به گزارش بخش استانها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از بندرعباس، ساحل خلیج فارس و امواج پایدار و تاریخی تنگه هرمز، در فاصله اسفندماه سال 1404 تا مهرماه سال 1405، شاهد یکی از پیچیدهترین، فشردهترین و سرنوشتسازترین نبردهای نظامی و پدافندی در تاریخ معاصر خاورمیانه بود. استان هرمزگان در ادبیات راهبردی جهان، نه یک جغرافیا یا پهنه اداری ساده، بلکه قلب تپنده انرژی، شریان ترانزیت دریایی، نقطه اتصال تجارت بینالمللی و دژ پدافندی ایران در آبهای آزاد به شمار میرود.
همین موقعیت منحصربهفرد موجب شد تا با شعلهور شدن آتش جنگ، این استان ساحلی به اولین و سنگینترین هدف برای عملیاتهای هوایی و موشکی متخاصمان تبدیل شود؛ تهاجمی سازمانیافته که هدف نخست آن فلج کردن چرخههای زیستی، قطع شریانهای ترانزیتی، انهدام توان اقتصادی و ایجاد رعب عمومی در میان اهالی جنوب بود.
اما درک دقیق، علمی و تحلیلی این پرونده تاریخی مستلزم مرزبندیهای روشن روششناختی و تفکیک دقیق لایههای زمانی است. در ادبیات رسانهای و گزارشهای تحلیلی، دو فاز متمایز از یکدیگر به ثبت رسیده است فاز نخست که به «جنگ 40 روزه» یا «جنگ رمضان» معروف شد، از صبحگاه 9 اسفند 1404 آغاز شد و با اعلام یک وقفه و آتشبس موقت در بامداد 19 فروردین 1405 متوقف گردید. فاز دوم که در ادبیات نظامی و بومی تحت عنوان «جنگ هرمز» بازشناخته میشود، از اواسط خرداد و تیرماه 1405 با تهاجم مجدد به پلها، بنادر، شبکه آب شرب و محلات مسکونی اوج گرفت و تا رویدادهای تلخ شهریورماه و روند مستندسازیهای حقوقی در مهر 1405 تداوم یافت.
تفکیک این بازههای زمانی و پایبندی به تفکیک میان رخدادهای تأییدشده میدانی، اطلاعیههای رسمی استانداری و نیروهای مسلح، گزارشهای نهادهای بینالمللی حقوق بشر و پاسخهای تلافیجویانه دارای اعلامیه رسمی، شالوده اصلی این گزارش را تشکیل میدهد. روایتی که پیش رو دارید، روایتی خردورزانه، تفصیلی و روایی از 240 روز نبرد ناخواسته است؛ روایتی از داغهای سنگین انسانی و جنایات مستقیم ارتش آمریکا و متخاصمان، در کنار بازخوانی حماسههای بینظیر مهندسی، بازسازیهای معجزهآسا، تسلط پدافندی بر آبراه هرمز و ایستادگی تاریخی مردمی که در جنوبیترین نقطه ایران، اجازه ندادند پرچم عزت و اقتدار کشور بر زمین بیفتد.
فصل اول: اسفند خونین میناب؛ وقتی جنگ از کلاس درس آغاز شد
صبح شنبه 9 اسفند 1404، همزمان با ماه مبارک رمضان، در حالی که آفتاب گرم جنوب تازه بر فراز نخلستانهای میناب برآمده بود، حوادث به گونهای رقم خورد که چهره استان هرمزگان برای همیشه تغییر کرد. در مجتمع آموزشی دخترانه «شجره طیبه» میناب، کلاسهای درس با نغمههای قرآنی دانشآموزان خردسال و تدریس معلمان آغاز شده بود. ساعت حوالی 10:45 صبح را نشان میداد که غرش هولناک هواگردهای نظامی و اصابت متوالی و دقیق مهمات سنگین هدایتشونده، ساختمانهای آموزشی این مرکز را به تلی از خاکستر، دود و آوار تبدیل کرد.
