به گزارش بخش استانها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از بندرلنگه، در میان روایتهای خانوادههای شهدای جنگ تحمیلی رمضان، قصه زندگی نوجوانانی که فرصت چندانی برای تجربه سالهای جوانی نیافتند، روایتی متفاوت از معصومیت، دلبستگی و مسئولیتپذیری است؛ یکی از این روایتها، زندگی شهید مجتبی حلافزاده، دانشآموز 14 ساله اهل بندرکنگ است که 16 فروردینماه سال جاری در حمله آمریکایی ـ صهیونیستی به شهادت رسید.
فاطمه حلافزاده، مادر شهید، در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از فرزندش بهعنوان پسری مهربان، باادب و خندهرو یاد میکند؛ نوجوانی که با وجود سن کم، در کارهای خانه و خریدهای روزمره همراه مادر بود و تلاش میکرد باری از دوش خانواده بردارد.
او میگوید: مجتبی همیشه در کنارم بود و در کارهای خانه و خریدها کمک میکرد. با بستگان و دوستان نیز رفتار خوبی داشت و به خوشاخلاقی شناخته میشد.
دانشآموزی که به دنبال یادگیری زندگی بود
مادر شهید با اشاره به دوران تحصیل مجتبی میگوید: او از سالهای ابتدایی در مدرسه قدس درس میخواند و دانشآموزی موفق و مورد توجه معلمانش بود. در سالهای پایانی، علاقهاش به فعالیتهای بیرون از مدرسه بیشتر شده بود، اما همچنان به یادگیری مهارتهای زندگی و کمک به پدر علاقه داشت.
به گفته او، مجتبی از کودکی به کارهای سخت و زندگی در دریا علاقهمند بود و آرزو داشت روزی صیاد شود. فوتبال نیز از سرگرمیهای مورد علاقهاش بود و روحیه اجتماعی و ارتباط خوب با اطرافیان، از ویژگیهایی بود که خانواده همچنان از او به یاد دارند.
از کلاس قرآن تا خدمت در هیئت امام حسین(ع)
پیوند مجتبی با امور مذهبی نیز از دوران کودکی شکل گرفته بود. او در کلاسهای قرآن شرکت میکرد و به روزهداری در ماه رمضان علاقه داشت؛ حتی در سالهای پیش از بلوغ نیز به این فریضه پایبند بود.
مادرش از علاقه ویژه او به عزاداری امام حسین(ع) روایت میکند؛ نوجوانی که مشتاقانه در مراسم هیئتها، بهویژه حسینیه چهارده معصوم، حضور مییافت و در ایام محرم و صفر، همراه برادر و پسرخالهاش در کارهای هیئت و فعالیتهای آشپزی مشارکت میکرد.
مجتبی در کنار حضور در برنامههای مذهبی، در مناسبتهای ملی نیز مشارکت داشت و بنا بر روایت مادرش، از جمله نوجوانانی بود که در راهپیمایی 13 آبان حضور پیدا میکرد.
عشق به دریا و همراهی با پدر
برای مجتبی، دریا بخشی از زندگی و آرزوهایش بود. او که در خانوادهای جنوبی بزرگ شده بود، دوست داشت همراه پدر به دریا برود و تجربه زندگی صیادی را از نزدیک به دست بیاورد. حتی پیش از آغاز جنگ نیز همراه خانواده تجربه حضور در دریا را داشت.
مادر شهید میگوید در روزهای جنگ، هرگاه نگرانی و اضطراب بر او غلبه میکرد، مجتبی با آرامش خود به او دلگرمی میداد؛ اما روزی که خبر شهادتش رسید، همهچیز برای خانواده رنگ دیگری گرفت.
روزی که جستوجوی مادر به خبر شهادت رسید
به روایت مادر، مجتبی روز حادثه پس از انجام کارهای روزمره، همراه پسرخاله و پسرعمهاش به سمت دریا رفته بود. آنان هنگام بازگشت و در مسیر پمپ بنزین، در جریان حادثهای که به شهادت مجتبی انجامید، دچار سانحه شدند.
مادر از لحظات پراضطراب پس از حادثه و جستوجوی فرزندش در شهر میگوید؛ جستوجویی که سرانجام در میان ازدحام بیمارستان و با شنیدن خبر شهادت مجتبی پایان یافت.
او از آرامش تلخ فرزندش در میان تجهیزات پزشکی و لحظاتی یاد میکند که پزشکان خبر شهادت او را اعلام کردند. به گفته مادر، مجتبی حتی در شرایط دشوار، از همراهان خود سراغ میگرفت و از آنان خواسته بود خبر شهادتش را به خانواده برسانند.
نوجوانی که پیگیر اخبار جنگ بود
مادر شهید همچنین از علاقه مجتبی به تماشای مستندهای تلویزیونی درباره جنگ و پیگیری رویدادهای تاریخی دوران دفاع مقدس یاد میکند؛ موضوعاتی که برای او جذابیت داشت و با حساسیت و علاقهاش به مسائل کشور پیوند خورده بود.
فاطمه حلافزاده در پایان، با بیان اینکه شهادت فرزندش برای خانواده افتخاری بزرگ است، از جای خالی او و داغی میگوید که همچنان بر دل خانواده مانده است. او برای همه نوجوانان و جوانان، عاقبتبهخیری و قرار گرفتن در مسیر حق را آرزو میکند.





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.