به گزارش بخش استانها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از قم، در ادبیات امنیت و حکمرانی، بخش مهمی از تهدیدهای نوین دیگر مستقیماً متوجه قلمرو فیزیکی، زیرساختهای سخت یا ظرفیتهای نظامی نیست؛ بلکه به سازوکارهای ادراک، تفسیر، اعتماد و تصمیمگیری جمعی معطوف شده است. در چنین شرایطی، مفهوم «دفاع» نیز نیازمند توسعه است. «دفاع نرمافزاری» را میتوان نامی برای مجموعه ظرفیتهایی دانست که امکان حفاظت از استقلال شناختی جامعه، پایداری مرجعیتهای معرفتی و توان بازسازی معنای معتبر را در برابر دستکاری سازمانیافته ادراک فراهم میکنند.
بنابراین، موضوع آن صرفاً «مقابله با پیام» نیست، بلکه صیانت از سازوکارهای تولید و داوری معنا است . این تلقی، دفاع نرمافزاری را از «جنگ رسانهای» یا «مدیریت افکار عمومی» متمایز میکند. مسئله اصلی آن نیست که چه پیامی با چه پیامی پاسخ داده شود، بلکه این است که یک جامعه چگونه میتواند در برابر اختلال در فرایندهای فهم، داوری و اعتماد، همچنان قدرت تشخیص خود را حفظ کند. بر این اساس میتوان از مفهوم « زیرساخت شناختی جامعه » سخن گفت؛ زیرساختی نامرئی اما بنیادین که از شبکه اعتماد، نهادهای دانایی، نظام آموزش، حافظه تاریخی، زبان مشترک، ساختارهای تولید معنا و معماری توجه عمومی تشکیل میشود.
آسیب به این زیرساخت، ممکن است بدون تخریب هیچ دارایی فیزیکی، ظرفیت تصمیمگیری جمعی را بهشدت تضعیف کند . از منظر حکمرانی، دفاع نرمافزاری را میتوان حکمرانی تابآوری شناختی تعریف کرد؛ یعنی طراحی و هماهنگی نهادها، قواعد، ظرفیتهای دانشی و سازوکارهای ارتباطی برای کاهش آسیبپذیری شناختی، افزایش قدرت تشخیص و بازسازی اعتماد. این صورتبندی، سه سطح متمایز اما مرتبط را در بر میگیرد: امنیت اطلاعات که بر صحت و تمامیت داده متمرکز است؛ امنیت شناختی که از فرایند ادراک و قضاوت حفاظت میکند؛ و امنیت معرفتی که ناظر به سلامت نهادها و سازوکارهایی است که جامعه از طریق آنها درباره صدق، اعتبار و مرجعیت تصمیم میگیرد . دفاع نرمافزاری، معماری حکمرانیِ پیونددهنده این سه سطح است.
در این میان، نهاد علم جایگاهی محوری دارد. مراکز علمی و پژوهشی، نباید صرفاً به تولیدکنندگان پاسخهای پسینی تبدیل شوند؛ کارویژه مهمتر آنها، ارتقای «ظرفیت تبیینی جامعه» است. جامعهای که نتواند تحولات پیچیده خود را توضیح دهد، ناگزیر میدان را برای روایتهای سادهساز، قطبیکننده و دستکاریگر باز میگذارد. از این منظر، نهاد علم باید به نوعی سامانه هشدار زودهنگام معرفتی تبدیل شود؛ سامانهای که شکافهای فهم، بحرانهای اعتماد، نقاط ابهام سیاستی و حوزههای مستعد منازعه معنایی را پیش از تبدیلشدن به بحران شناسایی کند. وظیفه دانشگاه در این چارچوب، تولید «پاسخ رسانهای» نیست، بلکه تولید توان فهم عمومی است.
در ساحت اجتماعی نیز دفاع نرمافزاری را نمیتوان به نهادهای رسمی محدود کرد. خانواده، مدرسه، گروههای مرجع، انجمنهای علمی، شبکههای حرفهای و اجتماعات محلی، همگی بخشی از ظرفیت تابآوری شناختیاند. هرجا که اعتماد بینفردی، گفتوگوی عقلانی، مرجعیت کارشناسی و امکان اصلاح خطا تضعیف شود، آسیبپذیری شناختی افزایش مییابد. از این رو، سرمایه اجتماعی را میتوان بخشی از ذخیره دفاعی جامعه دانست. در این چارچوب، اعتماد صرفاً یک متغیر اجتماعی نیست؛ بلکه نوعی سرمایه امنیتی و حکمرانی است . همین منطق درباره آموزش، رسانه و فناوری نیز صادق است. آموزش باید از انتقال دانش به تربیت سواد داوری گذار کند؛ رسانه باید از انباشت پیام به ساخت اعتماد معتبر حرکت کند؛ و حکمرانی پلتفرمها باید فراتر از تنظیم محتوا، به مسئله معماری توجه بپردازد. در محیط الگوریتمی، مسئله فقط این نیست که چه محتوایی تولید میشود، بلکه این است که چه چیزی دیده میشود، چه چیزی تکرار میشود و چه چیزی به حاشیه رانده میشود. از این رو، حکمرانی توجه به یکی از ساحتهای نوظهور دفاع نرمافزاری تبدیل میشود.
نکته تعیینکننده آن است که دفاع نرمافزاری با افزایش حجم تبلیغات تقویت نمیشود. هرگاه فاصله میان تجربه زیسته جامعه و روایتهای نهادی گسترش یابد، افزایش پیام حتی میتواند به فرسایش اعتماد منجر شود. دفاع نرمافزاری پایدار بر صداقت نهادی، قابلیت اصلاح خطا، شفافیت، اقناع مبتنی بر شواهد و امکان نقد استوار است. جامعه مقاوم، جامعهای بیپرسش نیست؛ جامعهای است که ابزارهای تشخیص، داوری و تصحیح خطا را در اختیار دارد. بر این اساس، دفاع نرمافزاری را باید از سطح یک استعاره امنیتی به سطح یک برنامه حکمرانی ملی برای حفاظت از استقلال شناختی جامعه ارتقا داد. در جهان آینده، بخشی از قدرت کشورها نه فقط با توان دفاع از مرزها، بلکه با توان حفظ مرجعیت علم، اعتماد اجتماعی، قدرت تشخیص عمومی و ظرفیت تولید معنای مشترک سنجیده خواهد شد. چنین برداشتی، دفاع نرمافزاری را در نقطه تلاقی امنیت، حکمرانی، علم، فرهنگ و جامعه قرار میدهد و آن را به یکی از مفاهیم راهبردی حکمرانی در عصر جنگ شناختی تبدیل میکند.
یادداشت از: حجتالاسلاموالمسلمین محمد اسماعیل عبداللهی، استاد حوزه علمیه قم و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.