خبرگزاری تسنیم - علی نورعلیپور، شکست جمهوریخواهان، عقبنشینی سیاسی ترامپ و افزایش انتقادها از نتانیاهو، نشانههای آشکار فروپاشی محاسباتی جبههای است که تصور میکرد میتواند ایران را با تهدید و جنگ به زانو درآورد.
دونالد ترامپ با ادعای بازگرداندن عظمت آمریکا به قدرت رسید؛ مردی که قرار بود با نمایش اقتدار، جهان را به فرمان خود درآورد و مخالفانش را وادار به عقبنشینی کند سگ زرد تصور میکرد میتواند با تحریم، تهدید، فشار اقتصادی و قدرت نظامی، هر کشوری را به میز تسلیم بکشاند اما امروز همان سیاستمدار پرهیاهو با واقعیتی روبهرو شده که شاید تصورش را هم نمیکرد: قدرت آمریکا، برخلاف ادعاهای کاخ سفید، نامحدود نیست و اراده ملتها را نمیتوان با فرمانهای کاخ سفید درهم شکست.
شکست سنگین جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آمریکا، تنها یک ناکامی حزبی نیست؛ این شکست، زنگ خطری برای ساختار سیاسی ترامپ و نشانهای از افزایش نارضایتی در جامعه آمریکاست وقتی حتی چهرههای نزدیک به جریان جمهوریخواه نیز زبان به انتقاد میگشایند و سیاستهای ترامپ را زیر سؤال میبرند، دیگر نمیتوان همهچیز را به اختلافات معمول انتخاباتی تقلیل داد سونامی انتخاباتی که تد کروز از آن سخن گفته، بیانگر عمق بحرانی است که دولت ترامپ با آن دستبهگریبان شده است.
مردم آمریکا با مشکلات اقتصادی، تورم، افزایش هزینههای زندگی، قیمت سوخت و بحرانهای اجتماعی مواجهاند در چنین شرایطی، ادامه ماجراجویی نظامی در خاورمیانه و هزینهکرد منابع مالی آمریکا برای اهداف و محاسبات سیاسی نتانیاهو، بیش از گذشته زیر سؤال میرود گزارشهای رسانههایی مانند نیویورکتایمز و رویترز نیز از اهمیت یافتن پایان جنگ و مقابله با تورم در اولویتهای رأیدهندگان حکایت دارند این یعنی جنگطلبی دیگر برای سیاستمداران آمریکایی یک انتخاب بدون هزینه نیست.
ترامپ اکنون با یک معادله پیچیده روبهرو است؛ از یک طرف نمیخواهد تصویر شکستخوردهای از خود به نمایش بگذارد و از طرف دیگر ادامه تقابل با ایران میتواند هزینههای سیاسی، اقتصادی و انتخاباتی سنگینی بر او تحمیل کند او نمیتواند بهآسانی از شعارهای پرطمطراق خود عقبنشینی کند، اما نمیتواند پیام نارضایتی جامعه آمریکا و حتی بخشی از همحزبیهایش را نیز نادیده بگیرد این همان بنبستی است که امپراتور نارنجی را در محاصره قرار داده است.
نکته مهمتر آن است که مخالفت با جنگ و انتقاد از سیاستهای اسرائیل، دیگر صرفاً به جریانهای منتقد جمهوریخواه محدود نیست اظهارات برنی سندرز درباره قطع بودجه جنگ علیه ایران، انتقادهای جیدی ونس از رویکرد نتانیاهو و مواضع برخی تحلیلگران و فعالان آمریکایی، نشان میدهد که شکاف سیاسی بر سر هزینههای تقابل با ایران در حال گسترش است این تحول برای تلآویو بههیچوجه خبر خوشایندی نیست.
اسرائیل؛ متحدی که به دردسر اساسی واشنگتن تبدیل شده است
نتانیاهو سالها تلاش کرد منافع سیاسی خود را با منافع آمریکا گره بزند و واشنگتن را به پشتوانه دائمی سیاستهای توسعهطلبانه و جنگطلبانه تلآویو تبدیل کند اما اکنون این رابطه با پرسشهای جدی مواجه شده است وقتی حتی در میان جمهوریخواهان نیز مسئولیت بخشی از شکستهای سیاسی به پای سیاستهای نتانیاهو نوشته میشود، یعنی هزینه حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل در حال افزایش است این اتفاق، یک تحول معمولی در مناسبات دو متحد نیست؛ نشانهای از تغییر فضای سیاسی آمریکا در قبال تلآویو است.
