به گزارش بخش استانها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از یزد، ملاعبدالله بهابادی یزدی (متوفای 997 ق) حکیم، فقیه، مفسر، منجم و از برجستهترین منطقدانان عصر صفوی است که نقشی بنیادین در احیا و توسعه علوم عقلی، بهویژه دانش منطق، در جهان اسلام ایفا نمود. نبوغ علمی و احاطه گسترده وی بر دانشهای معقول و منقول، او را به نقطهعطفی در تاریخ تفکر عقلی پس از خویش بدل ساخت. نگارش شروح و حواشی دقیق، بهویژه اثر ماندگار «الحاشیة علی تهذیب المنطق»، جریان تازهای در متون درسی و تدقیقات منطقی پدید آورد.
تحلیل جامع شخصیت و جایگاه علمی ملا عبدالله بهابادی نیازمند تبیین سه مؤلفه بنیادین است: سلسله اساتید و تبار معرفتی، منظومه تراث مکتوب، و پهنه تأثیرات وی بر سنت عقلی و کانونهای آموزشی جهان اسلام.
1. چارچوب روششناختی ارزیابی شخصیتهای علمی
شناخت ساختاریافته نخبگان علمی و مذهبی مبتنی بر بررسی سه گام بنیادین است:
1.تبارشناسی تحصیل و شبکه اساتید: تعیین کانونهای علمی محل آموزش، سطوح مدارج درسی و مشایخی که فرد نزد آنان تلمذ کرده است؛
2. ارزیابی میراث و آثار بهجامانده: بررسی آثار مادی (مانند تأسیس مدارس، مساجد، موقوفات و کتابخانهها) و آثار علمی و معنوی (تربیت شاگردان و تألیف تراث مکتوب)؛
3.گستره نفوذ و اثرگذاری تاریخی: سنجش میزان بقا، امتداد و تحولی که آراء و شیوه تعلیمی فرد در زیست علمی اعصار مابعد به جای گذاشته است.
2. گام نخست: تبار تحصیلی و سلسله اساتید علامه بهابادی
ملاعبدالله بهابادی آموزشهای مقدماتی را در زادگاهش «بهاباد» و سپس «یزد» پشت سر نهاد و آنگاه جهت تحصیل مراحل پیشرفته علوم عقلی و نقلی رهسپار شیراز شد؛ حوزهای که در سدههای نهم و دهم هجری کانون فعال و پررونق مبادلات حکمی در جهان اسلام به شمار میرفت. وی تحصیلات عالی خود را در دو کانون عمده شیراز پی گرفت:
•مدرسه منصوریه: بهرهمندی از کرسی غیاثالدین منصور دشتکی در علوم معقول و منقول؛
•مدرسه دوانی (دارالایتام/بیگم): فراگیری حکمت و منطق نزد جمالالدین محمود شیرازی (از مبرزترین شاگردان محقق جلالالدین دوانی).
بررسی تبارنامه علمی وی نشان میدهد که سلسله اساتید او در هر دو مدرسه از طریق پنج واسطه به محقق طوسی پیوند میخورد (چنانکه سلسله اساتید خواجه نصیرالدین طوسی نیز با پنج واسطه به شیخالرئیس ابنسینا منتهی میگردد):
ابنسینا (با پنج واسطه) ──> خواجه نصیرالدین طوسی
▼ ▼
[شاخه مدرسه منصوریه] [شاخه مدرسه دوانی]
1. قطبالدین شیرازی 1. قطبالدین شیرازی
2. سید شریف جرجانی 2. سید شریف جرجانی
3. سید فاضل مسلم فارسی 3. ملا قوامالدین کربالی
4. صدرالدین محمد دشتکی (سید سند) 4. ملا جلالالدین دوانی
5. غیاثالدین منصور دشتکی 5. جمالالدین محمود شیرازی
ملا عبدالله بهابادی یزدی
این احاطه همهجانبه موجب شد معاصران و متأخران از وی به عنوان عالمی جامعالاطراف یاد کنند؛ شیخ بهایی از او با عنوان «علامه بهابادی» تجلیل نموده و شرححالنگاران آوردهاند: «عبدالله پسر حسین یزدی، استاد شیخ بهاءالدین، علامه روزگار خویش است و کسی در دانش، تقوا و فضیلت بدو نمیرسد.»
