نظام تعلیم و تربیت باید به مسئله‌ای فرا راهبردی تبدیل شود

تعلیم و تربیت باید به‌عنوان مسئله‌ای فرا راهبردی در سیاست‌گذاری‌های کشور مورد توجه قرار گیرد.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از مشهد، با آغاز سال تحصیلی جدید، مدارس بار دیگر به یکی از مهم‌ترین کانون‌های حضور، تعامل و ارتباط اجتماعی دانش‌آموزان تبدیل شده‌اند؛ محیطی که تنها محل آموزش کتاب‌های درسی نیست و می‌تواند در شکل‌گیری هویت اجتماعی، تقویت روحیه مشارکت، افزایش نشاط و بازسازی اعتماد اجتماعی نسل جدید نقش‌آفرین باشد. این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که جامعه در ماه‌های گذشته دوره‌ای پرتنش را پشت سر گذاشته و ضرورت بازگشت تدریجی به فضای عادی اجتماعی بیش از گذشته احساس می‌شود.

بازگشایی حضوری مدارس پس از دوره‌ای که کشور تحت تأثیر شرایط جنگی و پیامدهای اجتماعی آن قرارداشت، صرفاً به معنای آغاز دوباره کلاس‌های درس نیست؛ بلکه بازگشت یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی به فعالیت مستمر است لذا دانش‌آموزان در مدرسه علاوه بر یادگیری، ارتباط با همسالان، کار گروهی، فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی و تجربه زیست جمعی را می‌آموزند و همین تجربه می‌تواند در شکل‌گیری روابط اجتماعی آنان در سال‌های آینده اثرگذار باشد.

حسن فیروزشاهیان، دبیر جبهه احزاب و تشکل‌های حامی مقاومت فلسطین، نماینده مؤسسه بین‌المللی افق نو در مشهد و کارشناس مسائل سیاسی اجتماعی، در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم از مشهد با تأکید بر اینکه مدرسه یکی از نخستین نشانه‌های بازگشت جامعه به شرایط عادی پس از بحران است، تعلیم و تربیت را مسئله‌ای فراتر از آموزش دانست و بر ضرورت تغییر نگاه سیاست‌گذاران به آموزش و پرورش، تقویت جایگاه معلمان، توجه به فعالیت‌های پرورشی و تشکیلاتی، جلوگیری از تبعیض میان دانش‌آموزان و تبدیل سیاست‌های کلان تعلیم و تربیت به مطالبه‌ای جدی در کشور تأکید کرد.

بازگشایی مدارس؛ نشانه بازگشت جامعه به شرایط عادی

فیروزشاهیان با اشاره به شرایط اجتماعی و امنیتی کشور در ماه‌های گذشته اظهار کرد: ما یک فضای بسیار پرتنش اجتماعی را در سال گذشته پشت سر گذاشتیم و در ماه‌های ابتدایی امسال نیز موضوع جنگ بر شرایط عمومی کشور اثر گذاشت؛ جنگی که از حمله دشمن به یک مدرسه در میناب آغاز شد و غم از دست دادن 168 دانش‌آموز را بر دل جامعه گذاشت.

وی افزود: طبیعی بود که پس از این اتفاق و در شرایطی که وضعیت امنیتی کشور نامتعادل بود، مدارس به شکل غیرحضوری فعالیت کنند و جامعه در یک فضای پرتنش و پرفشار قرار بگیرد؛ اما مدارس یکی از شاخص‌های مهم برای سنجش وضعیت عمومی یک کشور هستند.

این فعال سیاسی اجتماعی ادامه داد: همان‌طور که برای بررسی وضعیت یک کشور باید دید آموزش، دانشگاه، خدمات عمومی و سایر بخش‌ها در چه شرایطی قرار دارند، بازگشت مدارس به فعالیت حضوری نیز می‌تواند نشانه‌ای از حرکت جامعه به سمت شرایط طبیعی باشد.

فیروزشاهیان با بیان اینکه پس از پایان دوره جنگ و دفاع، یکی از نخستین بخش‌هایی که باید به شرایط عادی بازگردد، خدمات عمومی و آموزشی است، گفت: بازگشایی مدارس، دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه و آغاز دوباره فعالیت سیستم آموزشی کشور، بخشی از فرایند بازگشت جامعه به فضای عادی است.

نشاط دانش‌آموزان به خانواده و جامعه منتقل می‌شود

وی با تأکید بر نقش حضور دانش‌آموزان در مدرسه در افزایش نشاط اجتماعی تصریح کرد: رفت‌وآمد دانش‌آموزان و حضور آنها در محیط مدرسه، زمینه‌ای برای شکل‌گیری نشاط اجتماعی ایجاد می‌کند و آموزش و پرورش می‌تواند از طریق برنامه‌های پرورشی، تربیتی، فرهنگی، اردوها و فعالیت‌های اجتماعی، نقش خود را در این زمینه ایفا کند.

دبیر جبهه احزاب و تشکل‌های حامی مقاومت فلسطین افزود: هر دانش‌آموز حداقل با یک خانواده در ارتباط است و هر اندازه دانش‌آموز در فضای طبیعی‌تر و آرام‌تری قرار بگیرد و بتواند تنش‌های خود را در فضای تربیتی مدرسه مدیریت و تخلیه کند، آرامش بیشتری را به خانه منتقل خواهد کرد.

فیروزشاهیان ادامه داد: از سوی دیگر، آرامش خانواده نیز بر دانش‌آموز اثر می‌گذارد؛ بنابراین مدرسه و خانواده مانند دو آینه هستند که نور را به یکدیگر بازتاب می‌دهند و در این میان، انجمن اولیا و مربیان می‌تواند نقطه پیوند میان دانش‌آموز، خانواده و مدرسه باشد.

وی تأکید کرد: در سالی که کشور دوره پساجنگ را تجربه می‌کند، باید به نقش انجمن اولیا و مربیان توجه ویژه‌ای شود؛ زیرا اگر فرایند تربیتی در خانه و مدرسه از یکدیگر جدا شود، روند طبیعی رشد و تربیت دانش‌آموز نیز با مشکل مواجه خواهد شد.

تعلیم و تربیت نباید به کنکور محدود شود

وی در ادامه با اشاره به تأکید رهبر انقلاب بر فرا راهبردی بودن تعلیم و تربیت گفت: اگر مدارس و نظام آموزش و پرورش صرفاً کنکورمحور باشند، تمام تمرکز بر این قرار می‌گیرد که دانش‌آموز مجموعه‌ای از محفوظات و آموزش‌ها را برای موفقیت در یک آزمون یاد بگیرد.

این کارشناس مسائل سیاسی و اجتماعی افزود:در چنین نظامی، میزان فهم دانش‌آموز، آموزش‌های اجتماعی، مهارت‌های کاربردی زندگی و بسیاری از ابعاد تربیتی تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و دانش‌آموز موفق کسی تلقی می‌شود که بتواند در فضای پیشاکنکوری عملکرد بهتری داشته باشد.

فیروزشاهیان تصریح کرد: تعلیم و تربیت زمانی فرا راهبردی می‌شود که دانش‌آموز با این هدف درس بخواند که بتواند برای سربلندی و اقتدار کشور خود کاری انجام دهد؛ این همان نگاهی است که باید در نظام آموزشی دنبال شود.

وی با بیان اینکه بخشی از این هدف در حوزه آموزش و بخشی در امور تربیتی و پرورشی محقق می‌شود، گفت: نمی‌توان از تعلیم و تربیت فرا راهبردی سخن گفت اما جایگاه اجتماعی و اقتصادی معلم را نادیده گرفت؛ چرا که معلم موتور محرکه نظام آموزش و پرورش است.

ارتقای معیشت معلمان؛ پیش‌شرط تحول آموزشی

فیروزشاهیان با انتقاد از نگاه صرفاً هزینه‌ای به آموزش و پرورش اظهار کرد: زمانی که معلم برای تأمین معیشت خود ناچار باشد بخش قابل توجهی از تمرکز خود را به ارائه خدمات آموزشی خارج از مدرسه اختصاص دهد، طبیعی است که این مسئله بر نقش تربیتی او نیز اثر می‌گذارد.

وی افزود: اگر سهم مناسبی از بودجه کشور به آموزش و پرورش اختصاص پیدا کند و در کنار تأمین هزینه‌های جاری مدارس، ارتقای معیشت کادر آموزشی نیز مورد توجه قرار گیرد، می‌توان انتظار داشت که زمینه برای آموزش‌های ضمن خدمت و دوره‌های تربیتی کاربردی برای معلمان فراهم شود.

این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: معلم باید بتواند آموزه‌های این دوره‌ها را در مدرسه به کار بگیرد و آموزش‌های کاربردی را به دانش‌آموز منتقل کند؛ در چنین شرایطی می‌توان درباره مدرسه‌ای که فراتر از انتقال دانش عمل می‌کند، صحبت کرد.

آموزش و پرورش باید از نگاه هزینه‌ای خارج شود

وی با تأکید بر ضرورت تغییر نگاه سیاست‌گذاران به آموزش و پرورش گفت: نخستین تغییر باید این باشد که آموزش و پرورش از یک سیستم هزینه‌محور به یک حوزه راهبردی تبدیل شود.

