بیکلّه واردِ یک ماجرا شدن بگیرند؛ بعد آن را بمباران کنند و بگویند امروز روز شجاعت نیست؛ امروز این همه تهدید ما را احاطه کرده است؛ تهدید امریکا، تهدید تبلیغاتی، تهدید فرهنگی و تهدید نظامی.»[23]
علاوه بر این خصوصیات، در نگاه شهید خامنهای(ره) «امام ابرقدرتها را خوب شناخته بود؛ با قدرتهای سلطهگر و تجاوزگر نمیشود با التماس حرف زد. تا وقتی شما التماس کنید، عقبنشینی کنید، نرمش بخرج بدهید، طبیعت سلطهطلب این است که مُشتهای خود را گرهتر میکند، تهدید خود را جدیتر میکند، چهرهی خود را خشمگینتر میکند و جلوتر میآید. حق را با ایستادگی باید گرفت.»[24]
با تکیه بر همین موارد بود که «مقاومت» در مکتب سیاسی امام خمینی(ره)، جایگاه بسیار مهمی پیدا کرد و به تعبیر امام شهید«آن چیزی که امام را در هیئت یک مکتب، یک اندیشه، یک تفکّر، یک راه، مطرح کرد خصوصیّت ایستادگی، مقاومت، عدم تسلیم در مقابل مشکلات و موانع بود. در برابر طاغوتها، امام مقاومت خودش را به رخ همهی دنیا کشید؛ چه طاغوت داخل در دوران مبارزات که خیلیها خسته شدند، خیلیها مشرف به ناامیدی شدند امّا امام محکم ایستاد، امام بدون ذرّهای عقبنشینی در راه مبارزه ایستاد؛ که این مال دوران قبل از پیروزی انقلاب بود. و بعد از پیروزی انقلاب هم فشارها از نوع دیگر و به صورت همهجانبهتر در مقابل امام ظاهر شد، [امّا] امام باز هم اصل مقاومت را، ایستادگی را از دست ننهاد، مقاومت کرد. بنده وقتی به این خصوصیّت امام نگاه میکنم و به آیات قرآن مراجعه میکنم، میبینم امام حقیقتاً بسیاری از آیات قرآن را با همین ایستادگی خود و مقاومت خود معنا کرد.»[25]
نکته مهم اینجاست که از منظر امام شهید، مقاومت و ایستادگی در برابر «جبههی قلدران بینالمللی» و «مستکبران» آنچنان بنیان مرصوصی در مکتب امام خمینی(ره) دارد که ایشان «صریح و بدون ملاحظه و بیتقیّه»[26] آن را به اجرا در آورد و هیچ جای تردیدی در این موضوع باقی نگذاشت.
توجه ویژه به مسئله فلسطین
مقابله با غده سرطانی حاضر در منطقه غرب آسیا یکی از نقاط درخشان و تغییرناپذیر در مکتب سیاسی امام خمینی(ره) بود و رهبر شهید نیز تاکید داشتند که «مبارزه با اسرائیل، جایگاه خاصّی در منطق امام – در راه و رسم حکومتی – داشت. از اموری که در نظر امام امّت به هیچ وجه برای ملتهای مسلمان قابل اغماض نبود، مبارزه با صهیونیستها بود؛ چون امام بزرگوار، نقش ویرانگر و مخرّبِ این رژیم تحمیلی را از سالها پیش از پیروزی انقلاب، به درستی تشخیص داده بودند.»[27]
امام و معیار قرار دادن حال فعلی افراد
همراهی یا عدم همراهی با امام خمینی(ره) در نظام سیاسی و منطق رجال سیاسی جمهوری اسلامی ایران همواره از اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده که با وجود عدم اختلاف نظر در این رابطه، برخی تلاش داشتند تا همراهی یا عدم همراهی را به عنوان ابزاری برای حذف رقبای خود به کار ببرند.
