بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه‌های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرد و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخت.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های انگلیسی

شورای روابط خارجی در تحلیلی به قلم مایکل فرومان، رئیس این اندیشکده، نوشت جنگ ایران پس از ۲۳۰ روز به تغییرات راهبردی بزرگ در خاورمیانه انجامیده و «پیروزی نامتقارن» را آشکار کرده است.

به ادعای این نهاد، آمریکا بخشی از اهداف اعلام‌شده مانند تضعیف نیروی دریایی، هوایی و موشکی ایران را محقق کرده، اما هزینه‌هایی نیز پرداخته است: کشته شدن ۲۱ نظامی آمریکایی و بیش از هزار غیرنظامی ایرانی و کاهش ذخایر مهمات حیاتی مانند رهگیرهای پاتریوت و سامانه تاد.

فرومان می‌افزاید ایران با موشک، پهپاد و مین توانسته کنترل تنگه هرمز را به سلاح اقتصادی تبدیل کند و بر قیمت انرژی و تورم آمریکا اثر بگذارد؛ تا جایی که دونالد ترامپ با ولادیمیر پوتین برای فروش گازوئیل روسیه توافق کرد. به گزارش شورای روابط خارجی، تهدید ادعایی ایران سبب خروج بمب‌افکن‌های بی-۱ آمریکا از پایگاه نیروی هوایی سلطنتی فیرفورد در انگلیس شد. حملات یمن به فرودگاه ریاض بیش از ده کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی برجای گذاشت و مدیران شرکت‌های بزرگ نفتی سفر به ریاض را لغو کردند.

این تحلیل می‌گوید پایگاه‌های آمریکا از منبع امنیت به هدف تبدیل شده‌اند و ممکن است همسایگان به فکر بازآرایی اتحادها یا حتی سلاح هسته‌ای بیفتند.

به گزارش سی‌ان‌ان، جنگ آمریکا و ایران با اختلال شدید در دو آبراه حیاتی، بازار جهانی نفت را دگرگون کرده است: تنگه هرمز و در هفته‌های اخیر تنگه باب‌المندب. بر پایه این گزارش، ایران حملات به نفتکش‌ها در هرمز و خلیج فارس را تشدید کرده و حجم نفت خارج‌شده از منطقه را کاهش داده و قیمت نفت خام جهانی را بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه نگه داشته است. سازمان تجارت دریایی بریتانیا در هفته گذشته ۱۲ حمله به شناورها در هرمز یا نزدیک آن ثبت کرده و این هفته دو کشتی باری پس از اصابت «پرتابه‌های ناشناس» غرق شدند.

سی‌ان‌ان می‌نویسد تحلیلگران تشدید حملات ایران را پاسخ به حجم بالای نفتی می‌دانند که در هفته‌های اخیر با کمک ارتش آمریکا و عبورهای «تاریک» از هرمز خارج شده است. در همین حال، درگیری عربستان و یمن گسترش یافته و یمن نفتکش‌های سعودی در باب‌المندب و فرودگاه ریاض را هدف قرار داده‌اند. به نوشته سی‌ان‌ان، صادرات نفت عربستان از بندر ینبع پس از تهدید یمن فروپاشید و ریاض پس از حمله پهپادی از داخل عراق به خط لوله شرق-غرب، صادرات را از طریق هرمز افزایش داد.

رسانه های عربی

الجزیره در مقاله ای به قلم ایوانا نیکولیتش هویز و پیتر کوزنیک، تهدیدهای دونالد ترامپ علیه ایران را زنگ خطری برای احتمال وقوع فاجعه‌ای هسته‌ای و نابودی تمدن بشری دانست. به باور نویسندگان، تهدید به نابودی ایران و اظهارات ترامپ درباره احتمال ویرانی شهرهای آمریکا، به‌ویژه با توجه به اینکه ایران سلاح هسته‌ای و توان موشکی لازم برای هدف قرار دادن خاک آمریکا را ندارد، بسیار نگران‌کننده است.