حجم تخریب به حدی سنگین و شتاب حادثه به قدری هولناک بود که در همان دقایق اولیه، شایعات و آمارها فضای شهر را فراگرفت. کاسبان و اهالی میناب با پای پیاده به سوی مدرسه شتافتند تا پیکرهای خونین کودکان را از زیر آوار سیمانی بیرون بکشند. مسئولان محلی و بنیاد شهید استان هرمزگان در جمعبندیهای ثانویه، آمار شهدای این جنایت مستقیم را 168 نفر اعلام کردند و یادآور شدند که بیش از اکثریت قربانیان این حادثه را زنان، کودکان خردسال و کادر آموزشی تشکیل میدادند در همین حال، سازمانهای بینالمللی حقوق بشر نیز به بررسی ابعاد حادثه پرداختند؛ سازمان عفو بینالملل در گزارش تحقیقی و مستقل خود این اقدام را غیرقانونی و نقض آشکار قوانین بینالمللی دانست.
اصابت مستقیم مهمات هدایتشونده دقیق به سقف کلاسهای درس، جایی برای فرض اشتباه محاسباتی باقی نگذاشت. پرونده این حادثه با تعیین 14 کارشناس رسمی دادگستری، جمعآوری بقایای مهمات و دادههای راداری، به صورت یک پرونده حقوقی و کیفری بینالمللی تدوین و کیفرخواست آن توسط دادگستری استان صادر شد.
از بُعد پاسخهای نظامی، بر خلاف برخی تصوّرات رسانهای پاسخ جمهوری اسلامی ایران در همان ساعات اولیه، در قالب موج نخست عملیات گسترده و منطقهای «وعده صادق 4» شکل گرفت؛ عملیاتی موشکی و پهپادی که طی آن مواضع متخاصمان و پایگاههای ارتش آمریکا در بحرین، قطر، کویت و امارات هدف ضربات سنگین قرار گرفتند تا نشان داده شود که آغاز جنگ با غیرنظامیان، تمام عقبه پشتیبانی دشمن در منطقه را ناامن خواهد ساخت.
فصل دوم: ترور زیرساختهای زیستی؛ جنگ با آب شرب و پاسخ مستند در «الجفیر»
هنوز چند روز از فاجعه میناب نگذشته بود که متخاصمان جبهه جدیدی را گشودند: هدف قرار دادن شریانهای حیاتی و زیستی مردم استان. در 16 اسفند 1404، تأسیسات آبشیرینکن جزیره قشم با ظرفیت تولید روزانه 12 تا 15 هزار مترمکعب آب شرب، آماج حملات موشکی قرار گرفت. اصابت موشکها به پمپهای اصلی و خطوط انتقال، موجب شد تا شریان آبرسانی به حدود 30 روستای جزیره قشم به طور کامل قطع شود. در اقلیم گرمسیر جنوب، آب صرفاً یک نیاز خدماتی نیست، بلکه شریان اصلی حیات، ماندگاری در روستاها و پایداری مراکز درمانی است.
در حادثه آبشیرینکن قشم یک توالی زمانی، بیانیه رسمی و رابطه علتومعلولی کاملاً مستند به ثبت رسید. روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در همان روز طی بیانیهای صریح و رسمی اعلام کرد که در پاسخ تلافیجویانه به هدف قرار گرفتن زیرساخت زیستی مردم قشم، پایگاه تروریستی ارتش آمریکا موسوم به «الجفیر» در بحرین را با شلیک انبوهی از موشکهای نقطهزن سوخت جامد و مایع در هم کوبیده است. این پاسخ مستقیم، توسط شبکههای خبری بینالمللی نظیر الجزیره نیز به عنوان یک معادله بازدارنده صریح میان انهدام زیرساخت غیرنظامی در قشم و پاسخ موشکی در بحرین گواهی شد.
