چرا پاسداشت زبان و ادبیات فارسی اهمیت دارد؟

زبان فارسی در طول تاریخ، دژمستکمی در برابرهجمههای بیگانگان بوده است و بر مبنای این میراث گرانقدر مشترک اقوام ایرانی، همواره گنجینههایی از اندیشهها و ارزشهابازتولید شده وجامعه از آن بهرهمند شده است.
از سویی پیوند زبان و ادب فارسی، زمینه سازخلق شاهکارهای کم نظیری از مفاهیم و معارف بلندی توسط شاعران و ادیبانی شده که ازحیث گستردگی و گیرایی، حافظه فرهنگی ایرانیان را سرشار از طراوت و حلاوت ساخته است.
نامگذاری 27 شهریور به نام روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریار، تنها یک نامگذاری نمادین نیست بلکه روایتی شناختی از اهمیت موضوعی است که نباید به آسانی از آن گذشت.
این روز، فرصتی برای تاملات تاریخی در تاریخ ادبیات این سرزمین و یادکرد شاعران بزرگ سرزمین فارسی زبانان و امکانی برای احیاء فرهنگ و ادبیاتی است که علیرغم شکوه آن گاهی در غفلتها و بیمهریهای برخاسته ازخود باختگیها، کمرنگ میشود.
امروزه دیپلماسی فرهنگی یکی از مولفههای مهم قدرت نرم قلمداد میشود و تجربه ثابت کرده جوامعی که بیشتر پاسدار این ابزار قدرتمند بودهاند، از هجوم بیگانگان بیشتر در امان ماندهاند.
تاریخ هم نشان داده که زبان فخیم پارسی، چه سهم مهمی در انتقال درست روایتها و رویدادهای تاریخی داشته و در مقاطعی چگونه از زوال فرهنگ و تمدن و هویت جلوگیری کرده و یا اینکه چگونه شاعران از دستگاه وزین زبانی برای به تصویر کشیدن آیینها و آداب و رسوم وخرده فرهنگها استفاده کردهاند.
بخش گسترده دواوین شاعران این سرزمین آمیخته با حکمتهایی است که این آثار را از مرحله تفنن به درجه تفکر سوق داده و به عنوان مواریث معنوی مورد تکریم آحاد جامعه است.
“روز شعر و ادب فارسی” در کاشان، علاوه بر یادکرد شاعر بزرگ معاصر استاد محمد حسین شهریار، یادآور نام و نشان دو شاعر و دو استادی است که دقیقا در روز شعر و ادب روی در نقاب خاک کشیدند.
“استاد محمد وارسته کاشانی”شاعر نامداری که در سبک هندی شعر میسرود و انجمن ادبی صبای کاشان، دههها از فیض حضور او بهره میجست و دیوان اشعارش، یادگاری از هنر شعری اوست.
دیگری”دکترعباس بهنیا” استاد فقید دانشگاههای کاشان و بنیانگذار رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی بود که او نیز درست در روز شعر و ادب فارسی آسمانی شد و جامعه ادبی کاشان را سوگوار کرد.
مردی که حداقل دو نسل از استادان امروز رشته ادبیات، مرهون و مدیون تدریس استادانه او در دانشگاهها بوده و هست؛ راهاندازی جایزه ادبی دکتر بهنیا و رویدادهایی از این قبیل در نکوداشتها و بزرگداشتهای شاعران و ادیبان و نیز سنت حسنه حضور بر سر مزار این دو شاعر و ادیب فرزانه در زیارت پنجهشاه و مزار فیض کاشانی با همگامی و همراهی جمعی از شاعران و استادان و شاگردان آن دو فرهیخته و نقل خاطرات و تکریم خدمات ادبی آنها به همت کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان، نمونه ای از قدرشناسی اهالی فهیم شعر و ادب کاشان است.
همچنانکه در مناسبتهای دیگری همچون روز بزرگداشت محتشم یا فیض، سهراب و سپیده کاشانی، اجتماعاتی از اهالی شعر و ادب برمزار آن نامداران شکل میگیرد.
در این میان، پراکندگی محل دفن شاعران و ادیبان کاشان، درعین مقتضیات خاص و وجود آرامگاههای خانوادگی در آرامستانهای مختلف شهر، مثل مزار دشت افروز، بقعه حبیب بن موسی، بقعه محتشم، مزارفیض کاشانی، دارالسلام گلابچی و سایر مزاراتی که اینک در اثر توسعه شهر اثری ازآنان وجود ندارد،ض رورت تدبیر درفراهم ساختن قطعه یا مجموعهای متمرکز و مستقل را در یکی از آرامستانهای کاشان دوچندان میکند.
تجربه احداث مقبره الشعرای تبریز، قطعه هنرمندان، قطعه نامآوران و فرهیختگان در بهشت زهرای تهران و یا تخت فولاد اصفهان، نمونههایی الهامبخش و شایستهای است که بانیان آن کوشیدهاند این ذخایر ادبی و فرهنگی در همیشه ایام درنظرگاه عموم مردم و مورد تکریم و تبجیل فرهنگ دوستان قرارگیرند.
از جمله پیشنهادهایی که میتوان برای رونق گردشگری ادبی کاشان و یادکرد بزرگان این سامان ارائه کرد، علاوه بر پیشبینی و جانمایی قطعه شاعران و نامآوران کاشان در دارالسلام گلابچی، اختصاص مکانی با عنوان باغ مفاخر یا موزه مشاهیر به عنوان یادمان آنها و با هدف پاسداشت نام و آثار این سرمایههای گرانبهای فرهنگی است.
پاسداشت هنرمندی که «ادبیات» را به صحنه تئاتر آورد
همچنانکه بازآرایی و بازپیرایی سنگ مزار آنان که بر اثر قدمت و یا شرایط آب و هوایی دستخوش آسیب شده، میتواند یکی دیگر از اقداماتی باشد که جامعه ادبی انتظار دارد اولیای امر پیشگام شوند و همانطور که آن بزرگان در اعتلای نام و اعتبار کاشان کوشیده و افتخار آفرینی کردهاند، اینها نیز با تمهید شرایط مناسب در ساماندهی مزارفرهیختگان برای معرفی به نسل های آینده اقدام کنند.
یادداشت از میثم نمکی، رئیس اداره ارشاد اسلامی شهرستان کاشان