سالها هرگونه انتقاد از سیاستهای اسرائیل در فضای سیاسی آمریکا با فشارهای سنگین مواجه میشد، اما امروز صدای مخالفان بلندتر از گذشته شنیده میشود حتی برخی چهرههای رسانهای و سیاسی آمریکایی، نتانیاهو را عامل کشاندن واشنگتن به یک بحران پرهزینه میدانند این تغییر فضا به معنای پایان حمایت آمریکا از اسرائیل نیست، اما نشان میدهد که تلآویو دیگر نمیتواند با همان اطمینان گذشته، تمام هزینههای سیاستهای خود را بر دوش مالیاتدهندگان آمریکایی بگذارد.
نتانیاهو در موقعیتی دشوار قرار گرفته است؛ از یک سو برای حفظ موقعیت سیاسی خود به نمایش قدرت و ادامه تقابل نیاز دارد و از سوی دیگر، گسترش جنگ میتواند شکاف میان آمریکا و اسرائیل را عمیقتر کند هرچه هزینههای این تقابل برای واشنگتن بیشتر شود، مقاومت سیاسی در برابر سیاستهای نتانیاهو نیز افزایش خواهد یافت رژیمی که سالها از حمایت بیدریغ آمریکا برخوردار بود، اکنون باید با این واقعیت روبهرو شود که حتی در واشنگتن نیز همه حاضر نیستند برای اهداف آن هزینه نامحدود بپردازند.
اظهارات جیدی ونس درباره ضرورت مذاکره با ایران و انتقاد از محاسبات نتانیاهو، در کنار گزارشهای آکسیوس درباره تلاش میانجیهای قطری برای دستیابی به توافق، نشان میدهد که مسیر دیپلماسی همچنان در محاسبات سیاسی آمریکا جایگاه دارد البته نباید این تحولات را به معنای تغییر ماهیت سیاستهای واشنگتن تلقی کرد؛ آمریکا همچنان به دنبال حفظ برتری و تحمیل خواستههای خود است، اما اکنون بیش از گذشته با محدودیتهای سیاسی و هزینههای تقابل مواجه شده است.
در این میان، یک واقعیت تاریخی را نباید فراموش کرد: آمریکا و اسرائیل در بسیاری از مقاطع، اختلاف تاکتیکی داشتهاند، اما در هدف راهبردی مهار قدرت ایران اشتراک نظر داشتهاند بنابراین نباید اختلافات داخلی آنان را با پایان دشمنی اشتباه گرفت آنچه برای ایران اهمیت دارد، تبدیل این شکافها به فرصتهای واقعی سیاسی و دیپلماتیک و جلوگیری از بازسازی یک جبهه متحد علیه منافع ملی کشور است.
طرح و نقشه شکستخورده ترامپ علیه ایران
بزرگترین خطای محاسباتی واشنگتن، شناخت نادرست از ایران است طراحان سیاست فشار تصور میکردند که تحریمهای گسترده، تهدید نظامی و عملیات روانی سرانجام اراده ملت ایران را فرسوده خواهد کرد آنان قدرت ایران را در فهرستی از تأسیسات و تجهیزات خلاصه کردند و فراموش کردند که پشت این ظرفیتها، یک ملت با تجربه تاریخی طولانی در مقاومت مقابل فشار خارجی قرار دارد ایران را نمیتوان با معیارهای ساده محاسبات نظامی و اقتصادی تعریف کرد.
آنچه در سالهای گذشته آشکار شده، ناکارآمدی تصور تسلیم سریع ایران است تحریمها هزینههای سنگینی بر اقتصاد کشور تحمیل کردهاند، اما نتوانستهاند اراده ملی برای حفظ استقلال و حاکمیت کشور را از میان ببرند تهدیدهای نظامی نیز نهتنها مسئله ایران را از دستور کار سیاست خارجی آمریکا خارج نکرده، بلکه خود به یکی از پیچیدهترین پروندههای امنیتی و سیاسی واشنگتن تبدیل شده است این همان تناقضی است که سیاستمداران آمریکایی باید پاسخگوی آن باشند.
