گزارش تسنیم از حاشیه یک نشست داغ در قلب صنعت کردستان

در چنین شرایطی، تغییر مدیرعامل کارخانه و جایگزینی مدیر جدید، بهانهای برای شکلگیری بحثهایی درباره «مدیریت بومی و غیربومی» شده است؛ بحثی که اگرچه در ظاهر درباره یک انتصاب مدیریتی است، اما در لایهای عمیقتر میتواند به مسئلهای حساستر یعنی نسبت میان هویت محلی، شایستگی مدیریتی، اشتغال و منافع عمومی گره بخورد.
نشست خبری مدیران گروه صنعتی لاستیکسازی کشور و کردستان با اصحاب رسانه، در همین فضا برگزار شد؛ نشستی که بخشی از پرسشها به وضعیت مدیریتی کارخانه و حواشی پیرامون تغییر مدیرعامل اختصاص داشت و در ادامه، پاسخ نماینده مردم قروه و دهگلان در مجلس، مسیر بحث را از «بومی یا غیربومی» به سمت «کارآمدی و خدمت به مردم» برد.
محمدرسول شیخیزاده، نماینده مردم شهرستانهای قروه و دهگلان که به عنوان نماینده فسادستیز و صدای مطالبات مردم استان مشهور است، در این نشست تأکید کرد که برای او و مجموعه نمایندگان، ملاک اصلی در ارزیابی مدیران، توانایی و عملکرد آنان است و نه صرفاً محل تولد یا تعلق جغرافیایی و شیعه و سنی بودن! پاسخی محکم که آب پاکی روی دست خیلیها ریخت.
این موضع در شرایطی مطرح شد که طی ماههای اخیر مدیرعامل سابق کارخانه تغییر کرده و مدیر جدید جایگزین او شده است؛ تغییری که در فضای رسانهای و محلی با واکنشهایی همراه بوده و برخی آن را از زاویه بومی و غیربومی بودن مدیران مورد بحث قرار دادهاند.
اما نکتهای که در این میان نباید نادیده گرفته شود، سابقه مدیر جدید در مجموعه لاستیک بارز کردستان است. بر اساس توضیحاتی که در حاشیه نشست به خبرنگار تسنیم مطرح شد، وی از سال 1388 و از دورههای ابتدایی شکلگیری این کارخانه در کردستان در این مجموعه حضور داشته و از نیروهایی بوده که در مسیر شکلگیری و توسعه اولیه کارخانه نقش داشته است.
از این منظر، «غیربومی بودن» بهتنهایی نمیتواند تصویر کاملی از سابقه مدیریتی فرد ارائه کند؛ همانطور که بومیبودن نیز بهتنهایی تضمینکننده موفقیت یک مدیر نیست.
همین نقطه، محل ورود یک بحث مهمتر است؛ در کردستان، مسئله اصلی باید عملکرد مدیران باشد، نه شناسنامه جغرافیایی آنها.
گرچه مدیران بومی میتوانند شناخت عمیقتری از مسائل اجتماعی و اقتصادی منطقه داشته باشند، اما این شناخت زمانی ارزشمند است که به عملکرد و نتیجه منجر شود. از سوی دیگر، مدیر غیربومی نیز اگر سابقه، شناخت و تجربه کافی از همان مجموعه داشته باشد و بتواند برای تولید و اشتغال استان نتیجه ایجاد کند، تأثیرگذارتر و نمیتوان صرفاً به دلیل محل تولد، عملکرد او را نفی کرد.
نکته مهمتر اینکه ما در استان کردستان، هر کسی از هر قوم و نژاد و مذهبی برای مردم کار کند دستش را میبوسیم، نکتهای که مدیر خبرگزاری تسنیم کردستان آن را مطرح کرد و به کسانی که دنبال دوقطبیسازی هستند، متذکر شد.
نماینده قروه و دهگلان نیز نیز در تأیید موضعگیری و تذکر مدیر مسئول تسنیم کردستان و در پاسخ به همین فضای شکلگرفته، صریحاً اعلام کرد که برای مجموعه نمایندگان، تفاوتی میان مدیر بومی و غیربومی وجود ندارد و معیار باید خدمت به مردم باشد.
او با اشاره به تجربه برخی مدیران بومی که به گفته وی عملکرد قابل قبولی نداشتهاند، تأکید کرد حتی برای انتخاب مدیران کارآمد، مجموعه نمایندگان استان در مواردی به دنبال گزینههایی خارج از کردستان رفته است.