3. مکتب منطقی علامه بهابادی و روششناسی تحلیلی
در تاریخ منطق جهان اسلام، شیوههای ساماندهی مباحث را میتوان در دو رویکرد کلان ردهبندی کرد:
1.مکتب متقدمان (بغداد): با محوریت ابونصر فارابی؛ وفادار به ساختار «نهبخشی» ارسطویی مرکب از مقولات (قاطیغوریاس)، قضایا و تعبیرات (باریارمینیاس)، قیاس (آنالوطیقای اول)، برهان (آنالوطیقای دوم)، جدل (طوبیقا)، مغالطه (سوفسطیقا)، انضمام خطابه (ریطوریقا) و شعر (بوطیقا)، و مدخل ایساغوجی فرفوریوس.
2. مکتب متأخران (ایران و شرق): با ابتکار ابنسینا در ساماندهی «دوبخشی»؛ مبتنی بر تقسیم اولیه علم به تصور و تصدیق، که منطق را به دو قلمرو کلی «معرِّف» (قواعد ناظر بر صحت تصورات) و «حجت» (قواعد ناظر بر صحت تصدیقات) تقسیم میکند. این سیاق بعدها در آثار غزالی، فخر رازی، خونجی، ابهری، کاتبی و تفتازانی تثبیت شد.
علامه بهابادی در شروح منطقی خویش، بهویژه در حاشیه علی تهذیب المنطق، هر دو سنت را ملحوظ داشته، اما در شیوه تنظیم پایبند ساختار دوبخشی است. وی تعامل انتقادی با آراء منطقی را ذیل دستهبندی «متقدمان» و «متأخران» پی میگیرد:
•مسئله «لا عکس للممکنَتین»: وی در تحلیل دلیل فقدان عکس مستوی در قضایای ممکنه، صدق وصف عنوانی بر ذات موضوع را در کلام فارابی به نحو «امکان» و در نظر ابنسینا به نحو «فعلیت» تبیین میکند. از منظر فارابی، «کل ج ب بالإمکان» بدین معناست: «هر ذاتی که اتصافش به صفت ج ممکن باشد، اتصاف آن به صفت ب نیز ممکن است»؛ لذا عکس آن صادق میآید.
به تصریح ابنسینا، معنای قضیه این است: «هر ذاتی که بالفعل متصف به ج باشد، بالإمکان ب است»، که از صدق آن، صدق عکس لازم نمیآید. علامه بهابادی همسو با ابنسینا و بر پایه درک عرفی و وضع لغوی، دیدگاه فارابی را ناتمام دانسته و استدلال میکند که اطلاق مشتقاتی نظیر «کاتب»، در عرف و لغت منصرف به ذاتی است که فیالجمله فعلیت کتابت دارد، نه صِرف امکانِ ثبوتی آن.
•موقعیت صناعات خمس در برابر مباحث صوری:وی بر مسامحه و اختصار متأخران در باب صناعات خمس خرده گرفته و یادآور میشود که متأخران مسائل بنیادین صناعات را بسیار مجمل نهاده و در عوض، پیرامون فروع قیاسات اقترانی شرطی اطناب ورزیدهاند؛ ازاینرو برای اشراف بر امهات مباحث برهانی، بازگشت به آثار قدمای این فن را ضروری میداند.
4. گام دوم: تراث مکتوب علامه بهابادی
آثار برجامانده از علامه بهابادی بازتابدهنده جامعیت وی در متون حکمی، شرعی و ادبی است و به دو حوزه عمده تفکیک میشود:
الف) آثار منطقی
1.تألیفات مستقل: رسالة فی حل ضابطة الأشکال الأربعة (الموجز)، رسالة فی مبحث موضوع العلم.