اما امام شهید با دوراندیشی خود یادآور شدند که «یک نکتهی اساسی دیگر در مورد خط امام و راه امام این است که امام بارها فرمود قضاوت در مورد اشخاص باید با معیار حال کنونی اشخاص باشد. گذشتهی اشخاص، مورد توجه نیست. گذشته مال آن وقتی است که حال فعلی معلوم نباشد. انسان به آن گذشته تمسک کند و بگوید: خوب، قبلاً اینجوری بوده، حالا هم لابد همان جور است. اگر حال فعلی اشخاص در نقطهی مقابل آن گذشته بود، آن گذشته دیگر کارائی ندارد. بعضیها با امام از پاریس تو هواپیما بودند و آمدند ایران؛ اما در زمان امام به خاطر خیانت اعدام شدند! بعضیها از دورانی که امام در نجف بود و بعد که به پاریس رفت، با ایشان ارتباط داشتند، در اول انقلاب هم مورد توجه امام قرار گرفتند؛ اما بعد رفتار اینها، موضعگیریهای اینها موجب شد که امام اینها را طرد کرد، از خودش دور کرد. میزان، وضعی است که امروز بنده دارم.»[28]
البته رهبر شهید انقلاب تصریح داشتند که این جزء مهم خط امام نیز برگرفته از تعالیم اسلامی بود و تاکید داشتند که «یک شاخص دیگر در برنامهی امام و خط امام و راه مستقیم امام، مسئلهی جاذبه و دافعهی امام بود. انسانهای بزرگ، جاذبه و دافعهشان هم میدان وسیع و گستردهای دارد. آنچه که مبنا و معیار جاذبهی امام و دافعهی امام بود، باز مکتب بود، اسلام بود؛ دشمنىِ شخصی با کسی نداشت. اگر کدورتهای شخصیای هم بود، امام زیر پا میگذاشت؛ اما دشمنی به خاطر مکتب، برای امام بسیار جدی بود.»[29]
امام و وحدت ملی
«وحدت کلمه» یکی از مواردی بود که امام خمینی(ره) از آغاز نهضت اسلامی به مردم توصیه میکردند و آن را عامل مهم برتری بر دشمنان معرفی مینمودند که امام شهید پیرامون اهمیت این اصل فرمودند:
«یکی دیگر از خطوط اصلی تفکّر امام و راه امام و خطّ امام – این مطلب آخری است که عرض میکنم – مسئلهی وحدت ملّی است و توجّه به توطئههای تفرقهافکن؛ چه تفرقهی بر اساس مذهب، شیعه و سنّی؛ چه تفرقهی بر اساس قومیّتها، فارس و عرب و ترک و کرد و لر و بلوچ و امثال اینها. تفرقهافکنی یکی از سیاستهای قطعی دشمن بود و امام بزرگوار ما از اوّل بر روی وحدت ملّی و اتّحاد آحاد ملّت، یک تکیهی کمنظیر داشت که این یکی از خطوط است.»[30]
امام و تکیه بر اصل «ما میتوانیم»
اگر استقلال را به عنوان یکی از سهگانههای مهم انقلاب اسلامی بدانیم، تحقق استقلال – در عرصههای مختلف سیاسی، بینالمللی، اقتصادی و… – بیش از همه چیز به شکستن قالبهای تحقیرآمیزی بود که استعمارگران سالها در ذهن مردمان کشور ما تزریق کرده بودند اما امام خمینی(ره) با جایگزین کردن اصل مهم «ما میتوانیم»، زمینه استقلال ایرانیان را فراهم کرد و رهبر شهید انقلاب اسلامی در همین رابطه فرمودند:
«یک سرفصل، اصل «ما میتوانیم» است. امام به ما یاد داد که بگوییم و باور کنیم که میتوانیم. در رژیم گذشته گفته بودند و باورانده بودند که ما نمیتوانیم، کاری از دست ما برنمیآید، دیگران باید برای ما انجام بدهند؛ امام 180 درجه عکس این را در هویّت ملّی ملّت ایران وارد کرد: «ما میتوانیم»؛ یعنی اعتماد به نفْس را در ملّت و در جوانان زنده کرد. این را هم همین جا من عرض بکنم که این «ما میتوانیم» اینقدر مهم است که برای نفی این «ما میتوانیم» طرّاحی میکنند. الان در همین قضیّهی اخیر هستهای و گفتگوهایی که در زمینهی هستهای با وساطت عمان وجود دارد، طرحی که آمریکاییها ارائه کردند صد درصد ضدّ «ما میتوانیم» است. امام اعتماد به نفْس را در جوانان ما زنده کردند، در سیاستمداران ما زنده کردند؛ گفتند میتوانیم، [ما هم] تجربه کردیم دیدیم بله، میتوانیم. این پیشرفتهای علمی، این پیشرفتهای فنّاوری، این تواناییهای دفاعی، این کارهای بزرگی که دولتها در طول این سالها در آبادانی این کشور انجام دادند، اینها را ما باور نمیکردیم که بشود؛ میگفتند هم که نمیشود، امتحان کردیم دیدیم نخیر، ملّت ایران میتواند و میتوانیم. این یکی از سرفصلهای مهم و یک اصلی است در «استقلال ملّی» که در بیانات امام تکرار شده.»[31] [1] – بیانات در مراسم نهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1377.
[2] – بیانات در مراسم بیست و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1394. [3] – بیانات در مراسم اولین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1369. [4] – بیانات در مراسم پنجمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1373. [5] – بیانات در مراسم چهاردهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1382. [6] – بیانات در مراسم هجدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1386. [7] – خطبههای نمازجمعه در بیست و یکمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1389. [8] – بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1391. [9] – بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم و میهمانان خارجى شرکتکننده در مراسم اوّلین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى (قدس سره الشریف)، 16/3/1369. [10] – خطبههای نمازجمعه در بیست و یکمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1389. [11] – بیانات در مراسم سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1371. [12] – بیانات در مراسم پانزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1383. [13] – بیانات در مراسم بیست و دومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1390. [14] – بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 13/3/1384. [15] – بیانات در مراسم هشتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1376. [16] – بیانات در مراسم پانزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1383. [17] – بیانات در مراسم چهاردهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1382. [18] – خطبههای نمازجمعه در بیست و یکمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1389. [19] – بیانات در مراسم پانزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1383. [20] – خطبههای نمازجمعه در بیست و یکمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1389. [21] – بیانات در مراسم پانزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1383. [22] – بیانات در مراسم بیست و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1394. [23] – بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت چهاردهمین سالگرد رحلت حضرت امام خمینی(ره)، 3/3/1382. [24] – بیانات در مراسم هجدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1386. [25] – بیانات در مراسم سیامین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1398. [26] – بیانات در مراسم بیست و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 13/3/1394. [27] – بیانات در مراسم سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1371. [28] – خطبههای نمازجمعه در بیست و یکمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1389 [29] – همان. [30] – بیانات در مراسم بیست و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 13/3/1394. [31] – بیانات در مراسم سی و ششمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (رحمهالله)، 14/3/1404.