درخشش خیره‌کننده تیم ملی کشتی فرنگی ایران در رقابت‌های جهانی قزاقستان و کسب ۹ مدال از ۱۰ وزن، بار دیگر تفاوت رویکرد یک مربی پرافتخار و متواضع مانند حسن رنگرز را با سرمربی پرادعای تیم ملی فوتبال، امیر قلعه‌نویی، آشکار ساخت.

تیم ملی کشتی فرنگی ایران تحت هدایت حسن رنگرز، با کسب ۹ مدال از ۱۰ وزن، به شکلی مقتدرانه قهرمان رقابت‌های جهانی در قزاقستان شد. این موفقیت در حالی به دست آمد که تیم ملی کشتی فرنگی امید ایران نیز چند هفته پیش در خاک آمریکا قهرمان جهان شده بود. این سه افتخار بزرگ در مدت کوتاه، نشان‌دهنده اهمیت دانش فنی، مدیریت، برنامه‌ریزی و شناخت صحیح از مسیر موفقیت برای دستیابی به افتخار است.

فراتر از مدال‌ها و قهرمانی‌ها، رفتار و شخصیت حسن رنگرز مورد تحسین قرار گرفت. مصاحبه‌های او سرشار از متانت، تواضع و ادبیات حرفه‌ای است. رنگرز با وجود کارنامه درخشان، نه ادعایی دارد و نه خود را طلبکار جامعه می‌داند. او حتی در مواجهه با ناکامی یکی از شاگردانش، به جای مقصر دانستن دیگران، از عذرخواهی سخن می‌گوید؛ رویکردی که با رفتار سرمربی تیم ملی فوتبال، که ظاهراً همه را جز خود مقصر می‌داند، در تضاد است.

رفتار حسن رنگرز با انتقادها نیز متفاوت است؛ او منتقدانش را به وطن‌فروشی یا دشمنی متهم نمی‌کند، زیرا نتیجه کارش در میدان، گویای توانایی‌هایش است و نیازی به تعریف مداوم از خود ندارد.

در مقابل، ادبیات امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی فوتبال، که تیمش با یکی از مسن‌ترین ترکیب‌ها در جام جهانی، حتی از صعود در جام جهانی ۴۸ تیمی نیز بازماند، متفاوت است. با وجود عدم دستیابی به دستاوردهای چشمگیر، صحبت‌های او این تصور را ایجاد می‌کند که با بهترین مربی تاریخ فوتبال ایران روبرو هستیم؛ مربی‌ای که گویا باید به خاطر حضورش در فوتبال، از همه طلبکار باشد.

تیمی که نه جوان‌گرایی قابل قبولی داشته، نه نتایج مورد انتظار را کسب کرده و نه کارنامه‌اش با حجم ادعاهای سرمربی همخوانی دارد، چگونه می‌تواند با اعتماد به نفس درباره اقتدار و دستاوردهایش سخن بگوید؟ قلعه‌نویی با وجود دریافت دستمزد و پاداش‌های کلان، همچنان از شرایط سخت می‌گوید و مشکلات را به گونه‌ای مطرح می‌کند که گویی تنها او و بازیکنانش در ایران زندگی کرده‌اند و از شرایط دور بوده‌اند.

امیر قلعه‌نویی در تمرین تیم ملی ایران

واقعیت این است که تیم ملی فوتبال بخش قابل توجهی از اردوهای خود را خارج از ایران و با امکانات مناسب سپری کرده است. در همین حال که قلعه‌نویی از دشواری‌ها گلایه می‌کند، تیم‌های کشتی ایران با وجود شرایط تمرینی و رقابتی خود، توانسته‌اند به افتخارات بزرگی دست یابند. هرچند تفاوت شرایط فوتبال و کشتی انکارناپذیر است، اما سختی‌ها نمی‌توانند توجیهی برای ناکامی باشند، به ویژه وقتی مربی موفقی در رشته‌ای دیگر، بدون هیاهو و ادعا، نتایج درخشانی کسب می‌کند.

در فوتبال ایران، گاهی فاصله میان ادعا و واقعیت به حدی می‌رسد که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت. سرمربی تیم ملی باید در قبال عملکرد خود پاسخگو باشد، نه اینکه با تکرار مشکلات و برجسته‌سازی شرایط دشوار، از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. مردم به دنبال نتیجه و عملکرد هستند، نه توجیه و ادعا؛ و انتظار احترام دارند، نه مواجهه منتقدان با برچسب و اتهام.

حسن رنگرز می‌تواند الگویی کامل برای امیر قلعه‌نویی باشد؛ از دانش فنی و شیوه مدیریت گرفته تا مسئولیت‌پذیری، تواضع و نحوه تعامل با مردم. پیشنهاد می‌شود قلعه‌نویی عکسی از رنگرز را در محل کار یا زندگی خود نصب کند و هر روز به آن بنگرد. شاید این اقدام او را وادار کند پیش از هر مصاحبه، از خود بپرسد چرا مربی‌ای با چنین دستاوردهای بزرگی این‌قدر متواضع است، در حالی که او با وجود ناکامی‌های متعدد، همچنان از موضع طلبکارانه سخن می‌گوید.

تفاوت میان یک مربی بزرگ و یک مربی پرادعا در همین نکته نهفته است؛ یکی با نتایجش سخن می‌گوید و دیگری تلاش می‌کند با حرف‌هایش، جای خالی نتایج را پر کند.

©‌ خبر ورزشی