این تهاجم به منابع آب شرب، در ماههای خرداد و تیر 1405 نیز تکرار شد. در 20 خرداد 1405، دو مخزن بزرگ ذخیره آب شرب در بخش بمانی شهرستان سیریک با مجموع ظرفیت 2500 مترمکعب هدف قرار گرفتند که شبکه آبرسانی شهر کوهستک و 10 روستای مجاور با 20 هزار نفر جمعیت را از مدار خارج کرد. اما در این نقطه، حماسه مدیریت جهادی هرمزگان جلوهگر شد؛ نیروهای فنی آبفا و گروههای جهادی با حضور در منطقه، ظرف کمتر از 12 ساعت خطوط کنارگذر اضطراری را احداث کرده و آب را به شبکه بازگرداندند. همزمان، دادگستری استان هرمزگان پرونده هدفگیری عمدی مخازن آب غیرنظامیان را به عنوان پرونده جنایت جنگی در مراجع بینالمللی به جریان انداخت. در تیرماه نیز تاسیسات آبشیرینکن بونجی در غرب جاسک هدف قرار گرفت که با گسیل سریع تانکرهای آبرسانی و بازسازی فوری تجهیزات، مانع از بروز بحران انسانی در 20 روستای منطقه گردید.
فصل سوم: بندرعباس زیر آتش؛ شهری که صوت جنگ را زیست
با وارد شدن جنگ به دومین هفته خود، بندرعباس به عنوان مرکز سیاسی، تجاری و نظامی استان، به یکی از کانونهای اصلی مبادله آتش تبدیل شد. از 11 اسفند 1404، حملات به تاسیسات نظامی گزارش شد و در 12 اسفند، انفجار در محدوده شهرک صنعتی بندرعباس به وقوع پیوست. در 14 اسفند، مناطق اطراف بندر شهید باهنر و مناطق نظامی هدف قرار گرفتند و از 17 تا 20 اسفند، موج فشردهای از حملات هوایی چندین نقطه را در مرکز هرمزگان مورد هدف قرار دادند و در فاصله 21 تا 28 اسفند، نیز شنیدن صدای انفجار در بندرعباس گزارش شد.
اما نقطه عطف و دردناک این نبرد، عبور جنگ از تاسیسات نظامی و سرایت آن به قلب محلات مسکونی مرکز استان در فروردینماه بود. در 5 فروردین 1405، اصابت موشک به یک منطقه مسکونی در بندرعباس شهادت 2 شهروند و مجروح شدن 2 تن دیگر را رقم زد. در 10 فروردین 1405، محله مسکونی «دوهزار» بندرعباس هدف قرار گرفت که طی آن 1 شهروند به شهادت رسید و 7 نفر، از جمله چند زن و کودک، مجروح شدند.
پاسخهای نیروهای مسلح ایران به سلسلهحملات رخداده در بندرعباس، برخلاف نمونه قشم، به صورت تکبهتک و 1:1 اعلام نشد. طبق مستندات و اطلاعیههای رسمی، توان موشکی و پهپادی ایران در قالب موجهای پیدرپی عملیات «وعده صادق 4» مراکز فرماندهی، پشتیبانی و لجستیک ارتش آمریکا در سراسر منطقه را زیر ضربات خردکننده قرار داد تا موازنه وحشت و بازدارندگی در سراسر خلیج فارس تثبیت شود.
فصل چهارم: آتش بر سفره صیادان؛ انهدام بنادر و حماسه معیشت دریایی
هدفگیری ناوگان صیادی و بنادر تجاری کوچک، بخش دیگری از راهبرد متخاصمان برای فلج کردن اقتصاد بومی جنوب بود. در روزهای 13 و 14 فروردین 1405، اسکله صیادی دوحه در قشم و اسکله صیادی-تجاری بندر چارک آماج حملات هوایی قرار گرفتند. در جریان حمله به بندر چارک، شلیک راکتها موجب شهادت یک شهروند به نام بهنام طراری، مجروح شدن 3 نفر، انهدام سالن مسافربری و اتاق مانیتورینگ پایانه دریایی و وارد آمدن آسیب سنگین به شناورهای لندینگکرافت شد. در 15 فروردین نیز در محدوده کارخانه سیمان بندرخمیر هدف حمله پهپادی قرار گرفت، اما چرخهای تولید این واحد صنعتی بزرگ حتی برای یک روز متوقف نشد.