نویسندگان روایت رایج مبنی بر اینکه بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی به پایان جنگ جهانی دوم و حفظ صلح انجامید را رد می‌کنند و معتقدند تسلیحات هسته‌ای نه‌تنها صلح نیاورده‌اند، بلکه همواره خطر نابودی بشر را افزایش داده‌اند.

آنان با اشاره به حوادث تاریخی نزدیک به جنگ هسته‌ای، خواستار خلع سلاح هسته‌ای، کاهش زرادخانه‌های آمریکا و روسیه و پذیرش سیاست عدم استفاده نخست از سلاح هسته‌ای هستند. همچنین پیشنهاد می‌کنند پاپ لئو چهاردهم برای برگزاری نشستی اضطراری میان ترامپ، شی جین‌پینگ و پوتین با هدف جلوگیری از فاجعه‌ای جهانی اقدام کند.

رأی الیوم در مقاله ای به قلم خالد شحام، نویسنده فلسطینی، نوشت: تهدیدهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران، منطقه را در آستانه مرحله‌ای سرنوشت‌ساز قرار داده است. به باور او، دونالد ترامپ میان دو گزینه گرفتار شده است: بازگشت به مذاکرات و دستیابی به توافقی عادلانه یا همراهی با خواسته‌های اسرائیل و آغاز حمله‌ای گسترده که خاورمیانه را وارد جنگی فرسایشی خواهد کرد.

نویسنده تأکید می‌کند که بمباران‌های سنگین و ترور رهبران، به‌تنهایی قادر به شکست ایران، یمن و لبنان نیستند؛ زیرا مقاومت این کشورها بر پایه باور، فداکاری و تجربه سال‌ها تحریم و جنگ شکل گرفته است. او هشدار می‌دهد هرگونه حمله به ایران می‌تواند با پاسخ موشکی گسترده و خسارات سنگین به اسرائیل و نیروهای آمریکایی همراه شود.

از نگاه شحام، کشورهای عربی خلیج فارس نیز در معرض پیامدهای اقتصادی و امنیتی این تقابل هستند. او نتیجه می‌گیرد که آمریکا و اسرائیل، چه حمله کنند و چه نکنند، اعتبار و نفوذ خود را از دست داده‌اند و راه‌حل پایدار، پایان مداخله خارجی و احترام به حق ملت‌ها در تعیین سرنوشت خویش است.

المیادین در مقاله ای نوشت: انتخابات اسرائیل که برای ۲۷ اکتبر برنامه‌ریزی شده، در شرایطی برگزار می‌شود که احتمال جنگ با ایران، معادلات سیاسی این رژیم را تحت تأثیر قرار داده است. اگر جنگ پیش از انتخابات آغاز شود، ممکن است برگزاری آن به تعویق بیفتد و بنیامین نتانیاهو برای مدیریت جنگ، به تشکیل دولت اضطراری یا وحدت ملی روی آورد. چنین دولتی می‌تواند فرصت سیاسی تازه‌ای برای او فراهم کند؛ زیرا در صورت پیروزی نظامی، اعتبار بیشتری کسب خواهد کرد و در صورت شکست نیز مسئولیت‌ها میان احزاب تقسیم می‌شود.

اگر جنگ پس از انتخابات و هنگام مذاکرات برای تشکیل دولت آغاز شود، ممکن است احزاب رقیب را به ائتلاف وادار کند. بااین‌حال، جنگ لزوماً اختلافات سیاسی را از بین نمی‌برد و نتایج انتخابات همچنان در تعیین ترکیب و ریاست دولت اهمیت خواهد داشت.

در نهایت، تصمیم‌های واشنگتن و تهران درباره زمان، دامنه و پیامدهای جنگ می‌تواند فضای سیاسی و انتخاباتی اسرائیل را تغییر دهد، بی‌آنکه این دو کشور مستقیماً در انتخابات مداخله کنند.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری مهر

دکمه بازگشت به بالا