گزارش آکسیوس درباره ارزیابی اطلاعاتی آمریکا از ایران بهعنوان یک قدرت در حال ظهور، اهمیت ویژهای دارد این ارزیابی نشان میدهد که حتی در محافل اطلاعاتی آمریکا نیز نمیتوان ظرفیتهای ایران را نادیده گرفت قدرت یک کشور تنها با میزان داراییهای نظامی آن سنجیده نمیشود؛ موقعیت ژئوپلیتیکی، توان علمی، ظرفیت انسانی، نفوذ منطقهای و اراده سیاسی نیز از مؤلفههای تعیینکننده قدرت ملی هستند ایران در معادلات منطقهای، بازیگری نیست که بتوان آن را از محاسبات حذف کرد.
در چنین شرایطی، هرگونه حمله جدید به ایران میتواند پیامدهایی فراتر از محاسبات اولیه طراحان آن داشته باشد اندیشکده چتمهاوس نیز درباره احتمال دستیابی به نتایج متفاوت از طریق تکرار حملات نظامی ابراز تردید کرده است این هشدار باید در واشنگتن جدی گرفته شود؛ زیرا جنگی که با وعده پیروزی سریع آغاز شود، ممکن است به بحرانی طولانی و پرهزینه تبدیل شود و همان کسانی را گرفتار کند که تصور میکردند در میدان نبرد، همهچیز مطابق نقشه آنان پیش خواهد رفت.
ایران نه خواهان جنگ است و نه از دفاع از امنیت و تمامیت ارضی خود عقبنشینی خواهد کرد تفاوت این دو موضع باید برای همه روشن باشد آمادگی دفاعی، بازدارندگی مؤثر و پاسخ قاطع به تجاوز، ضرورتهای امنیت ملی هستند؛ اما تصمیمگیری درباره آینده کشور نباید به هیجانزدگی، شعارهای غیرمسئولانه یا محاسبات احساسی سپرده شود دشمن باید بداند که تعرض به ایران هزینه دارد و هیچ تجاوزی بدون پاسخ متناسب و بازدارنده باقی نخواهد ماند.
رؤیای جنگ تازه؛ آخرین قمار از پیش باخته ترامپ دیوانه
با وجود بحرانهای داخلی، نباید تصور کرد که ترامپ از پرونده ایران دست کشیده است او ممکن است برای جبران ناکامیهای سیاسی و بازسازی تصویر اقتدار خود، به دنبال یک نمایش بزرگ نظامی یا سیاسی باشد اظهارات تهدیدآمیز اخیر او درباره هفتههای آینده و برنامههای در دست اجرا، در کنار گزارشهایی درباره تعویق احتمالی حملات، نشان میدهد که خطر تشدید تنش همچنان وجود دارد بنابراین هرگونه خوشبینی سادهانگارانه به تغییر رفتار واشنگتن میتواند هزینهساز باشد.
خطرناکترین تصور برای ایران آن است که آمریکا پس از شکستهای سیاسی، الزاماً به سمت عقبنشینی کامل حرکت خواهد کرد تجربه نشان داده است که ساختار سیاست خارجی آمریکا مستقل از تغییر رئیسجمهور و جابهجایی احزاب، همچنان اهداف راهبردی خود را دنبال میکند ممکن است شیوه اعمال فشار تغییر کند؛ یک روز با تهدید نظامی، روز دیگر با تحریم اقتصادی و روزی دیگر با پیشنهاد مذاکره و وعده توافق، اما هدف اصلی یعنی محدود کردن قدرت و استقلال ایران همچنان در دستور کار بخشهایی از ساختار سیاسی واشنگتن باقی خواهد ماند.
طرح احتمال استفاده از سلاحهای هستهای تاکتیکی در محافل سیاسی و رسانهای آمریکا نیز زنگ خطری جدی برای امنیت بینالمللی است چنین تهدیدهایی نشان میدهد که برخی محافل جنگطلب تا چه اندازه از پیامدهای انسانی و امنیتی عبور از خطوط قرمز هراس ندارند، استفاده از سلاح هستهای صرفاً یک اقدام نظامی نیست بلکه عبور از یک مرز خطرناک در تاریخ بشریت است و میتواند پیامدهایی غیرقابل پیشبینی برای کل منطقه و جهان ایجاد کند.
در برابر چنین تهدیدهایی وظیفه اصلی کشور حفظ آمادگی دفاعی، تقویت بازدارندگی، انسجام ملی و هوشیاری در تصمیمگیری است هرگونه محاسبه دشمن باید با این واقعیت روبهرو شود که ایران نه میدان آزمایش تسلیحات جدید است و نه کشوری که بتوان امنیت آن را قربانی نمایش قدرت دیگران کرد هرگونه تعرض به تأسیسات، زیرساختها و خاک کشور باید با محاسبات دقیق دفاعی و پاسخ متناسب مواجه شود امنیت ملی موضوعی نیست که بتوان بر سر آن معامله کرد.