عمق خسارات وارده به بخش معیشت دریایی هرمزگان در جریان تور نظارتی قوه قضائیه در 30 شهریور 1405 از اسکله صیادی پشتشهر بندرعباس برملا شد. طبق آمارهای رسمی دادگستری و ادارهکل شیلات استان، در طول دوران جنگ در مجموع 760 فروند شناور صیادی و تجاری صدمه دیدند. از این تعداد، 420 فروند قایق و شناور صیادی دچار خسارت شدند که شامل انهدام کامل 70 فروند لنج بزرگ صیادی بود. همچنین 340 شناور تجاری و لندینگکرافت آسیب دیدند، 12 صیاد زحمتکش به شهادت رسیدند و 7 نفر مجروح شدند.
مدیرکل شیلات استان هرمزگان کل خسارات مالی بخش شیلات را 4.5 هزار میلیارد تومان (4.5 همت) برآورد کرد که 3.5 همت آن مستقیماً به سرمایه شخصی صیادان و 1 همت به زیرساختها و اسکلهها وارد شده بود. این در حالی بود که بیش از 50 هزار نفر از جامعه 60 هزار نفری صیادان استان به صورت مستقیم و غیرمستقیم تحت تأثیر این مخاطرات قرار گرفتند. با این حال، با تخصیص اعتبارات اضطراری توسط دولت و بازسازی سریع حوضچهها توسط نهادهای حمایتی، دریانوردان جنوب هرگز ساحل و دریا را خالی نکردند.
اصابت پهپاد ناشناس به لنج در سیریک؛ سه نفر زخمی شدند
در ادامه رخدادهای مرتبط با سواحل و آبراههای هرمزگان، صبح چهارشنبه 22 مهر 1405، یک فروند پهپاد ناشناس به یک لنج متعلق به محدودههای کرگان و کلاهی در شهرستان سیریک اصابت کرد.
بر اساس اطلاعات اعلامشده از سوی معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار هرمزگان، در پی این حادثه سه نفر از خدمه لنج مجروح شدند و در گزارش اولیه، شهادت هیچ یک از این صیادان اعلام نشد.
پس از وقوع حادثه، بیمارستان سیریک در حالت آمادهباش قرار گرفت و یک دستگاه آمبولانس به اسکله اعزام شد تا اقدامات لازم برای رسیدگی به مصدومان انجام شود.
فصل پنجم: «جنگ هرمز» و شبِ انهدام شریانهای مواصلاتی
با پایان یافتن وقفه چندماهه و آغاز فاز دوم درگیریها در تیرماه 1405 تحت عنوان «جنگ هرمز»، متخاصمان راهبرد جدیدی را به اجرا گذاشتند: قطع شبکه راهها، پلها و شریانهای ارتباطی استان هرمزگان با مرکز کشور.
در شب 26 تیر تا بامداد 27 تیر 1405، موج گستردهای از حملات موشکی به شریانهای مواصلاتی استان آغاز شد. هولناکترین حادثه در محور ارتباطی بندرخمیر و بر روی پل گچین وکهورستان رخ داد. اصابت مستقیم موشک، دهانه اصلی پل را منهدم کرد و در همان لحظه چند خودروی عبوری دچار حادثه شدند که به شهادت 7 شهروند و مجروح شدن 9 نفر انجامید. همزمان، اصابت موشک به محله تپهالله بندرعباس 1 شهید و 8 مجروح بر جای گذاشت و ایستگاه انشعاب راهآهن بندرعباس نیز آسیب دید.
طبق گزارش معاون عمرانی استانداری هرمزگان، در این موج از حملات، در مجموع 9 پل راهبردی در شهرستانهای بندرعباس، بندرخمیر و رودان و 2 تونل اصلی در محور بندرعباس-حاجیآباد (از جمله تونل شهید میرزایی) آسیب دیدند و 6 هزار میلیارد تومان خسارت به زیرساختهای جادهای وارد شد. آسیب به تونل میرزایی علاوه بر جاده، شبکه فیبر نوری و ارتباطات شمال استان را دچار اختلال کرد. اما پاسخ استان به این تهاجم جادهای، یک حماسه مهندسی کمنظیر بود؛ با بسیج امکانات راهسازی و ماشینآلات مهندسی سپاه، تونلهای آسیبدیده ظرف 6 ساعت پاکسازی شدند و پلها و جادههای کنارگذر جایگزین ظرف کمتر از 10 ساعت به بهرهبرداری رسیدند تا ترانزیت کالا به کشور حتی برای یک روز قطعی نشود.
فصل ششم: عزا در جشن عروسی؛ فاجعه کوهستک سیریک
یکی از دردناکترین و سیاه ترین پردههای جنایات مستقیم متخاصمان در طول نبرد هرمزگان، در شامگاه 10 شهریور 1405 در شهر ساحلی کوهستک از توابع شهرستان سیریک رقم خورد. در حالی که ماهها از فاز اول جنگ میگذشت و اهالی شهر در یک منزل مسکونی برای برگزاری مراسم جشن عروسی دو جوان گرد هم آمده بودند، این خانه هدف حمله هوایی و بمباران مستقیم جنگنده متخاصم قرار گرفت.
صدای شادی و هلهله اهالی در یک لحظه به شیون و دود تبدیل شد در گزارشهای رسمی دادگستری استان، شهادت 5 نفر، از جمله یک کودک 4 ساله به نام امیرعلی کریمی، و مجروح شدن 68 نفر که عمدتاً از زنان و کودکان بودند، به ثبت رسید. لباس عروس آغشته به خون شد و پیکرهای مطهر شهدا بر دوش اهالی سیریک تشییع گردید. این جنایت هولناک که با بیانیه مشترک و قاطع علمای شیعه و اهلسنت استان محکوم شد، به عنوان یکی از برجستهترین پروندههای جنایت جنگی مستقیم علیه غیرنظامیان در مراجع حقوقی بینالمللی ثبت گردید.
فصل هفتم: دژ تسخیرناپذیر تنگه هرمز و پرونده 65 هزار میلیارد تومانی دادخواهی
برای فهم چرایی تمرکز حملات بر استان هرمزگان، باید به موقعیت شاهراهی تنگه هرمز نگریست ارتش آمریکا و متخاصمان تلاش کردند با ایجاد رعب، انهدام بنادر و فشار بر جزایر، تسلط بر این آبراه بینالمللی را به دست گیرند. جزیره ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک در طول 240 روز نبرد، هدف بیش از 1,400 پرتابه شامل موشکهای کروز، بالستیک و پهپاد قرار گرفت، اما دژ دفاعی جزایر سهگانه و پدافند هوایی سپاه و ارتش تسخیرناپذیر باقی ماند و متخاصمان حتی نتوانستند یک کیلومتر از اقتدار دریایی ایران در تنگه هرمز را بازپس گیرند.
براساس اعلام رسمی محمد آشوری، استاندار هرمزگان، استان در مجموع 240 روز در خط مقدم نبرد قرار داشت و حدود 5,000 اصابت موشک، پهپاد و ترکش در پهنه استان به ثبت رسید. کل خسارات واردشده به استان 65 هزار میلیارد تومان (معادل حدود 1 میلیارد دلار) برآورد شد. بر اساس آمارهای بنیاد شهید تا تیرماه 1405، شمار شهدای ثبتشده استان در این نبرد به 401 شهید رسید و حدود 700 مجروح برای تشکیل پرونده مراجعه کردند.