فیروزشاهیان ادامه داد: یکی از آسیب‌های نگاه هزینه‌ای این است که چون آموزش و پرورش مانند برخی دستگاه‌ها درآمد مستقیم و مستقل ندارد، گستردگی آن و تعداد کارکنان و مدارس به عنوان هزینه دیده می‌شود؛ در حالی که باید سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش را سرمایه‌گذاری برای آینده کشور دانست.

این کارشناسی سیاسی اجتماعی گفت: اگر چنین نگاهی حاکم شود، موضوع معیشت معلمان، کیفیت آموزش، تربیت نیروی انسانی و آموزش مهارت‌های مورد نیاز جامعه نیز در جایگاه واقعی خود قرار می‌گیرد.

احزاب نباید به دنبال بهره‌برداری سیاسی از مدرسه باشند

فیروزشاهیان درباره نقش احزاب و جریان‌های سیاسی در حوزه تعلیم و تربیت نیز اظهار کرد: اگر برای احزاب و جریان‌های سیاسی در سیاست داخلی و موضوعات مختلف کشور نقش مشورتی و مطالبه‌گری قائل باشیم، یکی از حوزه‌هایی که آنها می‌توانند و باید در آن ورود کنند، آموزش و پرورش است.

وی افزود: احزاب باید در موضوع آموزش و پرورش، به جای تمرکز صرف بر انتخابات، نسبت به ارائه نقد، پیشنهاد، راهکار و بررسی چالش‌ها ورود کنند؛ اما در این مسیر یک آسیب جدی وجود دارد و آن، بهره‌برداری سیاسی و یارکشی از بدنه آموزش و پرورش و دانش‌آموزان است.

این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: بهره‌کشی سیاسی، یارکشی و به گروگان گرفتن سیستم آموزش و پرورش برای تحقق اهداف سیاسی نباید اتفاق بیفتد. نمایندگان مجلس نیز باید به جای درگیر شدن صرف با انتصابات در وزارت آموزش و پرورش و ادارات استانی و شهرستانی، نسبت به بودجه‌های راهبردی، سیاست‌های کلان و نظارت بر عملکرد این وزارتخانه حساس باشند.

تشکل‌های دانش‌آموزی؛ تمرین کوچک انسجام اجتماعی

فیروزشاهیان با اشاره به ظرفیت مدرسه برای جمع شدن دانش‌آموزان با پیشینه‌ها و دیدگاه‌های مختلف در کنار یکدیگر گفت: اگر یک هدف بلند و راهبردی برای نقش‌آفرینی دانش‌آموزان تعریف شود، تشکل‌های دانش‌آموزی می‌توانند یکی از ابزارهای تحقق آن باشند.

وی با اشاره به فعالیت مجموعه‌هایی مانند بسیج دانش‌آموزی، انجمن اسلامی دانش‌آموزان، شوراهای دانش‌آموزی، سازمان دانش‌آموزی، گروه‌های دانش‌آموزی فرهنگی و اجتماعی و هلال احمر افزود: این مجموعه‌ها فرصت‌هایی برای فعالیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی دانش‌آموزان ایجاد می‌کنند.

این فعال سیاسی اجتماعی تصریح کرد: نباید دانش‌آموز احساس کند تنها زمانی که کتاب درسی مقابل او باز است، وقت مفیدی دارد. باید برای فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و تشکیلاتی نیز مشوق‌هایی در نظر گرفته شود.

فیروزشاهیان ادامه داد: دانش‌آموزان وقتی در قالب یک کار مشترک، مانند تولید نشریه، برگزاری اردو یا اجرای یک برنامه فرهنگی، با وجود اختلاف سلیقه در کنار یکدیگر فعالیت می‌کنند، نمونه کوچکی از انسجام اجتماعی را تجربه می‌کنند.

وی گفت: تجربه همزیستی محترمانه و انجام یک کار مشترک در مدرسه، بعدها در دانشگاه، محیط کار و سایر عرصه‌های اجتماعی نیز می‌تواند به دانش‌آموز کمک کند تا با وجود تفاوت دیدگاه‌ها، همکاری و مشارکت اجتماعی را تجربه کند.

مقابله با تبعیض؛ شرط تقویت امید اجتماعی

وی با اشاره به نقش مدرسه در تقویت امید و اعتماد اجتماعی اظهار کرد: مدارس باید از ایجاد تبعیض میان دانش‌آموزان برخوردار و کم‌برخوردار پرهیز کنند و شیوه تعامل با دانش‌آموزان نباید به گونه‌ای باشد که تفاوت‌های اقتصادی موجب ایجاد احساس تبعیض در محیط مدرسه شود.

