جزئیات منتشر نشده از بازگشت توتی به مستطیل سبز و ماجرای تلخ مرگ پدرش؛ رازهایی در کتاب ‘فراتر’

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، فرانچسکو توتی، اسطوره باشگاه رم، این بار قلم به دست گرفته و روایتی متفاوت از زندگی ورزشی و شخصی خود را در قالب کتابی با عنوان «فراتر» منتشر کرده است. این اثر که از سوی انتشارات کایرو به چاپ رسیده، برخلاف انتظار، اثری سرشار از شوخی و لطیفه نیست، بلکه کنجکاویها، اتفاقات پشت پرده و خاطرات ملموس کاپیتان سابق جالوروسی را در خود جای داده است. توتی در بخشی از این کتاب که توسط روزنامه «کوریره دلا سرا» منتشر شده، به موضوع بازگشت احتمالیاش به سری آ در سن ۴۸ سالگی پرداخته که در نهایت به سرانجام نرسید.
کاپیتان سابق رم در کتاب «فراتر» به جزئیات جالبی از پیشنهاد بازگشت به فوتبال اشاره کرده است. او با طنز تلخی به مقایسه سن خود با بازیکنانی چون جیلاردینو و فابرگاس پرداخته و بیان داشته که در صورت پذیرش پیشنهاد، سالها از همبازیان و مربیانش بزرگتر میبود. توتی برای حفظ آمادگی جسمانی، به طور منظم در بازیهای دوستانه فوتبال هشتنفره شرکت میکرد و با وجود کمی اضافهوزن، سطح آمادگی بدنی خود را مطلوب توصیف کرده است. او اذعان دارد که مهارتهایی چون کنترل توپ و ضربات آزاد را هرگز فراموش نکرده است.
ایده بازگشت جدی به فوتبال زمانی شکل گرفت که توتی در مصاحبهای به شوخی اعلام آمادگی کرد. این شوخی بلافاصله با یک پیشنهاد جدی از سوی باشگاههایی چون جنوا و کومو مواجه شد. توتی برای تصمیمگیری، وقت خواست و تمرینات جدی را آغاز کرد. او به صورت منظم فوتبال پنجنفره، جلسات تمرینی در باشگاه و کار با فیزیوتراپ را پیگیری کرد و رژیم غذایی خود را نیز به شدت تغییر داد.
ورزشگاه ماراسی جنوا برای توتی جذابیت خاصی داشت؛ فضایی شبیه به ورزشگاههای انگلیسی با تماشاگرانی پرشور که به زمین بازی نزدیک هستند. جالب اینجاست که آخرین بازی رسمی توتی با پیراهن رم نیز مقابل همین تیم جنوا بود؛ اتفاقی که توتی آن را نشانهای از تقدیر میداند. او در دوران آمادگی، پیامهای کوتاهی از جیلاردینو دریافت میکرد که وضعیت آمادگی او را جویا میشد.
توتی در کتاب خود از آمادگی بدنی شگفتانگیز خود در آستانه ۵۰ سالگی سخن گفته است. با وجود برخی خشکیهای طبیعی در کمر، او معتقد است که بدنش با وجود هفت سال دوری از میادین حرفهای، واکنشی عالی نشان داده و قادر به تحمل فشارهای تمرینی بوده است. او با ارادهای قوی، خود را مانند یک بازیکن حرفهای تحت فشار قرار میداد.
با وجود آمادگی جسمانی، چالش اصلی توتی، وفاداری به باشگاه رم بود. او بارها از خود پرسید که آیا میتواند برای تیمی غیر از رم بازی کند؟ اگرچه ذهن او آمادگی پذیرش پیشنهادها را داشت، اما قلبش مقاومت میکرد. در نهایت، صدای درونیاش فریاد میزد که بازی برای تیم دیگری جز رم، خیانت به باشگاه محبوبش محسوب میشود، صرف نظر از سن و سال.
بخش تلخ کتاب «فراتر» به خاطره مرگ پدر توتی اختصاص دارد. او جزئیات مکالمه تلفنی با پزشک بیمارستان اسپالانتسانی را روایت میکند؛ لحظهای که با شنیدن کلمه «متأسفانه»، دنیا بر سرش خراب شد. پدرش، انزو، ملقب به «کلانتر»، پس از درگیری با کووید-۱۹ و ناتوانی ریههایش در تنفس، جان خود را از دست داد. توتی این فقدان را «رنجی خالص و عمیق» توصیف میکند که زندگیاش را دگرگون ساخت.