تناقضگویی جلالی؛ از عشق به استقلال تا ادعای دروغین در پرسپولیس

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، هزینههای کلان باشگاهها برای جذب بازیکنان با هدف بهرهبرداری در زمین مسابقه، همواره با چالشهای غیرمنتظرهای چون مصدومیت، محرومیت و حواشی همراه بوده است. مدیران و مربیان ورزشی تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا با مدیریت صحیح، از خسارات مالی ناشی از این مسائل جلوگیری کرده و بازدهی بازیکنان خریداری شده را به حداکثر برسانند. حتی در مواقعی، از بازیکنان باتجربه و ملیپوش به عنوان راهنما و الگو برای بازیکنان جوانتر استفاده میشود تا از بروز مشکلات احتمالی پیشگیری کنند.
گاهی اوقات، تواناییهای فنی بالای یک بازیکن به دلیل احتمال ایجاد حواشی، مورد پذیرش باشگاهها قرار نمیگیرد. در باشگاههای بزرگی همچون پرسپولیس و استقلال که زیر ذرهبین شدید رسانهها و هواداران هستند، این حساسیتها بیشتر نمود پیدا میکند. نمونه بارز این موضوع، عدم جذب رامین رضاییان، ستاره تیم ملی در جام جهانی، توسط هر دو باشگاه بزرگ پایتخت بود. هرچند حواشی پیشبینی نشده در جریان بازیها تا حدی قابل تحمل است، اما بروز حاشیه از سوی یک بازیکن باتجربه در زمان تعطیلی لیگ، سوالات جدی را درباره انتظارات از بازیکنان جوانتر مطرح میکند.
انتظارات از بازیکنی که سابقه بازی در جام جهانی را دارد، به مراتب بالاتر از یک بازیکن جوان و تازهکار است؛ به خصوص اگر آن بازیکن سابقهای در تیم رقیب داشته و تحت scrutiny بیشتری باشد. پرسپولیس در ابتدای فصل با جذب ابوالفضل جلالی از استقلال، با علم به پتانسیل بالای حواشی در خرید بازیکن از تیم رقیب، روی شخصیت آرام او حساب ویژهای باز کرده بود. اما این انتقال با مشکلات متعددی مواجه شد.
پیش از این، مصدومیتهای پیدرپی جلالی مانع از استفاده کامل استقلال از او شده و حتی فرصت حضور در تیم ملی را از وی گرفته بود. با وجود این، شخصیت آرام و متین جلالی باعث شد پرسپولیس ریسک این انتقال را بپذیرد، غافل از اینکه چه غافلگیری در انتظارشان بود. او پس از خروج زودهنگام از زمین در دومین بازی به دلیل مصدومیت، بازیهای مهمی چون دیدار با تراکتور و استقلال را از دست داد و هنوز به آمادگی کامل نرسیده است؛ وضعیتی که سرمربی مجبور شد بازیکنی راستپا را به پست دفاع چپ منتقل کند تا خلأ جلالی را پر کند.
در طول تعطیلات لیگ، که انتظار میرفت تمرکز اصلی جلالی بر بازگشت به آمادگی و اوجگیری باشد، او با اظهارات خود حاشیه جدیدی برای خود و تیمش ایجاد کرد. ادعای جلالی مبنی بر اینکه هرگز نگفته از کودکی آرزوی پیوستن به استقلال را داشته، در تضاد آشکار با مصاحبههای متعدد وی در رسانهها قرار دارد. در واقع، برخی با دیدگاهی آماتوری در فوتبال، توصیه میکنند بازیکنان جوان در تیمهای بزرگ، چنین جملاتی را درباره علاقه دوران کودکی به تیم بیان کنند.
در دوران حرفهای فوتبال امروزی، بازیکنان باید بدانند که در طول دوران بازیگری، احتمال وقوع هر اتفاقی وجود دارد. هواداران نیز با دسترسی به انبوه اطلاعات اینترنتی، دیگر توقع تعصب کورکورانه به پیراهن را از بازیکنان ندارند. بازیکنان باید با درس گرفتن از سرنوشت بازیکنان پیشین، از انداختن خود به چاه پرهیز کنند. در شرایط فعلی، پرسش اساسی از ابوالفضل جلالی این است که چرا چنین اظهاراتی را مطرح کرده است؟
چرا باید چنین تصور شود که دوران رسانه و مستندات گذشته است؟ چرا گمان میرود همه مردم حافظه کوتاهی دارند و آنچه تا شش ماه پیش گفته شده، فراموش شده است؟ ابوالفضل جلالی در رسانههای مختلف به صراحت از استقلالی بودن خود از ابتدای عمر سخن گفته بود. دلیل جدایی او از استقلال نیز همین بود که انتظار داشت به اندازه ادعای علاقهاش به پیراهن آبی، زمان و بها بیشتری به او داده شود. انتخاب پرسپولیس نیز با هدف اثبات شایستگی خود به استقلالیها صورت گرفت.
در مواجهه با این حجم از شواهد و مستندات، طرح چنین ادعای نخنما و قدیمی، چه توجیهی دارد؟ امید است روزی بازیکنان ما حرفهای شوند، حرفهای فکر کنند و حرفهای صحبت نمایند. حتی اگر قرار بر عوامفریبی و تغییر افکار عمومی باشد، این کار باید با تخصص رسانهای و از راه درست انجام شود تا حواس مردم از مشکلات اصلی پرت نشود؛ نه با روشهای کهنه و سطحی که در نهایت، سطح هوشمندی خود بازیکن را نیز نادیده میگیرد.