بازگشت به متن و تاریخ؛ درآمدی بر مکتب فقهی آیتالله شبیری زنجانی

از زمان شیخ انصاری و در ادامه با آرای آخوند خراسانی و میرزای نائینی، دانش «اصول فقه» سیطره چشمگیری بر فقه شیعه پیدا کرد. شاگردان برجسته این مکتب در نجف-از جمله آیتالله خویی، سید محمود شاهرودی، شیخ حسین حلی و سید محسن حکیم-روشی را تثبیت کردند که در آن، استنباط احکام تا حد زیادی بر پایه قواعد انتزاعی و پیشینی اصولی بنا میشد.
در این نگرش، گاه پیش از ورود تفصیلی به روایات، «اصل عملی» یا قاعده اصولی حاکم بر مسئله مشخص میشد. مباحثی مانند منجّزیت علم اجمالی، جریان استصحاب در شبهات حکمیه و قواعد نظریِ تعارض روایات، ساختار اصلی استنباط را هدایت میکردند. این رویکرد فقه را تا اندازهای از بافت تاریخی متون جدا میکرد و تابع قواعد شبهمنطقی میساخت.
در نقطه مقابل، روش فقهی آیتالله شبیری زنجانی نوعی بازگشت به ادله نقلی و فهم تاریخی فقاهت و شریعت است. این شیوه، پیوند وثیقی با سنت قدما، مکتب فقهیِ محقق اردبیلی و آموزههای آیتالله بروجردی دارد. در این مکتب، فقیه پیش از تکیه بر قواعد اصولی، ادله روایی و پیشینه فتوایی مسئله را بهدقت میکاود.
ویژگیهای بارز این اسلوب فقهی را میتوان در چند محور خلاصه کرد:
1. ردیابی تاریخی فتاوا و نقد اجماعها:
آیتالله شبیری اقوال فقیهان را با رویکردی تاریخی و به ترتیب زمانی از متقدمین تا متأخرین پیگیری میکند. بررسی فتاوای فقیهان از ماقبل شیخ طوسی تا معاصرین نزد ایشان نقشی کلیدی داشت. این روش نشان میدهد که بسیاری از دعاوی اجماع یا شهرت، حقیقت پیوسته نداشتهاند؛ بلکه گاه صرفاً عدم ثبت مخالفت بودهاند یا مخالفتهای کهن از چشم متأخرین پنهان مانده است.
2. متنمحوری و فهم عرفی روایات:
در این اسلوب، ادله نقلی اصالت بنیادین دارند. حل تعارض میان روایات بهجای اعمال فرمولهای انتزاعی اصولی، بر اساس «جمع عرفی» و درک زبانیِ رایج در عصر معصومان انجام میپذیرد. ایشان فقه را مبتنی بر دلایل روشن و منصوص میدانست و تا حد ممکن از به کار بردن و بسط دادن قواعد انتزاعی پرهیز میکرذ.
3. تمایز با مکتب آیتالله بروجردی:
هر چند روش آیتالله شبیری در توجه به تاریخ متقدم فقه بسیار به آیتالله بروجردی شباهت دارد، اما تمایزی مهم میان آنها به چشم میخورد. در مکتب آیتالله بروجردی، شناخت فقه اهلسنت و فضای حاکم بر عصر صدور روایات نقشی اساسی در تفسیر کلام ائمه داشت؛ زیرا روایات شیعه اغلب ناظر به فتاوای عامه شمرده میشدند. با این حال، در روش آیتالله شبیری، توجه به فقه عامه کمرنگتر است و تکیه اصلی بر شناخت درونیِ رجال، راویان و تبار تاریخی اقوال امامیه قرار دارد.
امروزه گرایش نسل جوان حوزه به روش آیتالله شبیری رویدادی قابل تأمل است. بسیاری از این طلاب و فضلا، آموزشیافته اساتیدی هستند که خود در مدار مکتب اصولی نجف و آراء نائینی، خویی و شهید صدر بالیدهاند. با این وجود، نسل جدید حوزه با مشاهده جامعیت، تتبع تاریخی، دقت کمنظیر در شناخت اسناد روایی و ملموس بودن این روش در حل مسائل، به پرچمداری آیتالله شبیری زنجانی روی آورده است. این اقبال را میتوان نشانهای از عطش پژوهشگران معاصر حوزه برای رهایی از پیچیدگیهای انتزاعی و رویآوردن به فقهی عینی، تاریخی و متنمحور دانست.
یادداشت از: سیدفرید حاجی سیدجوادی، پژوهشگر حوزوی