از سوی دیگر مسئولان کشور باید مراقب جنگ روانی و عملیات فریب باشند دشمن ممکن است همزمان از تهدید و مذاکره، فشار و وعده، تحریم و پیشنهاد توافق استفاده کند تا در محاسبات تصمیمگیران اختلال ایجاد کند هیچ توافقی بدون تضمین عملی، راستیآزمایی و تأمین منافع ملی نباید مبنای تصمیمگیری قرار گیرد تجربه برجام و خروج یکجانبه آمریکا از آن، برای همیشه باید در حافظه سیاست خارجی ایران باقی بماند.
منطقه خاورمیانه؛ میدان بازی قدرتهای بیگانه نیست
کشورهای منطقه نیز باید بدانند که اتکا به وعدههای امنیتی آمریکا، تضمینکننده ثبات و امنیت آنان نیست واشنگتن در درجه نخست منافع خود را دنبال میکند و هر زمان که محاسبات داخلی و بینالمللیاش اقتضا کند، ممکن است اولویتهای خود را تغییر دهد کشورهای منطقه نباید اجازه دهند سرنوشت امنیت و اقتصادشان به تصمیمات کاخ سفید و محاسبات سیاسی تلآویو گره بخورد، امنیت پایدار تنها با همکاری منطقهای و احترام به حاکمیت کشورها شکل میگیرد.
تحولات یمن و مطالبات انصارالله درباره غرامت جنگی نیز نمونهای از تغییر معادلات منطقهای است سالها حملات نظامی و محاصره اقتصادی نتوانست مسئله یمن را مطابق خواست ائتلاف متجاوز حل کند امروز بحث غرامت و به رسمیت شناختن واقعیتهای سیاسی یمن، نشان میدهد که جنگ همیشه به معنای دستیابی به اهداف سیاسی نیست این تجربه باید برای تمام دولتهایی که تصور میکنند با اتکا به قدرت نظامی میتوانند اراده ملتها را درهم بشکنند، درسآموز باشد.
کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز باید از تبدیل شدن به سکوی اجرای سیاستهای ضدایرانی پرهیز کنند، حضور پایگاههای نظامی خارجی در منطقه نهتنها امنیت پایدار ایجاد نمیکند بلکه میتواند در صورت تشدید بحران، خطرات امنیتی و اقتصادی را متوجه همین کشورها کند، آینده منطقه با دشمنی دائمی و رقابت تسلیحاتی ساخته نمیشود همسایگان ایران باید بدانند که منافع بلندمدت آنان در ثبات منطقه و همکاری با کشورهای همسایه است، نه همراهی با پروژههای جنگطلبانه قدرتهای فرامنطقهای.
از سوی دیگر جنگ اقتصادی نیز بخشی از همین معادله است وابستگی بازارهای جهانی به انرژی و حساسیت اقتصادهای غربی به قیمت نفت، نشان میدهد که بحرانهای منطقهای میتوانند آثار گسترده اقتصادی داشته باشند البته سیاست اقتصادی ایران نباید بر پایه ایجاد بیثباتی در بازار جهانی تعریف شود؛ بلکه باید از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی کشور برای تقویت اقتصاد ملی، توسعه صادرات، کاهش وابستگی و افزایش قدرت چانهزنی استفاده کرد قدرت اقتصادی، یکی از مهمترین پایههای بازدارندگی پایدار است.
در داخل کشور نیز هیچچیز مهمتر از حفظ وحدت ملی نیست اختلافنظر سیاسی و نقد عملکرد مسئولان، حق طبیعی جامعه است اما نباید اجازه داد اختلافات داخلی به ابزار عملیات روانی و مداخله دشمن تبدیل شود، مقابله با فساد در هر سطحی، جاسوسی و همکاری با دشمن باید از مسیر قانون با حساسیت بالا و نهادهای مسئول، مداوم و مجدانه انجام شود، امنیت ملی با قانونمداری، هوشیاری و اعتماد عمومی استحکام پیدا میکند.