شیخیزاده همچنین به تلاش برای استفاده از ظرفیت مدیریتی استان کرمانشاه اشاره کرد و گفت حتی در این زمینه نیز با موانعی از سوی مجمع نمایندگان آن استان مواجه شدهاند.
این سخنان در واقع یک پیام روشن داشت؛ مدیریت کارخانهای با این حجم از سرمایه، تولید و اشتغال نباید به میدان منازعه هویتی تبدیل شود.
کارخانه لاستیک کردستان از آن دسته واحدهایی است که عملکرد آن مستقیماً با زندگی هزاران خانواده ارتباط دارد. گزارشهای میدانی تسنیم درباره این مجموعه، از ایجاد 1100 شغل مستقیم برای نیروهای استان حکایت داشته و مدیران گروه صنعتی نیز در آینده نزدیک از افزایش ظرفیت اشتغال کارخانه سخن گفته است.
از سوی دیگر، تجربه سالهای گذشته نشان داده که موضوع مدیریت در این کارخانه فقط یک بحث سیاسی یا رسانهای نیست و مسائل کارگری، تولید، دستمزد، توسعه و کیفیت مدیریت نیز سابقه طرح عمومی داشتهاند.
بنابراین اگر قرار باشد درباره مدیریت لاستیک کردستان قضاوت شود، منطقیتر آن است که شاخصهایی همچون میزان تولید، حفظ و توسعه اشتغال، وضعیت نیروی انسانی، سرمایهگذاری، توسعه خطوط تولید، ماندگاری گردش مالی در استان و پاسخگویی به مطالبات کارگران مورد توجه قرار گیرد.
اتفاقاً خود نماینده قروه و دهگلان در مجلس نیز در مواضع اخیرش درباره کارخانه لاستیک کردستان، موضوع را به مسائل اقتصادی قابل سنجش گره زده و بر ماندگاری گردش مالی واحدهای بزرگ تولیدی در بانکهای استان، توسعه اشتغال و شفافسازی وضعیت تولید تأکید کرده است.
از این زاویه، نشست خبری اخیر را میتوان فرصتی برای تغییر زمین بحث دانست؛ از زمین «چه کسی مدیر شده است؟» به زمین مهمترِ «این مدیر چه عملکردی خواهد داشت؟»
حاشیههای مدیریتی نباید اصل کارخانه را تحتالشعاع قرار دهد.
یکی از نگرانیهای جدی درباره واحدهای بزرگ صنعتی این است که اختلافات مدیریتی یا رقابتهای سیاسی و رسانهای هدفمند برخی جریانات، اصل مسئله یعنی تولید و اشتغال را به حاشیه ببرد.
کارخانهای که در کردستان فعالیت میکند، پیش از هر چیز باید درباره میزان تولید، بازار فروش، سرمایهگذاری، حقوق و مزایای کارکنان، توسعه خطوط، بهرهوری و آینده اشتغال پاسخگو باشد.
به همین دلیل، پرسشهای رسانهای درباره مدیریت کارخانه کاملاً طبیعی است؛ اما این پرسشها زمانی بیشترین اثر عمومی را خواهند داشت که از سطح انتصاب و گمانهزنی عبور کرده و به شاخصهای روشن عملکرد برسند.
در چنین چارچوبی، مدیرعامل سابق نیز باید بر اساس کارنامهاش ارزیابی شود و مدیر فعلی نیز باید فرصت داشته باشد عملکرد خود را در برابر شاخصهای روشن نشان دهد.
خط قرمز کردستان باید منافع مردم باشد
در بخشی از این نشست، موضوع تلاش برای ایجاد دوقطبیهای بومی و غیربومی و همچنین شیعه و سنی مورد توجه قرار گرفت؛ موضوعی که اهمیت آن برای کردستان دوچندان است.
کردستان جامعهای متنوع از نظر مذهبی و فرهنگی است و تجربه اجتماعی استان نشان داده است که قرار دادن مدیران، نیروهای متخصص یا فعالان اقتصادی در دوگانههای هویتی، کمکی به توسعه نمیکند.
معیار باید روشن باشد: هر مدیری که بتواند تولید را افزایش دهد، اشتغال را حفظ و توسعه دهد، حقوق کارگران را رعایت کند و برای اقتصاد استان ارزش ایجاد کند، باید بر اساس همان عملکرد ارزیابی شود.
از همین منظر، تأکید مطرحشده در نشست بر اینکه «بومی یا غیربومی» نباید جای «کارآمد یا ناکارآمد» را بگیرد، میتواند نقطه پایانی بر یک دوگانه غیرسازنده باشد.
بر اساس این تحلیل؛ آنچه در حاشیه نشست اخیر بیش از هر چیز نیازمند توجه است، خودِ کارخانه است؛ کارخانهای که سالها برای ایجاد و توسعه آن سرمایهگذاری شده و امروز بخشی از ظرفیت صنعتی و اشتغال استان محسوب میشود.
در چنین مجموعهای، تغییر مدیرعامل امری مدیریتی است؛ آنچه اهمیت عمومی دارد، نتیجه این تغییر است. اگر مدیر جدید بتواند تولید را افزایش دهد، اشتغال را توسعه دهد، سرمایهگذاری جدید جذب کند، وضعیت نیروی انسانی را بهبود بخشد و سهم کارخانه از اقتصاد کردستان را افزایش دهد، آنگاه محل تولد او موضوع اصلی نخواهد بود.
برعکس، اگر عملکرد مجموعه با رانت، افت تولید، کاهش اشتغال، مشکلات کارگری یا توقف برنامههای توسعهای همراه شود، بومیبودن مدیر نیز نمیتواند پاسخگوی افکار عمومی باشد.
از همین رو، شاید بهترین پاسخ به حواشی اخیر نه در جدال رسانهای، بلکه در انتشار مستمر شاخصهای عملکرد کارخانه باشد؛ میزان تولید، فروش، اشتغال، سرمایهگذاری، توسعه، پرداخت حقوق و مزایا و برنامههای آینده.
در این میان، رسانه نیز وظیفهای روشن دارد؛ نه در دفاع از یک مدیر و نه در مخالفت با مدیری دیگر، بلکه در مطالبه شفافیت و پرسیدن سؤالهایی که پاسخ آنها برای کارگر، خانواده کارگر، فعال اقتصادی و مردم کردستان اهمیت دارد.
کارخانه لاستیک کردستان نباید قربانی دوقطبی «بومی ـ غیربومی» شود؛ همانطور که نباید هیچ مدیری صرفاً به دلیل سابقه یا عنوان، از پرسش و مطالبه عملکرد مصون بماند.
این معیار، هم برای مدیر قبلی قابل اعمال است، هم برای مدیر فعلی و هم برای هر مدیری که در آینده مسئولیت این واحد صنعتی را برعهده خواهد گرفت.
هشدار نسبت به حرکات برخی جریانات انتخاباتی
در حاشیه این نشست، موضوع نحوه طرح برخی پرسشها قابل تأمل بود؛ پرسشهایی که از نگاه منتقدان، به جای تمرکز بر عملکرد، تولید، اشتغال و آینده کارخانه، تلاش داشتند تغییر مدیریت را به موضوعات هویتی و سیاسی پیوند بزنند!
این جنس پرسشها زمانی حساستر میشود که پای رقابتهای سیاسی و انتخاباتی نیز به میان کشیده شود؛ چراکه کارخانهای با این حجم از اشتغال و اثرگذاری اقتصادی، نباید به عرصهای برای تسویهحسابهای سیاسی یا ساختن دوقطبیهای اجتماعی تبدیل شود.
در همین زمینه، هشدار داده میشود که اگر برخی افراد با اهداف سیاسی و انتخاباتی که نمایندگان خود را به میدان و جلسات میفرستند، مسیر توسعه استان و طرح مطالبات را به سمت حاشیهسازی و دوقطبیسازی سوق دهند، این روند قابل پذیرش نخواهد بود و در صورت تداوم، مستندات و سوابق مرتبط با عملکرد افراد و جریانهای دخیل نیز در معرض افکار عمومی قرار میگیرد.
از سوی دیگر، اگر فرد یا جریانی نسبت به تغییر مدیریت کارخانه، نحوه انتصاب مدیرعامل یا عملکرد مجموعه پرسشی دارد، مسیر حرفهای آن، طرح مستند و شفاف پرسشها و مطالبه پاسخ است؛ نه ساختن دوگانههای مذهبی، بومی و غیربومی.
در آستانه رقابتهای سیاسی آینده نیز این تفکیک اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه کارخانه نباید سکوی پرتاب انتخاباتی هیچ فرد یا جریانی باشد و رسانه نیز نباید به ابزار تخریب اشخاص تبدیل شود. معیار باید عملکرد قابل سنجش و منافع عمومی باشد.
در این صورت، افکار عمومی خود میتواند میان مطالبه واقعی، رقابت سیاسی و حاشیهسازی تفکیک قائل شود؛ بدون آنکه یک واحد تولیدی مهم، هزینه رقابتهای بیرون از کارخانه را بپردازد.