فیروزشاهیان افزود: اگر دانش‌آموز در مدرسه با تبعیض اجتماعی مواجه شود، حتی اگر تلاش کنیم امید به آینده را در او ایجاد کنیم، ممکن است این پیام را نپذیرد؛ بنابراین امیدآفرینی زمانی محقق می‌شود که دانش‌آموز احساس کند در مدرسه مهارت، فرهنگ و آموزشی را دریافت می‌کند که کشور در آینده به آن نیاز دارد.دانش‌آموز باید احساس کند تخصص و مهارتی که امروز می‌آموزد، در آینده کشور مفید و مؤثر خواهد بود؛ در این صورت مدرسه می‌تواند به شکل‌گیری امید و احساس تعلق اجتماعی کمک کند.

سیاست‌های آموزش و پرورش باید از تغییر دولت‌ها تأثیر نگیرد

وی در پاسخ به اینکه برای تبدیل شدن تعلیم و تربیت به یک موضوع فرا راهبردی چه تغییر مشخصی باید در سیاست‌گذاری کشور ایجاد شود، اظهارکرد: در کشور نهادهایی مانند شورای عالی آموزش و پرورش، شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجلس و هیئت دولت درباره سیاست‌های آموزش و پرورش تصمیم‌گیری می‌کنند و در کنار آن، اسناد بالادستی و سیاست‌های کلی این حوزه نیز وجود دارد.

کارشناس مسائل سیاسی اجتماعی افزود: مسئله این است که گاهی سیاست‌هایی که در سطح نخبگانی و بالادستی تدوین می‌شوند، هنگام رسیدن به مدرسه با نگاه سنتی به آموزش مواجه می‌شوند و حتی ممکن است بخشی از بدنه اجرایی آموزش و پرورش با محتوای این اسناد آشنایی کافی نداشته باشد.

فیروزشاهیان تصریح کرد: باید نگاه سنتی به مدرسه که دانش‌آموز را صرفاً دریافت‌کننده محفوظات و آماده‌شونده برای کنکور می‌بیند، شکسته شود و دولت‌ها نیز آموزش و پرورش را از تکانه‌های سیاسی و تصمیم‌های کوتاه‌مدت دور نگه دارند.

آموزش و پرورش نیازمند ثبات در سیاست‌های کلان است

وی با اشاره به ضرورت ثبات سیاست‌های آموزش و پرورش گفت: برای نمونه، در حوزه دفاعی کشور، تغییر دولت‌ها به معنای تغییر اساسی راهبردهای کلان دفاعی نیست؛ ممکن است میزان اعتبار یا سطح توجه به این حوزه تغییر کند، اما اصل راهبردهای دفاعی استمرار دارد.در حوزه آموزش و پرورش نیز دولت‌ها باید سیاست‌های کلی کشور را به عنوان چارچوبی ثابت بپذیرند و در جهت تحقق آنها حرکت کنند.

این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: مجالس مختلف نیز باید عملکرد وزیر آموزش و پرورش را در زمان رأی اعتماد، سؤال یا استیضاح، بر اساس میزان تحقق سیاست‌های کلان و راهبردهای این حوزه ارزیابی کنند، نه اینکه صرفاً درگیر مسائل کوتاه‌مدت باشند.

فیروزشاهیان تأکیدکرد: آموزش و پرورش به تنهایی نمی‌تواند این تحول را ایجاد کند و قوه قضائیه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مجلس و سایر بخش‌های حاکمیت نیز باید در این مسیر نقش خود را ایفا کنند.

تبدیل تعلیم و تربیت به مطالبه‌ای جدی در کشور

وی اذعان کرد: مطالبه‌گری جریان‌های سیاسی، رسانه‌ای و اجتماعی از دولت برای تبدیل آموزش و پرورش به یک حوزه فرا راهبردی اهمیت بسیار زیادی دارد و این مطالبه‌گری باید جدی‌تر شود، باید از مسئولان و نمایندگان مجلس پرسیده شود که برای تحقق جایگاه فرا راهبردی آموزش و پرورش چه برنامه‌ای دارند و چگونه می‌خواهند سیاست‌های کلان این حوزه را اجرایی کنند.

این کارشناس مسائل سیاسی و اجتماعی تأکیدکرد: فرا راهبردی بودن تعلیم و تربیت زمانی در عمل محقق می‌شود که ابتدا به یک مطالبه جدی در جامعه و در میان سیاست‌گذاران تبدیل شود و همه دستگاه‌ها خود را در قبال آینده نظام تعلیم و تربیت مسئول بدانند.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا