کولیکر، غول آرام آب‌های جنوب قشم، امروز در نقطه تلاقی تهدیدهای زیست‌محیطی، پیامدهای جنگ و آینده معیشت است.

به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس،کولیکر، غول آرام آب‌های جنوب قشم، امروز در نقطه تلاقی تهدیدهای زیست‌محیطی، پیامدهای جنگ و آینده معیشت جوامع ساحلی قرار گرفته است؛ مسئله‌ای که حفاظت از این گونه را به ضرورتی فراتر از محیط زیست تبدیل می‌کند.

دریا برای مردم جنوب قشم تنها پهنه‌ای برای صید و رفت‌وآمد نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی، فرهنگ و اقتصاد زندگی آنهاست. در میان روایت‌های قدیمی صیادان این منطقه، نام «کولیکر» جایگاه ویژه‌ای دارد؛ ماهی عظیم‌الجثه‌ای که زمانی حضورش در آب‌های اطراف جزیره با فعالیت صیادی و حتی بخشی از اقتصاد سنتی مردم پیوند خورده بود.

اما امروز سرنوشت این غول آرام دریا با پرسش‌های تازه‌ای روبه‌روست؛ از فشار فعالیت‌های انسانی و تهدیدهای ناشی از تردد شناورها تا آلودگی‌های دریایی و پیامدهای درگیری‌های نظامی در پهنه خلیج فارس. پرسش مهم این است که در شرایطی که بخش عمده توجه‌ها به خسارت‌های انسانی و اقتصادی جنگ معطوف شده، چه اندازه از وضعیت حیات دریایی و گونه‌های آسیب‌پذیر این منطقه اطلاع داریم؟

این پرسش برای قشم اهمیتی دوچندان دارد؛ جزیره‌ای که بخش مهمی از هویت و معیشت ساکنان آن با دریا گره خورده و هرگونه آسیب به منابع طبیعی آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک خسارت زیست‌محیطی داشته باشد.

کولیکر؛ ماهی بزرگی که نباید با یک شکارچی خطرناک اشتباه گرفته شود

کولیکر نام محلی کوسه‌نهنگ با نام علمی Rhincodon typus است؛ بزرگ‌ترین ماهی زنده جهان که با وجود جثه چشمگیر، عمدتاً از پلانکتون‌ها و موجودات ریز دریایی تغذیه می‌کند. این گونه برخلاف تصور رایج درباره کوسه‌ها، شکارچی انسان نیست و به‌طور معمول تهدید مستقیمی برای شناگران و صیادان محسوب نمی‌شود.

با این حال، بزرگی جثه به معنای برخورداری از امنیت در زیستگاه طبیعی نیست. کوسه‌نهنگ در فهرست سرخ اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت در رده «در معرض خطر» قرار دارد؛ گونه‌ای که به دلیل ویژگی‌های زیستی و فشارهای انسانی، برای بقای جمعیت‌های آن باید برنامه‌های حفاظتی بلندمدت در نظر گرفت.

اهمیت این ماهی برای خلیج فارس صرفاً به حضور یک گونه کم‌نظیر در آب‌های منطقه محدود نمی‌شود. پژوهشی که در سال 2016 در نشریه علمی PLOS ONE منتشر شد، با استفاده از شناسایی الگوی لکه‌های پوستی کوسه‌نهنگ‌ها، وضعیت جمعیت و جابه‌جایی آنها را در خلیج فارس و شمال دریای عمان بررسی کرد.

در این مطالعه 422 فرد شناسایی شدند و جابه‌جایی 13 کوسه‌نهنگ میان مناطق مختلف نیز به ثبت رسید. بخشی از این جابه‌جایی‌ها از مسیر تنگه هرمز انجام شده بود؛ موضوعی که نشان می‌دهد مدیریت و حفاظت از این گونه را نمی‌توان به محدوده جغرافیایی یک کشور یا یک ساحل محدود کرد.به بیان دیگر، آنچه در یک بخش از آب‌های منطقه بر اثر صید، آلودگی یا برخورد با شناورها اتفاق می‌افتد، می‌تواند در چارچوب حفاظت از جمعیت‌های فرامرزی این گونه اهمیت پیدا کند.

از روغن کبد تا خاطره تاریخی صیادان سلخ

پیوند کولیکر با مردم جنوب قشم، تنها یک رابطه زیست‌محیطی نیست؛ این ماهی بخشی از تاریخ معیشت و دانش بومی صیادان منطقه را نیز در خود جای داده است.بر اساس مطلب منتشرشده در شماره ژانویه 2024 خبرنامه گروه تخصصی کوسه‌ماهیان اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت، صیادان قدیمی روستای سلخ در جنوب قشم در دهه‌های گذشته کوسه‌نهنگ‌ها را صید می‌کردند و از روغن کبد آنها که در گویش محلی «سیفه» نامیده می‌شد، برای ضدآب‌کردن لنج‌های چوبی استفاده می‌کردند.

این شیوه سنتی حتی در مستند «صید کولیکر» ساخته حمیدرضا احمدی‌لاری در سال 1354 نیز ثبت شده است؛ اثری که بخشی از فرایند صید، استخراج روغن و ارزش اقتصادی این فعالیت در زندگی مردم آن دوره را به تصویر کشیده است. این روایت تاریخی از یک واقعیت مهم پرده برمی‌دارد: منابع دریایی برای جوامع ساحلی همواره بخشی از سرمایه معیشتی و ابزار ادامه زندگی بوده‌اند. بنابراین تغییر رویکرد از بهره‌برداری سنتی به حفاظت از گونه‌های در معرض خطر، بدون شناخت شرایط اقتصادی و اجتماعی این جوامع نمی‌تواند به نتیجه‌ای پایدار منتهی شود.

امروز قرار نیست گذشته صیادان را با معیارهای حفاظتی کنونی قضاوت کرد؛ مسئله اصلی، استفاده از همین تجربه تاریخی برای طراحی راهکارهایی است که هم بقای گونه‌های ارزشمند دریایی را تضمین کند و هم فشار تغییر الگوی فعالیت اقتصادی را یک‌طرفه بر دوش خانواده‌های ساحل‌نشین نگذارد.

وقتی جنگ به زیستگاه‌های دریایی هم می‌رسد

یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده درگیری‌های نظامی، آثار آن بر محیط زیست دریایی است؛ آثاری که برخلاف خسارت به ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها، ممکن است به‌سرعت قابل مشاهده نباشند و در بلندمدت خود را نشان دهند. آسیب به شناورها و تأسیسات نفتی، احتمال نشت مواد نفتی و ورود آلاینده‌ها به آب دریا را افزایش می‌دهد. این مواد بسته به نوع ترکیبات، میزان غلظت و مدت مواجهه می‌توانند بر موجودات ریز دریایی، تخم و لارو آبزیان و زیستگاه‌های ساحلی اثر بگذارند.

برای گونه‌ای مانند کوسه‌نهنگ که از منابع غذایی ریز و پراکنده در آب تغذیه می‌کند، سلامت زنجیره غذایی اهمیت ویژه‌ای دارد. البته نمی‌توان بدون بررسی‌های میدانی و آزمایشگاهی، میزان آسیب مستقیم آلودگی به جمعیت کولیکر را تعیین کرد؛ اما تخریب منابع غذایی و زیستگاه‌ها، تهدیدی است که باید در ارزیابی وضعیت این گونه مورد توجه قرار گیرد.

خطر دیگر، افزایش یا تغییر الگوی تردد شناورهاست. برخورد با شناورهای بزرگ و گرفتارشدن در ادوات صیادی از جمله تهدیدهای شناخته‌شده برای کوسه‌نهنگ‌هاست. در شرایط بحران و ناامنی دریایی نیز نظارت بر ترددها، پایش زیستگاه‌ها و اجرای برنامه‌های حفاظتی می‌تواند با دشواری بیشتری همراه شود.در چنین شرایطی، مسئله فقط وقوع یک حادثه زیست‌محیطی نیست؛ بلکه کاهش امکان شناسایی، ارزیابی و مهار به‌موقع خسارت‌ها نیز می‌تواند آثار بحران را تشدید کند.

آلودگی نفتی در آب‌های قشم؛ هشداری فراتر از یک حادثه ساحلی

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های نگرانی درباره وضعیت محیط زیست دریایی منطقه، گزارش‌های منتشرشده در اوت 2026 درباره آلودگی نفتی در آب‌های جنوب ایران و اطراف قشم است.دانشگاه سازمان ملل متحد در گزارشی که 14 اوت 2026 منتشر کرد، با استناد به تصاویر ماهواره‌ای ثبت‌شده در روزهای هفتم تا دهم اوت، از مشاهده دو رویداد آلودگی نفتی در آب‌های منطقه خبر داد. بر اساس این بررسی، محدوده‌ای حدود 100 کیلومترمربع از آب‌های اطراف قشم و جزیره هنگام با آلودگی نفتی مواجه شده بود.

در این گزارش همچنین به رسیدن آلودگی به سواحل جنوبی قشم و جنگل‌های حرا اشاره شده و شناور باری آسیب‌دیده به‌عنوان منشأ احتمالی دست‌کم بخشی از آلودگی مطرح شده است؛ موضوعی که باید میان آن و تعیین قطعی منشأ تمام آلودگی‌ها تفاوت قائل شد.

اهمیت این حادثه تنها به سطح آب‌های آلوده محدود نمی‌شود. جنگل‌های حرا در محدوده تنگه خوران، یکی از زیستگاه‌های حساس خلیج فارس هستند که در حفظ تنوع زیستی، فراهم‌کردن پناهگاه و محل رشد آبزیان و پایداری اکوسیستم ساحلی نقش دارند.

ورود مواد نفتی به این زیستگاه می‌تواند رسوبات، ریشه‌های حرا و موجودات وابسته به این محیط را تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، آسیب به چنین زیستگاهی ممکن است در ادامه به بخش‌های دیگری از زنجیره غذایی و فعالیت‌های وابسته به دریا نیز منتقل شود.بر این اساس، آلودگی نفتی در اطراف قشم را نباید صرفاً یک مسئله مربوط به پاک‌سازی ساحل دانست. این اتفاق ضرورت پایش مستمر آب، رسوبات، زیستگاه‌های حساس و منابع آبزی منطقه را بیش از گذشته آشکار می‌کند.

تجربه‌های حفاظتی وجود دارد؛ اما کافی نیست

حفاظت از کوسه‌ماهیان در قشم موضوع تازه‌ای نیست و پیش از بحران‌های اخیر نیز اقداماتی با مشارکت نهادهای بین‌المللی و جوامع محلی در این زمینه انجام شده است.بر اساس اطلاعات منتشرشده در پایگاه برنامه کمک‌های کوچک تسهیلات محیط زیست جهانی (GEF SGP)، پروژه‌ای با هدف توانمندسازی جوامع محلی در روستاهای درکو، گوری، باسعیدو، دوستکو و کانی در غرب قشم اجرا شده که در نوامبر 2023 به پایان رسیده است.

این طرح بر ایجاد مناطق حفاظت‌شده دریایی برای کوسه‌ماهیان، کاهش صید و فروش محصولات آنها و مشارکت صیادان در حفاظت از زیستگاه‌ها متمرکز بوده است. همچنین حمایت و مشاوره برای ایجاد کسب‌وکارهای کوچک خانگی با هدف کاهش وابستگی اقتصادی به صید کوسه‌ماهیان در دستور کار آن قرار داشته است.

اهمیت این تجربه در آن است که حفاظت از منابع دریایی را از سطح توصیه و ممنوعیت فراتر برده و مشارکت مردم بومی و ایجاد درآمد جایگزین را نیز مورد توجه قرار داده است.در سطح گسترده‌تر، برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد نیز در واکنش به پیامدهای زیست‌محیطی درگیری‌های منطقه، نسبت به آلودگی ناشی از آتش‌سوزی‌های نفتی، انتشار مواد خطرناک، آلودگی آب و آسیب به اکوسیستم‌های دریایی هشدار داده است.

با این حال، باید میان برنامه‌های حفاظتی پیشین، هشدارهای عمومی سازمان ملل و اقدامات اضطراری مشخص تفاوت قائل شد. وجود یک پروژه حفاظتی در سال‌های گذشته یا انتشار هشدار درباره آلودگی دریایی به معنای اجرای عملیات ویژه برای نجات و پایش کوسه‌نهنگ‌های اطراف قشم در شرایط جنگی نیست.آنچه اکنون اهمیت دارد، تبدیل تجربه‌های موجود به برنامه‌ای متناسب با شرایط جدید و ایجاد سازوکار مشخص برای پایش و ارزیابی خسارت‌های احتمالی است.

