در 13 آبان نوجوانان خرم‌آبادی روایت خودشان را به خیابان آوردند.

به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم در خرم‌آباد، صبح هنوز از هیاهوی راهپیمایی پر نشده بود که صدای «حیدر حیدر» از میان جمعیت برخاست؛ صدایی که این بار بیش از همه از حنجره نوجوانان شنیده می‌شد، مشت‌های گره‌کرده‌ای که به آسمان می‌رفت و پرچم‌هایی که در دست نسل تازه‌نفس ایران به اهتزاز درمی‌آمد، از همان دقایق نخست معلوم می‌کرد که راهپیمایی 13 آبان در خرم‌آباد، امسال یک قاب ویژه دارد: حضور نسلی که قرار بود درباره فاصله‌اش با آرمان‌های انقلاب و هویت ملی بسیار گفته شود، اما امروز خودش در خیابان حرف می‌زد.

در میان جمعیت، پرچم ایران گم نمی‌شد؛ سه رنگ سبز و سفید و سرخ، از دستان دختران و پسران نوجوان تا شانه‌های مادران و پدران و حتی دست‌های لرزان سالخوردگان، در تمام مسیر دیده می‌شد. دخترانی با چفیه بر دوش، نوجوانانی با تصویر رهبر شهید در دست و جوانانی که هم‌صدا با شعارهای جمعیت پیش می‌رفتند، تصویری ساخته بودند که نمی‌شد آن را صرفاً به حضور در یک مراسم مناسبتی تقلیل داد.

یکی از صحنه‌های متفاوت راهپیمایی، رجزخوانی دختر جوان لر بود؛ صدایی که در میان شعارهای حماسی جمعیت طنین انداخت و جلوه‌ای از شور و هویت بومی را به فضای مراسم آورد، کمی آن‌طرف‌تر، مادری حدوداً 70 ساله بی‌وقفه پرچم ایران را تکان می‌داد؛ نه خسته از حرکت دستش می‌شد و نه پرچم از قاب نگاهش بیرون می‌رفت، تصویری ساده اما گویا از نسلی که سال‌های طولانی این سرزمین را با همه دشواری‌ها و فراز و نشیب‌هایش زندگی کرده است.

اما کانون اصلی این اجتماع، نوجوانان و جوانان بودند؛ همان نسلی که در سال‌های اخیر، بخش مهمی از منازعه رسانه‌ای و جنگ روایت‌ها بر سر هویت، باورها و آینده‌اش شکل گرفته است.

امروز دختران و پسرانی که می‌توانستند تماشاگر یک مناسبت باشند، خود به متن مراسم آمده بودند؛ با پرچم، تصویر، شعار و حضوری که از موضع‌گیری آنان درباره ایران و تحولات پیرامونش حکایت داشت.

تصاویر رهبر شهید در دست نوجوانان، در کنار پرچم‌های سه‌رنگ، یکی از پرتکرارترین قاب‌های راهپیمایی بود؛ آنان با شعارهایی که با «حیدر حیدر» آغاز می‌شد و در وصف رهبر شهید ادامه پیدا می‌کرد، پیام همراهی و بیعت خود را به نمایش می‌گذاشتند، صدای این شعارها در مسیر راهپیمایی بارها اوج می‌گرفت و مشت‌های گره‌کرده نوجوانان، ریتم حرکت جمعیت را همراهی می‌کرد.

حضور عشایر با پوشش رزم

در میان این صحنه‌ها، حضور عشایر با پوشش رزم، تفنگ و قطار فشنگ بر دوش و پرچم در دست، جلوه‌ای متفاوت داشت؛ نمادی از هویتی که در حافظه تاریخی این سرزمین با دفاع از خاک و سرزمین پیوند خورده است، خانواده‌های شهدا نیز در میان جمعیت حضور داشتند؛ خانواده‌هایی که راهپیمایی برای آنان تنها حضور در یک مراسم عمومی نیست و یاد عزیزانی را زنده می‌کند که بهای دفاع از کشور را با جان خود پرداخته‌اند.

در این اجتماع، نسل‌ها کنار یکدیگر قرار گرفته بودند؛ مادر سالخورده‌ای که پرچمش را لحظه‌ای پایین نمی‌آورد، خانواده‌ای که با یاد شهید خود در مسیر قدم می‌زد، دخترانی که چفیه بر دوش داشتند و نوجوانانی که با صدای بلند شعار می‌دادند، هرکدام بخشی از تصویری بودند که از پیوند تجربه نسل‌های گذشته با شور و کنشگری نسل امروز شکل می‌گرفت.

13 آبان برای این جمعیت، یادآور سه واقعه مهم در تاریخ معاصر ایران بود؛ تبعید امام خمینی(ره) در سال 1343، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در سال 1358 و شهادت دانش‌آموزان در سال 1357، اما آنچه امروز در خیابان‌های خرم‌آباد دیده می‌شد، صرفاً بازخوانی این رویدادها نبود؛ تلاش برای انتقال معنای استقلال‌خواهی و ایستادگی به نسلی بود که آینده کشور به تصمیم‌ها و انتخاب‌های آن گره خورده است.

البته یک راهپیمایی به‌تنهایی نمی‌تواند تصویری جامع از نگرش یک نسل ارائه دهد و نمی‌توان از چند ساعت حضور خیابانی درباره همه دغدغه‌ها و مطالبات نوجوانان و جوانان حکم کلی صادر کرد، اما نمی‌توان از کنار این واقعیت هم گذشت که حضور پرشمار آنان، روایت یک‌دست رسانه‌های غربی از بی‌تفاوتی یا گسست کامل نسل جدید از مسائل ملی را شکست داد.

امروز در خرم‌آباد، نوجوانان فقط در صف راهپیمایان نبودند؛ در خط مقدم شعارها ایستاده بودند. نسلی که شاید درباره‌اش بسیار گفته و نوشته‌اند، اما در این روز ترجیح داد خودش را نه از دریچه تحلیل دیگران، بلکه با حضور، انتخاب و صدای بلندش نشان دهد؛ از «حیدر حیدر»هایی که در خیابان پیچید تا پرچمی که در دست مادر هفتادساله می‌چرخید، همه‌چیز به یک نقطه می‌رسید: ایران، هنوز نقطه اتصال نسل‌هایی است که با وجود تفاوت‌هایشان، در بزنگاه‌های تاریخی کنار هم قرار می‌گیرند.

گزارش از: مرضیه شیرخان‌چگنی

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم