واکاوی ریشههای ناکامی؛ آیا «خیانت» توجیهی برای شکستهای فوتبال ایران است؟

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، به کرات شاهد آن هستیم که پس از هر شکست سنگین در عرصه بازیهای ملی، گروهی با تحلیلهای بعضاً دور از واقعیت، انگشت اتهام را به سمت بازیکنان نشانه گرفته و واژه «خیانت» را به کار میبرند.
آخرین نمونه این اتفاق، پس از شکست تحقیرآمیز تیم امید ایران با نتیجه ۴ بر یک مقابل کره شمالی رخ داد. برخی مدعی شدند که بازیکنان به سرمربی تیم، حسین عبدی، و کادر فنی «خیانت» کردهاند؛ در غیر این صورت، چنین نتیجهای در برابر حریف آسیایی دور از ذهن بود.
این رویکرد، این پرسش را مطرح میکند که آیا در تمام سالهای گذشته که شاهد ناکامیهای مستمر تیمهای ملی در رقابتهای مختلف بودهایم، هیچ مشکل ساختاری در فوتبال ایران وجود نداشته و تنها عامل، «خیانت» بوده است؟
این طرز تفکر، از پاسخگویی در مورد عملکرد فدراسیون، ضعف برنامهریزی، کمبود امکانات و اشکالات در مسیر آمادهسازی بازیکنان طفره میرود. در حالی که بیش از نیم قرن است تیم امید ایران توفیق حضور در المپیک را نیافته، نباید از سرمایهگذاری بر روی بازیکنان جوان و فراهم کردن زیرساختهای لازم غافل شد؛ اما در این میان، «خیانت» به عنوان عامل اصلی مطرح میشود.
عدم کسب عنوان قهرمانی در جام ملتهای آسیا طی دههها، نیازمند بررسی دقیق تصمیمات فنی و مدیریتی است، نه توجیه ناکامی با اتهام «خیانت».
شکستهای پیدرپی و ثبت ناکامیهای متعدد در کارنامه فوتبال ایران، ضرورت آسیبشناسی جدی را ایجاب میکند. تنها بیان اینکه «بازیکنان کمکاری کردند»، راه به جایی نخواهد برد و پرونده را به سادگی مختومه خواهد کرد.
حتی در جام جهانی ۴۸ تیمی نیز، به جای تمرکز بر کیفیت فنی، مدیریت و برنامهریزی، میتوان به سادگی تقصیر عدم صعود به مرحله حذفی را گردن بازیکنان انداخت و از بررسی ریشههای عمیقتر موضوع چشمپوشی کرد.
اگر قرار باشد هر شکست سنگین با چنین ادعاهایی توجیه شود، دیگر چه نیازی به وجود مربیان، مدیران، کارشناسان و طرحریزی برنامههای مدون خواهیم داشت؟ کافی است پس از هر ناکامی، چند بازیکن را مورد اتهام قرار دهیم و در انتظار رقابت بعدی بنشینیم تا داستان دوباره تکرار شود.
مشکل اصلی فوتبال ایران دقیقاً در همین نقطه نهفته است؛ به جای آموختن از هر شکست، گاهی به دنبال توجیهی هستیم که مسئولیت را از دوش تمامی ارکان فوتبال برداشته و بر گردن معدودی بیندازد.
با این سبک تحلیل، نه تنها در ۵۰ سال آینده، بلکه حتی پس از ۱۰۰ سال نیز نباید انتظار پیشرفت را داشت. فوتبالی که به جای ریشهیابی ناکامیها، برای هر شکست یک مقصر آماده دارد، محکوم به تکرار اشتباهات گذشته است.
شاید زمان آن رسیده باشد که پس از هر ناکامی، به جای پرسش «چه کسی خیانت کرد؟»، بپرسیم «چه چیزی در فوتبال ما به درستی عمل نمیکند؟»