واکنش فدراسیون فوتبال: بیانیهای که اختلافات را آشکار کرد

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، در پی شوک ناشی از چهار گل خورده از کره شمالی و نمایش ضعیف ستارگان فوتبال ایران، نگرانیهای جدیدی برای علاقهمندان فوتبال پدیدار شده است. این نگرانیها نه تنها مربوط به نتیجه تیم، بلکه به نحوه استقبال و بازخوردها پس از این ناکامی تلخ معطوف میشود.
در اقدامی غیرمنتظره، فدراسیون فوتبال با صدور بیانیهای، ضعفهای تیم را پذیرفت و به نوعی عذرخواهی کرد. این رویکرد، برخلاف رویههای معمول، نشان داد که فدراسیون قادر به تشخیص کاستیها و اعتراف به آنهاست، هرچند این اتفاق برای بسیاری شوکهکننده بود.
با گذشت بیش از ۲۴ ساعت از انتشار این بیانیه، تحلیل عمیقتری از وقایع امکانپذیر شده است. به یاد میآوریم که پیش از این، حسین عبدی، سرمربی تیم، بر لزوم عدم اعزام تیم تأکید کرده بود، اما فدراسیون ادعا داشت منظور او چیز دیگری بوده است. این موضوع، نشاندهنده وجود اختلافات و شکافهای اولیه بود.
پیش از این نیز، دخالت مستقیم وزیر ورزش و رئیس فدراسیون در پرونده تیم امید و درخواست از باشگاهها برای ارائه بازیکن، امری بیسابقه در دهههای گذشته بود. این اقدام، شاید از سوی فدراسیون به عنوان دخالت در امور و سلب اختیار تلقی شده باشد.
وظیفه مدیران و مسئولان، حل مشکلات است، نه اینکه برای هر اتفاقی، رئیس فدراسیون را درگیر کنند. اگر قرار باشد شخص اول فدراسیون مسئولیت همه امور را بر عهده گیرد، نقش سایرین زیر سوال میرود و اقتدار آنها خدشهدار میشود.
حسین عبدی مجدداً به مشکلات و کمبودهای تیم اشاره کرده است که این امر به طور غیرمستقیم، مدیریت فدراسیون را زیر سوال میبرد. در مقابل، فدراسیون نیز برای دفاع از خود، بیانیهای صادر کرده و به ادعاهای عبدی پاسخ داده است. در فرهنگ ما، بخش مهم سخنان پس از کلمه “اما” بیان میشود، و این بدان معناست که حرفهای پیش از آن صرفاً مقدمهای بیش نبوده است.
عبدی به کمبود بازیکن، عدم تمرین و اردوی کافی، و نبود بازی تدارکاتی اشاره کرد؛ مواردی که تیم کره شمالی نیز از آنها برخوردار بود، اما مدیران باتجربه بالاسرشان داشتند. فدراسیون در بیانیهاش با ارائه مستندات، اعلام کرد که عبدی بر بازیکنان تیم نظارت داشته و اردوهای داخلی و خارجی نیز تدارک دیده شده بود.
در این ناکامی، نمیتوان تنها یک عامل را مقصر دانست. از مدیران و تصمیمگیران فدراسیون گرفته تا کادر فنی و بازیکنان، همگی در این شکست سهیم هستند و هیچکس نمیتواند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. از ابتدا، همه افراد دخیل از تبعات احتمالی آگاه بودند و حداقل کاری که میتوانستند انجام دهند، رد کردن پیشنهاد حضور در این تیم بود.
رفتار دوگانه با تیم امید، بر مشکلات این تیم که همواره به همین شکل تشکیل و اعزام شده و ناکام مانده، سایه انداخته است. این رویکرد فدراسیون را میتوان با اتفاقات دو سال قبل مقایسه کرد، زمانی که تیم امید از سازمانهای مختلف جدا شد و اختیارات کامل به فدراسیون واگذار شد تا از بازی “کی بود، کی بود، من نبودم” جلوگیری شود.
در آن زمان، رضا عنایتی با حمایت قلعهنویی هدایت تیم را بر عهده گرفت و پس از دو ناکامی پیاپی، برکنار شد، اما خبری از بیانیه و عذرخواهی نبود. این سوال مطرح میشود که آیا اگر حسین عبدی نیز تحت حمایت سرمربی تیم بزرگسالان بود، فدراسیون چنین بیانیهای صادر نمیکرد؟ یا اینکه با توجه به شایعات اخیر و کشمکش بین سرمربی تیم ملی و فدراسیون بر سر تقویت کادر فنی و تمدید قرارداد، قلعهنویی دیگر در موضع قدرت سابق نیست و استراتژی خود را تغییر داده است؟
این توضیحات به معنای نادیده گرفتن ضعفهای حسین عبدی و بازیکنان نیست، اما این تصور که همه چیز عادی بوده و نتیجه صرفاً فنی است، کاملاً اشتباه است. هیچکس، چه کمیته المپیک، چه فدراسیون، چه کادر فنی و چه بازیکنان، نباید از زیر بار مسئولیت این فاجعه شانه خالی کند.