از شکست تاریخی تا التماس برای بازی دوستانه؛ رویاروییهای جنجالی ایران و ازبکستان

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، نخستین رویارویی تیم ملی فوتبال ایران با ازبکستان، کشوری که پس از فروپاشی شوروی سابق استقلال یافت و در اولین حضور آسیایی خود، طلای فوتبال بازیهای آسیایی ۱۹۹۴ هیروشیما را با صلابت از آن خود کرد، به رقابتهای آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک بازمیگردد. در این مرحله، ایران توانست مدافع عنوان قهرمانی را با نتیجه قاطع ۴ بر صفر و با هتتریک علی دایی شکست دهد و در نهایت جام قهرمانی را بالای سر برد.
در دورهای که سرمربی پرتغالی هدایت تیم ملی را بر عهده داشت، ازبکستان به حریفی ثابت در مرحله مقدماتی جامهای جهانی تبدیل شد. حتی در سالهایی که دو تیم در مراحل اولیه همگروه نبودند، انتخاب ازبکستان برای برگزاری دیدارهای دوستانه، فرصتی مغتنم برای جوانگرایی کارلوس کیروش بود. او که در حال دگرگونی نسل بازیکنان و ایجاد پایههایی برای تیم ملی بود که تا امروز نیز ادامه یافتهاند، به خوبی از اهمیت پیروزیهای متوالی در افزایش روحیه و اعتماد به نفس ستارگان جوان آگاه بود.
این استراتژی نتایج مثبتی در پی داشت؛ ایران در دیدارهای رفت و برگشت در تاشکند و تهران، ازبکستان را به آسانی شکست میداد و سه امتیاز این بازیها را قطعی میدانست. این روند با صعودهای متوالی تیم ملی به جام جهانی همراه شد. این اتفاق مشابه تجربهای بود که کیروش پیش از این با کره جنوبی داشت؛ جایی که پیروزیهای مکرر ایران، آنقدر بر روحیهی تیم حریف تاثیر گذاشت که در نهایت برای عبور از این طلسم، به برگزاری دیدارهای دوستانه با ایران متوسل شدند.
اکنون اما ورق برگشته و این چرخه به ضرر ایران عمل میکند. آنچه کارلوس کیروش برای اعتبار تیم ملی ایران بنا نهاد، به واسطه تصمیمات نادرست در دوره سرمربیگری امیر قلعهنویی، به هدر رفته است. در حال حاضر، این ایران است که برای برگزاری بازی دوستانه به ازبکستان التماس میکند، در حالی که ناتوانی در تدارک دیدارهای تدارکاتی، شاید از رویارویی با چنین حریفی بهتر باشد. دلیل این امر چیست؟
ازبکستان، که در فینال دوره اول مسابقات کافا (قهرمانی فوتبال آسیای مرکزی) در خانه خود مغلوب ایران شده بود، توانست در فینال دوره دوم این رقابتها، پس از اخراج آریا یوسفی در دقیقه دوم بازی و مقاومت بیش از ۱۲۰ دقیقهای با ۱۰ بازیکن، تنها با گل ثانیههای پایانی وقتهای اضافه، اولین پیروزی خود را مقابل ایران جشن بگیرد. سپس در فینال تورنمنت چهارجانبه العین، این بار با تخصص دروازهبان ایران در ضربات پنالتی، پیروزی را تکرار کرد و مجدداً در مقابل دیدگان بازیکنان ملیپوش ما به شادی پرداخت.
حال تیمی که از شکستهای پیاپی به پیروزیهای ناچیز در بازیهای نابرابر و سپس دلخوشی به ضربات پنالتی رسیده بود، با تکرار اشتباهات مدیران که تیم ملی را مانند گوشت قربانی در مقابل این حریف قرار میدهند، به جایی رسیده که در شهری غیر از پایتخت، بدون حضور کامل هواداران و ستارههای شاغل در لیگ ایران، به راحتی ایران را با سه گل مغلوب میکند.
این برد برای تیم ازبکستان به قدری تکراری و عادی شده که هیچ شادی خاصی از خود نشان ندادند. در واقع، ایران تنها باعث قدرتمند شدن تیم ازبکستان نشده است؛ بلکه سایر رقبا نیز از این تیم الگو گرفته و با انگیزهای مضاعف مقابل ایران صفآرایی میکنند. ازبکستان نه تنها نقاط ضعف ایران را آشکار نکرده، بلکه راه پیروزی بر ما را به سایر تیمها نشان داده است. این تیم از نظر روحی و روانی، کاری کرده است که تیمهای درجه سوم قاره، چه در رده ملی و چه باشگاهی، که پیش از این تنها برای کم کردن اختلاف گل و یا زدن حداقل یک گل به میدان میآمدند، اکنون از دقیقه اول برای شکست ایران تلاش میکنند و غالباً نیز به موفقیت میرسند.
شکست فاجعهبار تیم امید مقابل کره شمالی، گواهی بر این ادعا است. چند روز پیش نیز سالگرد شکست ۷-۱ استقلال در فصل گذشته مقابل الوصل بود و تراکتور نیز فصل را با باخت آغاز کرد. به طور خلاصه، هر اعتبار و ارزشی که کارلوس کیروش برای فوتبال ایران کسب کرد و میراثی از یک تیم جوان را به جای گذاشت، با لجبازی قلعهنویی در پیمودن مسیری خلاف او، همه از بین رفت.