از سوی دیگر، سخنگوی قوه قضائیه از تشکیل 61 پرونده حقوقی و کیفری درباره حملات به زیرساختها و مردم هرمزگان خبر داد. پروندههای شاخص شامل فاجعه مدرسه میناب، عروسی کوهستک، انهدام پلها، آبشیرینکن بونجی، تونل شهید میرزایی و محیطبانی حاجیآباد، با جمعآوری دقیق دادههای راداری، تصاویر ماهوارهای، مدارک پزشکی قانونی و بقایای مهمات تکمیل شده و کیفرخواستهای بینالمللی آنها صادر گردید.
پهپادهای شناسایی و نقش پدافند هوایی
در طول این دوره، گزارشهایی از شناسایی و مورد اصابت قرارگرفتن شمار زیادی از پهپادهای جاسوسی و شناسایی در آسمان هرمزگان و محدوده تنگه هرمز منتشر شد.
بر اساس اطلاعات ارائهشده، سامانه یکپارچه پدافند هوایی کشور در مقابله با این اهداف نقش اصلی را ایفا کرد این رخدادها، اهمیت پایش مستمر آسمان و هماهنگی میان اجزای مختلف سامانه پدافندی را در منطقهای با تراکم بالای فعالیتهای دریایی و اهمیت راهبردی بالا برجسته میکند.
در تحلیل این بخش، تفکیک میان پهپادهای شناسایی، پهپادهای تهاجمی و سایر اهداف هوایی اهمیت دارد؛ زیرا ماهیت هر هدف و شرایط رهگیری آن میتواند در ارزیابی نظامی و امنیتی رخدادها مؤثر باشد.
مجموع این تحولات نشان میدهد که امنیت هرمزگان تنها به سواحل و بنادر محدود نیست و دریا، جزایر، آبراهها و فضای هوایی نیز اجزای بههمپیوسته یک محیط راهبردی هستند.
هرمزگان؛ نماد عزت و شاگرد اول ایستادگی ایران
نبرد 240 روزه هرمزگان با تمامی داغهای سنگین انسانی و خسارات 65 هزار میلیارد تومانیاش، به یکی از درخشانترین فصلهای تاریخ مقاومت ایران تبدیل شد. پاسخی که مردم ساحلنشین جنوب به این تهاجم همهجانبه دادند، فقط در شلیک موشکهای پدافندی خلاصه نشد؛ تجلی اصلی این اقتدار در اجتماع عظیم و 110 هزار نفری «جانفدایان ایران» در 5 مهر 1405 در ساحل خلیج فارس بود، جایی که شیوخ اهلسنت، علمای شیعه، صیادان داغدیده و جوانان هرمزگانی دوشادوش یکدیگر ایستادند و اعلام کردند که جنوب هرگز قدمگاه متجاوزان نخواهد شد.
هرمزگان در این آزمون بزرگ تاریخی اثبات کرد که استانی تسخیرناپذیر است:
داغ 168 شهید مدرسه میناب را بر دل نشانید، اما سنگر علم و دانش را خالی نکرد.
آبشیرینکنهایش هدف قرار گرفت، اما ظرف 12 ساعت شبکه آبرسانی اضطراری را جایگزین ساخت.
70 فروند لنج صیادیاش در آتش سوخت، اما صیادانش دریا و ساحل را رها نکردند.
پلها و تونلهایش منهدم شد، اما ظرف کمتر از 10 ساعت کنارگذرهای جدید برپا شد و در همان ایام، 92 هزار میلیارد تومان طرح عمرانی جدید در استان به بهرهبرداری رسید.
لباس عروس در کوهستک به خون آغشته شد، اما اتحاد شیعه و سنی در جنوب مستحکمتر گردید.
امروز، امواج خلیج فارس و صخرههای استوار تنگه هرمز، همپای نسیم گرم جنوب، روایتی جاودانه را زمزمه میکنند؛ روایت استانی که زیر سنگینترین آتشها ایستاد، شریانهای حیات کشور را فعال نگاه داشت و ثابت کرد که هرمزگان، شاگرد اول عزت، اقتدار و ایستادگی در تاریخ معاصر ایران اسلامی است.





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.