2.حواشی منطقی: الحاشیة علی تهذیب المنطق تفتازانی، حاشیة علی حاشیة الدوانی علی تهذیب المنطق (العجالة)، حاشیة علی حاشیة شرح الشمسیة، حاشیة علی حاشیة القدیمة الجلالیة علی شرح المطالع، حاشیة علی تحریر القواعد المنطقیة فی شرح الشمسیة قطبالدین رازی.
3.شروح منطقی: شرح الشمسیة، شرح دیباجة العجالة، شرح ضابطة الأشکال الأربعة.
4.تعلیقات و ترجمهها: تعلیقات إیساغوجی و ترجمه فارسی حاشیة تهذیب المنطق.
ب) آثار غیرمنطقی
1.فلسفه: شرح کتاب حکمة العین کاتبی قزوینی.
2.کلام: حاشیة علی حاشیة الخفری علی شرح التجرید، حاشیة علی حاشیة الدوانی القدیمة علی شرح التجرید، حاشیة علی حاشیة الدوانی الجدیدة علی شرح التجرید، حاشیة علی مبحث الجواهر من شرح التجرید.
3. فقه و اصول: الدرّة السنیّة فی شرح الرسالة الألفیّة الشهیدیّة، شرح القواعد علامه حلی، حاشیة علی إرشاد الأذهان، حاشیة علی الاستبصار شیخ طوسی.
4.تفسیر و علوم قرآنی: التجارة الرابحة فی تفسیر سورة الفاتحة، درّة المعانی فی تفسیر سورة الإخلاص والسبع المثانی، حاشیة علی تفسیر أنوار التنزیل بیضاوی.
5.علوم بلاغی و ادبی: حاشیة علی حاشیة الخطائی علی مختصر المعانی، الحاشیة علی حاشیة المطهّر علی المطوّل، شرح خطبة المطوّل، شرح شواهد مختصر المعانی.
5.گام سوم: امتداد و نفوذ علامه بهابادی در سنت عقلی جهان اسلام
تأثیر اندیشه ملاعبدالله یزدی را میتوان در سه بستر تاریخی و تمدنی پیگیری کرد:
1.ارتقای سنت تدریس منطق در کانونهای فکری صفوی:ملا عبدالله توانست با تدقیق در تعاریف، رفع تعقیدات متون پیشین و تدوین حاشیهای منقح، آموزش منطق را به شیوهای مدون در حوزه اصفهان و سایر شهرهای قلمرو صفوی بازآفرینی کند.
2. فراروی از مرزهای مذهبی و جغرافیایی (ایران، شبهقاره، عثمانی و جهان عرب):کتاب حاشیه ملا عبدالله به عنوان متنی با ایجاز علمی و انضباط تحلیلی، فراتر از تعلقات مذهبی عمل نمود و به متن پایهای در مدارس علمیه امامیه و مراکز درسی اهلسنت (از جمله حوزههای علمیه هند و پاکستان، دانشگاه الازهر مصر، بلاد عثمانی و ماوراءالنهر) تبدیل شد. در بستر آموزشی اهلسنت به جنبههای ساختاری و آموزشی آن توجه گردید و در حوزههای شیعی با بسترهای فلسفی و کلامی حکمت متعالیه پیوند یافت؛ امری که به نگارش بیش از 100 عنوان شرح، حاشیه و تعلیقه بر محور آن انجامید.
3. انتقال آموزش معقول به حوزه کهن نجف اشرف: یکی از اضلاع کمتر کاویده شده از کارنامه علمی علامه بهابادی، هجرت و اقامت وی در عراق و عهدهداری منصب خزانت و تولیت حرم علوی و به تبع آن انتقال و ترویج متون عقلانی به نجف اشرف است. کتاب حاشیه ملاعبدالله از نخستین و ماندگارترین متون مدون منطقی است که در حوزه نجف استقرار یافت و قرنها به عنوان مقدمه ورود به اجتهاد و فهم متون استدلالی فقه و اصول تدریس شد.
یادداشت از: حسین لطیفی، مدیرگروه احیای آثار منطقی علامه بهابادی یزدی





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.