حفاظت از دریا بدون حمایت از صیادان ممکن نیست

در بررسی آینده کولیکر، یک حلقه مهم را نمی‌توان نادیده گرفت: معیشت مردم بومی.صیادی در بسیاری از روستاهای ساحلی قشم فقط یک شغل نیست، بلکه بخشی از ساختار اقتصادی خانواده‌ها و شیوه زندگی نسل‌های متوالی است. هر سیاست حفاظ تی که محدودیت‌هایی بر فعالیت‌های صیادی اعمال می‌کند، باید همزمان برای پیامدهای اقتصادی آن نیز راهکار داشته باشد.

نمی‌توان از صیادی که تمام سرمایه و تجربه کاری خود را در دریا به دست آورده است، انتظار داشت بدون حمایت و جایگزین درآمدی قابل اتکا، به‌سادگی شیوه معیشت خود را تغییر دهد.توسعه مشاغل خانگی، تقویت فعالیت‌های گردشگری مسئولانه دریایی، آموزش و مشارکت دادن صیادان در طرح‌های پایش و حفاظت از زیستگاه‌ها می‌تواند بخشی از مسیر پیش‌رو باشد؛ البته به شرط آنکه این فعالیت‌ها با ظرفیت واقعی روستاها، توان اقتصادی خانوارها و ویژگی‌های فرهنگی منطقه تناسب داشته باشند.

صیادان بومی در کنار تجربه طولانی حضور در دریا، از دانش ارزشمندی درباره تغییرات فصلی، مسیرهای تردد آبزیان و وضعیت زیستگاه‌های محلی برخوردارند. استفاده از این دانش در کنار روش‌های علمی می‌تواند به شناسایی بهتر تهدیدها و افزایش اثربخشی برنامه‌های حفاظتی کمک کند.

سرنوشت کولیکر؛ آزمونی برای مدیریت دریا و آینده قشم

کولیکر امروز در نقطه تلاقی چند مسئله مهم قرار گرفته است؛ میراث تاریخی مردم جنوب قشم، ارزش زیستی خلیج فارس، فشار فعالیت‌های انسانی و آسیب‌پذیری محیط زیست در شرایط بحران.

آنچه درباره این گونه اهمیت دارد، صرفاً ثبت نام آن در فهرست گونه‌های در معرض خطر یا یادآوری خاطرات صید در گذشته نیست. مسئله اصلی، شناخت وضعیت واقعی جمعیت آن در آب‌های منطقه و فراهم‌کردن امکان حفاظت مؤثر از زیستگاه‌هایی است که بقای این گونه و سایر آبزیان به سلامت آنها وابسته است.

برای رسیدن به این هدف، پایش مستمر آلودگی‌های نفتی، بررسی آثار احتمالی حوادث دریایی بر زنجیره غذایی، ثبت برخورد شناورها با آبزیان، شناسایی مناطق حساس و تقویت همکاری میان نهادهای محیط زیستی، دریایی و پژوهشی ضروری است. در کنار این اقدامات نیز باید سازوکار مشخصی برای مشارکت صیادان و حمایت از معیشت جوامع ساحلی تعریف شود.

سرنوشت کولیکر را نمی‌توان جدا از سرنوشت دریایی بررسی کرد که مردم قشم زندگی خود را در کنار آن ساخته‌اند. اگر حفاظت از این میراث طبیعی به برنامه‌ای عملی و همراه با حمایت از مردم بومی تبدیل نشود، هم حیات گونه‌های ارزشمند دریایی و هم بخشی از سرمایه اقتصادی و فرهنگی جزیره در معرض آسیب قرار خواهد گرفت.

کولیکر فقط یک ماهی عظیم‌الجثه در آب‌های خلیج فارس نیست؛ یادآور پیوند دیرینه انسان و دریاست. حفاظت از آن، در نهایت آزمونی برای این است که آیا می‌توان میان بقای طبیعت و تداوم معیشت مردم ساحل‌نشین تعادلی پایدار برقرار کرد یا نه.

یادداشت از زهره نادعلی، خبرنگار

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم