خیابان انقلاب خرم‌آباد امروز میزبان اجتماع جان‌فدایان بود؛ حضوری که تا اذان ظهر ادامه یافت.

به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از خرم‌آباد، خنکای نسیم صبحگاهی پاییزی بر صورت می‌نشست، اما خیابان‌های منتهی به خیابان انقلاب خرم‌آباد از همان ساعات ابتدایی روز، حال‌وهوایی متفاوت داشتند.

رفت‌وآمدها بیشتر از روزهای معمول بود و گروه‌های کوچک و بزرگ مردم، از مسیرهای مختلف، به سوی مقصدی مشترک حرکت می‌کردند؛ مقصدی که قرار بود بار دیگر خیابان را به صحنه حضور مردمی تبدیل کند که بیش از 250 شب، خاطراتی آمیخته با جنگ، انقلاب و ایستادگی را در آن رقم زده‌اند.

خیابان انقلاب برای مردم خرم‌آباد، دیگر فقط نامی بر تابلوی یک خیابان نیست؛ اینجا بیش از 250 شب است که روایت‌های متفاوتی از حضور و همدلی در آن شکل گرفته و هر شب، خاطره‌ای تازه به حافظه جمعی شهر افزوده شده است.

استان لرستان , اخبار استان لرستان , اخبار خرم‌آباد ,

خیابان انقلاب؛ از خاطرات 250 شب تا جان‌فدایان

اما امروز، برای دومین بار، این خیابان به جای آنکه میزبان اجتماع شبانه باشد، از صبحگاه شاهد گردهمایی مردمی بود که جان فدا بودند، جان فدایانی که از ساعت‌های نخست روز، دسته‌دسته به آن خیابان آمده بودند؛ حضوری که شرکت‌کنندگان از آن به‌عنوان اجتماعی میلیونی یاد می‌کردند.

در میان جمعیت، کودکان و دانش‌آموزان دختر و پسر لرستانی با لباس‌های محلی، جلوه‌ای متفاوت به مراسم بخشیده بودند. برخی عکس شهدا را در دست داشتند و برخی پرچم ایران را؛ پرچم‌هایی که در میان دست‌های کوچک دانش‌آموزان، از نسلی می‌گفتند که در کنار خانواده‌های خود به خیابان آمده بود.

کودکانی که دست‌دردست پدر و مادر حرکت می‌کردند، خانواده‌هایی که فرزندانشان را در کالسکه همراه آورده بودند، جوانان، زنان، مردان و سالمندانی که هر کدام به شکلی خود را به جمعیت رسانده بودند، تصویری از حضور نسل‌های مختلف در کنار یکدیگر ساخته بودند.

آنچه در میان این جمعیت بیش از هر چیز به چشم می‌آمد، پرچم‌های سرخ «یا لثارات الحسین»، پرچم‌های سبز با شعار «علمدار ولایت، لرستان به فدایت» و سربندهای سرخ با همین عبارت بود؛ نشانه‌هایی که در کنار پرچم سه‌رنگ ایران، فضای خیابان را رنگی دیگر بخشیده بودند. شعارها پی‌درپی در میان جمعیت تکرار می‌شد و صدایی که از گوشه‌ای بلند می‌شد، در بخش‌های دیگر خیابان پژواک پیدا می‌کرد.

استان لرستان , اخبار استان لرستان , اخبار خرم‌آباد ,

«علمدار ولایت، لرستان به فدایت»؛ شعاری که در خیابان پیچید

رژه پیاده دانش‌آموزان، از کودکان هفت و هشت‌ساله با کوله‌پشتی‌هایشان تا جوانان و بازنشستگان عرصه‌های مختلف، تصویری از همراهی نسل‌ها را پیش چشم می‌گذاشت. برخی با لباس بسیج آمده بودند، برخی لباس محلی بر تن داشتند برخی با گلونی نماد اصالت لرستان و برخی دیگر با چفیه‌ای بر دوش و پرچمی در دست، آرام و پیوسته در مسیر حرکت می‌کردند.

در گوشه‌ای از خیابان، مردی روی ویلچر نشسته بود و تفنگ برنوی خود را در دست داشت؛ پرچم ایران را نیز بر آن افراشته بود. تصویر او در میان جمعیت، با پرچمی که بالای سرش دیده می‌شد، توجه‌ها را به خود جلب می‌کرد. کمی آن‌سوتر، مردی میانسال که خستگی در چهره‌اش پیدا بود، به دیوار تکیه داده بود، اما نمی‌نشست؛ گویی می‌خواست پرچم ایران را همچنان ایستاده نگه دارد.

آن‌طرف‌تر، پیرمردی با چفیه‌ای بر دوش و عصایی در دست، به‌سختی راه می‌رفت و قدم‌هایش را آهسته با حرکت جمعیت هماهنگ می‌کرد و در گوشا ای دیگر شیر زن لری به چشم میخورد که قطار فشنگ بر لباس محلی خود بسته بود و تفنگ در دست داشت که این خود نماد همپایی زنان این دیار با مردانشان بود، اینجا بوی شجاعت به مشام می‌رسید.

در این خیابان، شور حضور تنها در صدای شعارها خلاصه نمی‌شد؛ گاهی در دست‌هایی معنا پیدا می‌کرد که پرچمی را بالا نگه داشته بودند، گاهی در قدم‌های آرام سالمندی که با وجود دشواری راه آمده بود و گاهی در همراهی خانواده‌ای که کودک خردسالش را نیز به این اجتماع آورده بود، آنچه در قاب‌های پراکنده خیابان دیده می‌شد، تلاش افراد برای حضور در کنار دیگران و نشان‌دادن همراهی خود با جمعیت بود.

صدای غرش خودروها و موتورسیکلت‌ها نیز در میان همهمه مردم شنیده می‌شد و بر فضای پرتحرک خیابان می‌افزود. شعارها از نقاط مختلف به گوش می‌رسید و در میان آن‌ها، عبارت «علمدار ولایت، لرستان به فدایت» بارها تکرار می‌شد؛ شعاری که برای بسیاری از حاضران، صرفاً مجموعه‌ای از واژه‌ها نبود، بلکه بیانگر احساس و موضعی بود که می‌خواستند در این حضور جمعی به نمایش بگذارند، در لرستانی که خود مظهر غیرت است.

در میان جمعیت، جوانی با اشاره به حضور مردم گفت: «مردم لرستان همان‌گونه که رهبر شهیدمان گفتند، جواهرنشان هستند و با حضور خودشان این موضوع را نشان داده‌اند.»

کمی آن‌سوتر، جوان دیگری با لباس عشایری، در حالی که در میان جمعیت ایستاده بود، از ادامه حضور و همراهی گفت: «ما ایستاده‌ایم تا آخر.»

بانویی از میان حاضران نیز با تأکید بر همراهی خود با مردم و ولایت اظهار کرد: «ما پشتیبان ملت و ولایت بوده و هستیم و این روزهای سخت کشورمان نشان از همین ایستادگی دارد.»

این جمله‌ها در میان صدای شعارها و حرکت جمعیت شنیده می‌شدند؛ روایت‌هایی کوتاه از کسانی که هر کدام با انگیزه و نگاه خود به خیابان آمده بودند، اما در یک نقطه مشترک بودند: می‌خواستند حضورشان دیده و صدایشان شنیده شود

خیابان انقلاب، با همه خاطرات شبانه‌اش، امروز چهره‌ای متفاوت داشت؛ نور صبح بر پرچم‌ها می‌تابید، کوله‌پشتی دانش‌آموزان در میان جمعیت دیده می‌شد، لباس‌های محلی در کنار چفیه‌ها و سربندهای سرخ قرار می‌گرفت و سالمندان، جوانان و کودکان در یک مسیر حرکت می‌کردند.

صبح به پیش می‌رفت و به اذان ظهر رسید اما جمعیت همچنان در خیابان حضور داشت. در میان این همه چهره، تصویر مرد روی ویلچر با پرچم ایران، پیرمرد عصا به دست و مرد میانسالی که با وجود خستگی همچنان پرچمش را بالا نگه داشته بود، از قاب‌هایی بود که معنای این حضور را به شکلی ملموس روایت می‌کرد.

استان لرستان , اخبار استان لرستان , اخبار خرم‌آباد ,

از زبان حاضران؛ «ما ایستاده‌ایم تا آخر»

امروز، خیابان انقلاب خرم‌آباد بار دیگر به حافظه جمعی شهر چیزی افزود؛ صبحی که در آن، پرچم‌ها در دست کودکان و سالمندان بالا رفت، شعارها در میان جمعیت پیچید و مردم با گام‌هایی متفاوت، اما در مسیری مشترک، کنار یکدیگر قرار گرفتند.

در میان جمعیت، آنچه بیش از هر چیز در شعارها و نوشته‌های روی سربندها خودنمایی می‌کرد، روحیه جان‌فدایی و وفاداری بود؛ همان‌جا که صدای مردم با شعار «علمدار ولایت، لرستان به فدایت» در خیابان می‌پیچید و پرچم‌های سرخ و سبز در کنار پرچم ایران بالا می‌رفتند.

این عبارت برای حاضران، فراتر از یک شعار، بیانگر اوج دلبستگی و آمادگی برای فداکاری در راه باورها و آرمان‌هایی بود که به آن پایبند بودند؛ پیامی که از زبان جوانان تا چهره‌های سالخورده شنیده می‌شد و در فضای اجتماع، با مفهوم ایستادن پای عهد و وفاداری تا پای جان گره می‌خورد.

گزارش از: مرضیه شیرخان‌چگنی






©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم