به گزارش بخش استانها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از کردستان، سیزدهم آبان در تقویم جمهوری اسلامی ایران، صرفاً یک مناسبت تاریخی یا روزی برای برگزاری راهپیمایی و سردادن شعارهای انقلابی نیست؛ این روز، روایت سه مقطع سرنوشتساز از تاریخ معاصر ایران و یادآور مسیری است که ملت ایران برای استقلال، آزادی، عزت ملی و تعیین سرنوشت خود پیموده است. 13 آبان روزی است که تاریخ، سه نسل از ایستادگی را به یکدیگر پیوند میدهد و از ما میپرسد: سهم امروز ما در پاسداری از آرمانهایی که دیروز برای آن هزینه داده شد، چیست؟
برای فهم اهمیت این روز باید به سال 1343 بازگشت؛ روزی که امام خمینی(ره) در اعتراض به تصویب لایحه کاپیتولاسیون و اعطای مصونیت قضایی به مستشاران آمریکایی به ترکیه تبعید شدند. تبعید امام خمینی(ره) در 13 آبان 1343، اگرچه با هدف خاموشکردن صدای اعتراض و دورکردن رهبر نهضت از مردم انجام شد، اما نتوانست اندیشه استقلالخواهی را از جامعه ایران جدا کند. تاریخ نشان داد که تبعید یک رهبر، لزوماً به معنای پایان یک نهضت نیست؛ گاهی اندیشهای که از سرزمین خود دور میشود، در ذهن و قلب مردم ریشه عمیقتری میدواند.
چهارده سال بعد، در 13 آبان 1357، دانشگاه تهران و مدارس اطراف آن به صحنه اعتراض دانشآموزان و دانشجویانی تبدیل شد که در برابر رژیم پهلوی ایستاده بودند. گلولهها به سوی جوانانی شلیک شد که خواستهای جز آزادی، استقلال و پایاندادن به استبداد نداشتند. شهادت جمعی از دانشآموزان و دانشجویان در این روز، برگ دیگری از هزینهای بود که نسل جوان برای تغییر سرنوشت کشور پرداخت.
13 آبان 1358 نیز با تسخیر سفارت آمریکا در تهران توسط گروهی از دانشجویان پیرو خط امام، به نقطه عطف دیگری در تاریخ انقلاب اسلامی تبدیل شد. این سه واقعه، با وجود تفاوت در بستر و شرایط تاریخی، در یک مفهوم مشترک به هم میرسند: مسئله استقلال و حق تعیین سرنوشت ملت ایران.
اما اهمیت 13 آبان را نباید تنها در بازخوانی گذشته جستوجو کرد. تاریخ زمانی زنده میماند که بتواند برای امروز جامعه معنا تولید کند. اگر قرار باشد این روز فقط به چند مراسم، چند سخنرانی و تکرار گزارههای آشنا محدود شود، بخش مهمی از ظرفیت تربیتی و اجتماعی آن نادیده گرفته خواهد شد. 13 آبان باید فرصتی برای گفتوگو درباره استقلال، هویت ملی، مسئولیت اجتماعی و نسبت نسل جدید با آینده ایران باشد.
استقلال، مفهومی فراتر از نداشتن پایگاه نظامی بیگانه یا مخالفت با دخالت خارجی است. استقلال واقعی زمانی معنا پیدا میکند که یک کشور در تصمیمهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، علمی و امنیتی خود از اراده مستقل برخوردار باشد و منافع ملی را قربانی خواست قدرتهای بیرونی نکند. کشوری که در تصمیمگیریهای اساسی خود وابسته باشد، حتی اگر پرچم و مرز و ساختار سیاسی مستقل داشته باشد، در تحقق استقلال با چالش روبهروست.
از همین منظر، مبارزه با سلطه خارجی تنها یک مسئولیت تاریخی نیست؛ بلکه مأموریتی مستمر است که در عرصههای مختلف باید دنبال شود. امروز میدان رقابت کشورها فقط مرزهای جغرافیایی و توان نظامی نیست. اقتصاد، فناوری، هوش مصنوعی، امنیت غذایی، انرژی، رسانه، علم و قدرت تولید دانش، میدانهای جدیدی هستند که استقلال کشورها در آنها سنجیده میشود. بنابراین، پاسداری از استقلال ایران به همان اندازه که به قدرت دفاعی نیاز دارد، به دانشگاه توانمند، اقتصاد مولد، مدیران کارآمد و نیروی انسانی متخصص نیز وابسته است.
در چنین شرایطی، نسل جوان باید بداند که ادامه مسیر استقلالخواهی الزاماً در تکرار شکل مبارزات نسلهای گذشته خلاصه نمیشود. جوان امروز میتواند با کسب دانش، مهارتآموزی، نوآوری، کارآفرینی، تولید علم و حضور مسئولانه در عرصه اجتماعی، سهم خود را در تقویت اقتدار کشور ایفا کند. اگر دیروز دانشآموزان در خیابانها در برابر استبداد ایستادند، امروز میدان مسئولیت جوانان در کلاس درس، آزمایشگاه، کارخانه، شرکت دانشبنیان، عرصه رسانه و میدان خدمت به مردم نیز امتداد همان روحیه مسئولیتپذیری است.
البته سخن گفتن از استقلال، بدون توجه به مطالبات مردم و واقعیتهای زندگی آنان، نمیتواند تصویری کامل از این مفهوم ارائه دهد. استقلال سیاسی زمانی در زندگی روزمره مردم احساس میشود که به امنیت اقتصادی، فرصتهای شغلی، عدالت اجتماعی، رفاه عمومی و حفظ کرامت شهروندان منجر شود. مردمی که با مشکلات معیشتی، بیکاری، تورم، تبعیض و ناکارآمدی برخی دستگاهها دستوپنجه نرم میکنند، حق دارند نسبت میان آرمانهای بزرگ و نتایج ملموس آنها را مطالبه کنند.
در حقیقت، یکی از مهمترین راههای تقویت سرمایه اجتماعی، شنیدن صدای مردم و پاسخگویی صادقانه به مطالبات آنان است. نمیتوان از مردم انتظار حضور، مشارکت و همراهی داشت، اما در برابر مشکلات و پرسشهای آنان بیتفاوت ماند. اعتماد عمومی سرمایهای نیست که با بخشنامه و شعار ایجاد شود؛ اعتماد در میدان عمل، با صداقت، شفافیت، عدالت و مسئولیتپذیری شکل میگیرد.
13 آبان همچنین فرصتی برای بازاندیشی در مفهوم استکبارستیزی است. استکبارستیزی نباید به یک ادبیات مناسبتی یا مجموعهای از شعارهای تکراری تقلیل پیدا کند. این مفهوم در عمیقترین معنای خود، مخالفت با هرگونه سلطهطلبی، تحقیر ملتها، تحمیل اراده قدرتهای بزرگ و نقض حق تعیین سرنوشت جوامع است. چنین نگرشی زمانی اعتبار بیشتری پیدا میکند که در عمل نیز با دفاع از عدالت، کرامت انسانی، استقلال ملتها و حقوق مردم همراه باشد.
در این میان، رسانهها وظیفهای فراتر از انعکاس تصاویر راهپیماییها و انتشار اخبار مراسم دارند. رسانه باید بتواند میان حافظه تاریخی جامعه و مسائل روز ارتباط برقرار کند. باید از دانشآموزی که در راهپیمایی 13 آبان شرکت میکند بپرسد استقلال برای او چه معنایی دارد، از دانشجو درباره سهم علم و فناوری در اقتدار ملی بنویسد و از مسئولان درباره دستاوردهای عملی سیاستهای استقلالمحور مطالبه پاسخ کند. رسانه مسئول، نهتنها روایتگر مناسبتها، بلکه پرسشگر نسبت میان آرمانها و عملکردهاست.
برای استان کردستان نیز 13 آبان میتواند فرصتی برای برجستهسازی نقش مردم، بهویژه نسل جوان، در حفظ انسجام ملی و پیشرفت کشور باشد. کردستان با برخورداری از سرمایه انسانی، ظرفیتهای فرهنگی، موقعیت راهبردی مرزی و جوانان مستعد، سهم مهمی در آینده ایران دارد. توجه به مطالبات این استان، توسعه زیرساختها، ایجاد فرصتهای شغلی، حمایت از نخبگان، تقویت اقتصاد مرزی و رفع محرومیتهای زیرساختی، بخشی از الزامات تبدیل سرمایه اجتماعی به اقتدار ملی است.
در استانهای مرزی، مفهوم استقلال و امنیت ملی با زندگی روزمره مردم پیوندی عمیق دارد. مرزنشینانی که با دشواریهای اقتصادی و محدودیت فرصتهای شغلی مواجهاند، باید آثار سیاستهای توسعهای را در زندگی خود لمس کنند. مرز تنها خطی روی نقشه نیست؛ مرز خانه مردمانی است که امنیت، معیشت و آینده فرزندانشان باید در سیاستگذاریها دیده شود. تقویت اقتصاد مرزی و فراهمکردن زمینه تجارت قانونی و پایدار، علاوه بر بهبود معیشت مردم، پشتوانهای برای امنیت و انسجام ملی خواهد بود.
از سوی دیگر، نباید اجازه داد اختلاف سلیقهها، تفاوتهای قومی و مذهبی یا رقابتهای سیاسی به شکاف اجتماعی تبدیل شود. یکی از مهمترین سرمایههای ایران، همبستگی مردمی و تنوع فرهنگی آن است. کردستان با پیشینه تاریخی و فرهنگی خود، نمونهای از ظرفیت همزیستی و همراهی اقوام و مذاهب در چارچوب هویت ایرانی و اسلامی است. پاسداری از این سرمایه، نیازمند عدالت در فرصتها، احترام متقابل، شنیدن مطالبات و پرهیز از نگاههای تبعیضآمیز است.
امروز دشمنان ایران نیز شیوههای تقابل خود را متناسب با تحولات جهان تغییر دادهاند. جنگ شناختی، عملیات روانی، تحریف واقعیتها، انتشار اخبار جعلی، ایجاد ناامیدی و تضعیف اعتماد عمومی، بخشی از ابزارهایی است که در فضای رسانهای و مجازی به کار گرفته میشود. در چنین شرایطی، آگاهی رسانهای و قدرت تشخیص شهروندان اهمیت ویژهای دارد. جامعهای که بتواند خبر درست را از اطلاعات جعلی تشخیص دهد، در برابر موجهای تخریبی آسیبپذیری کمتری خواهد داشت.
با این حال، مقابله با جنگ شناختی صرفاً با هشدار دادن درباره رسانههای بیگانه امکانپذیر نیست. بهترین راه، تقویت رسانههای معتبر، اطلاعرسانی سریع و شفاف، پاسخگویی به ابهامات و پرهیز از پنهانکاری است. خلأ اطلاعاتی دیر یا زود با روایتهای غیررسمی و گاه نادرست پر میشود. اعتماد مخاطب نیز زمانی به دست میآید که رسانه و مسئول، واقعیت را همانگونه که هست روایت کنند و از کنار پرسشهای دشوار عبور نکنند.
یکی از پیامهای مهم 13 آبان برای مسئولان نیز همین است که استقلال کشور با مدیریت کارآمد و اتکا به ظرفیتهای داخلی تقویت میشود. نمیتوان از خودباوری سخن گفت، اما فرصت را از جوانان گرفت؛ استقلالخواهی در عرصه مدیریت، یعنی باور عملی به توان مردم و فراهمکردن زمینه شکوفایی ظرفیتهای آنان.
13 آبان فرصتی است برای بازخوانی نسبت میان آرمان و واقعیت؛ برای اینکه از خود بپرسیم تا چه اندازه توانستهایم میراث استقلالخواهی نسلهای گذشته را به پیشرفت، عدالت، رفاه و اعتماد عمومی تبدیل کنیم.
باید از دانشآموزان و دانشجویان خواست که تاریخ را نه برای حفظکردن چند تاریخ و واقعه، بلکه برای فهم چرایی تحولات بخوانند. باید بدانند چرا ملتها برای استقلال هزینه میدهند، چگونه سلطه خارجی شکل میگیرد و چه عواملی یک جامعه را قدرتمند یا وابسته میکند. نسلی که تاریخ را عمیقتر بشناسد، در برابر تحریف آن مقاومتر خواهد بود و بهتر میتواند برای آینده تصمیم بگیرد.
13 آبان یادآور این حقیقت است که هیچ ملتی با اتکا به دیگران نمیتواند آیندهای مستقل و پایدار برای خود بسازد. استقلال، حاصل خودباوری، دانش، همبستگی، کار و مسئولیتپذیری است؛ همانگونه که حفظ آن نیز به مراقبت مستمر نیاز دارد. این یومالله، فقط روز یادآوری ایستادگی دیروز نیست؛ روز سنجش مسئولیت امروز ما در برابر آینده ایران است.
یادداشت از: رامیار غفاری





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.