طنز تلخ ناکامی تیم امید؛ از استقبال فرودگاهی تا فاکتورسازیهای رنگارنگ

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، تیم امید ایران در مرحله گروهی بازیهای آسیایی ناگویا با نتیجهای ناامیدکننده از رقابتها کنار رفت. این تیم که با ترکیبی از ستارههای فوتبال ایران و با امیدهای فراوان پا به میدان گذاشته بود، حتی نتوانست از سد مرحله گروهی عبور کند و در دیداری پرحاشیه مغلوب کرهشمالی شد.
شکست ۴ بر صفر مقابل کرهشمالی، آن هم در شرایطی که انتظار میرفت بازیکنان جوان با انگیزه بالا بازی کنند، ابعاد تازهای به ناکامی این تیم بخشید. حضور تعداد قابل توجهی از بازیکنان مستعد که گفته میشود برخی از آنها راهی تیم ملی بزرگسالان نیز خواهند شد، ناکامی در این مرحله را بیش از پیش قابل تامل کرده است. این موضوع، به جز ضعفهای فنی و مدیریتی کادر فنی، توجیه دیگری ندارد.
اما آنچه که جای تعجب ندارد، رویکرد همیشگی در ورزش ایران است. گویی در چرخه مدیریت ورزش کشور، تفاوتی میان ناکامی تیم امید و نتایج تیم ملی بزرگسالان قائل نمیشوند. انتظار میرود همانطور که برای سرمربیان تیم ملی در صورت نتایج ضعیف حاشیههایی ایجاد میشود، برای سرمربی تیم امید نیز مراسم استقبالی در نظر گرفته شود؛ چرا که او نیز در گروه خود، با کسب ۴ امتیاز، در نهایت به مقام سوم بسنده کرد.
شگفتانگیزترین بخش این ماجرا، توانایی مسئولان در «دستاوردسازی» از نتایج ضعیف و «فاکتورسازی» برای توجیه هزینههاست. فراموش نکنیم که پیش از این نیز، تیم ملی فوتبال ایران پس از عدم صعود به مرحله حذفی جام جهانی، در فرودگاه مورد استقبال قرار گرفت و این امر باعث شد تا اعضای تیم، خود را در موفقیت بزرگی سهیم بدانند؛ در حالی که سوم شدن در گروهی با حضور تیمهای نه چندان قدرتمند، دستاورد قابل ذکری نبود.
ماجرای تیم امید، فراتر از یک ناکامی صرف ورزشی است. شکست مقابل کرهشمالی چنان سنگین بود که بعید است کادر فنی بتواند دفاعی منطقی برای آن ارائه دهد. با این حال، با توجه به سابقه، دور از انتظار نیست که کاروان شکست خورده پس از بازگشت به تهران، با مراسمی در فرودگاه مواجه شود. این جریان خاص در ورزش ایران، استاد «دستاوردسازی از هیچ» است و میتواند با نمایشهایی فریبنده، مربیان ناکام را قهرمان جلوه دهد و برایشان اعتبار کسب کند.
باید به توانایی «فاکتورسازی» این مجموعه نیز اشاره کرد. اردوهای تدارک دیده شده برای تیم امید در ترکیه، با هزینههای گزافی همراه بود که بعدها مشخص شد بخش قابل توجهی از آن صرف «فاکتورسازی» و شاید اختلاس شده است. فدراسیون فوتبال نیز با کلیگویی، از کنار این فساد رخداده گذشت، به این امید که شاید قهرمانی احتمالی در آسیا، این مسائل را به فراموشی بسپارد. اما اکنون، این تیم بابت «دستاوردسازی» و «فاکتورسازی» شایسته توجه و استقبال بیشتری است!
متاسفانه، درس نگرفتن از ناکامیها و پنهان شدن پشت بهانهها، به عادتی برای مسئولان امر بدل شده است. این رویکرد، راه هرگونه انتقاد را میبندد. نکته جالب اینجاست که برخلاف ماجرای سرمربی تیم ملی، در مورد تیم امید، منتقدان برچسب «وطنفروش» دریافت نمیکنند؛ شاید چون این موضوع دیگر برای مدیران چندان اهمیتی ندارد.
در نهایت، قاعده همیشگی بر جای خود باقی است؛ شایستگان در حاشیه میمانند و افراد ناکارآمد بر مسند قدرت. در چنین فضایی، ساختن دستاورد از شکست و استقبال از خود، امری طبیعی به نظر میرسد. خسته نباشید دلاوران!