ایران سرزمین ایمان و مقاومت، کابوس محاسبات آمریکا
آنچه امروز در آمریکا جریان دارد بیش از آنکه پایان یک رقابت انتخاباتی باشد نشانه آشکار شدن هزینههای سیاست سلطهطلبانه و جنگافروزانه است، ترامپ با وعده قدرت مطلق وارد میدان شد اما اکنون باید پاسخگوی پیامدهای تصمیمات خود باشد، نتانیاهو نیز نمیتواند برای همیشه سیاستهای خود را پشت حمایت بیقیدوشرط واشنگتن پنهان کند هر دو باید بدانند که تحمیل اراده به ملت ایران، رؤیایی است که هزینه آن برای طراحانش روزبهروز سنگینتر میشود.
با این حال نباید فراموش کرد که دموکرات و جمهوریخواه در اصل دشمنی ساختاری با استقلال ایران تفاوت بنیادینی ندارند، ممکن است یکی با زبان تهدید سخن بگوید و دیگری با زبان دیپلماسی و لبخند، اما معیار قضاوت ما باید رفتار واقعی آنان باشد نه رنگ حزبی و شعارهای انتخاباتیشان، ایران نه به تغییر دولتها در واشنگتن دل میبندد و نه سرنوشت خود را به رقابتهای سیاسی آمریکا گره میزند.
امروز مسئولان کشور بیش از هر زمان دیگری باید بر تقویت اقتصاد حمایت از تولید، توسعه فناوری، حفظ انسجام اجتماعی و ارتقای توان دفاعی و نظامی متمرکز شوند، مردم ایران نباید هزینه سوءمدیریتها و خیانتها را بپردازند اقتدار خارجی بدون رضایت عمومی و توان اقتصادی پایدار نمیماند، اگر قرار است دشمن در محاسبات خود درباره ایران تجدیدنظر کند این تجدیدنظر باید نتیجه قدرت واقعی کشور در همه عرصهها باشد.
تاریخ بارها نشان داده است که قدرتهای بزرگ ممکن است در مقاطعی به پیروزیهای نظامی دست یابند اما هیچ قدرتی نمیتواند با زور، استقلال و اراده یک ملت را برای همیشه از میان ببرد ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست، آنچه دشمن را به بازنگری در سیاستهای خود وادار میکند نه وعدههای توخالی بلکه ایستادگی هوشمندانه، اقتدار ملی و هزینهدار شدن هرگونه تجاوز است.
امپراتور شیطانی باید بداند ایران نه حیاطخلوت آمریکاست، نه مهره شطرنج نتانیاهو و نه کشوری که با چند تهدید نظامی به زانو درآید، اینجا ایران است سرزمینی با تاریخی بلند از ایستادگی که استقلال خود را نه از کاخ سفید گرفته و نه برای حفظ آن از هیچ قدرتی اجازه خواهد گرفت.
ولایتمداری؛ تکیهگاه ایمان و استقامت ملت ایران
در منظومه فکری انقلاب اسلامی، مقاومت صرفاً یک راهبرد سیاسی یا معادلهای نظامی نیست؛ ریشه در ایمان، توکل به خداوند و باور به وعده الهی دارد ملتی که عزت و استقلال خود را در سایه ایمان به خدا و ایستادگی در برابر سلطهطلبی قدرتها تعریف کرده است تهدید و فشار را پایان راه نمیداند و در دشوارترین شرایط نیز از آرمانهای خود دست نمیکشد خداباوری به ملت میآموزد که قدرتهای جهانی با همه امکانات و هیاهوی تبلیغاتیشان تعیینکننده نهایی سرنوشت ملتها نیستند.
ولایتمداری نیز در این مسیر، صرفاً یک شعار یا ابراز احساسات نیست پایبندی آگاهانه به مسیر انقلاب، حفظ وحدت، تبعیت از رهبری انقلاب و قانون اساسی و مسئولیتپذیری در برابر سرنوشت کشور است در شرایطی که دشمنان با جنگ روانی، اختلافافکنی و فشار اقتصادی به دنبال تضعیف اراده ملی هستند انسجام حول محور رهبری و صیانت از وحدت جامعه، اهمیتی راهبردی دارد.
حضرت آیتاللهالعظمی مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی»، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در جایگاه رهبری نظام نماد استمرار گفتمان استقلالطلبی و ایستادگی در برابر سلطهگری استکبار هستند تأکید بر عزت ملی، خودباوری، پیشرفت علمی، حفظ هویت اسلامی و شیعی و ایرانی، پرهیز از اعتماد بیپشتوانه به قدرتهای سلطهگر از محورهای مهم این گفتمان است؛ گفتمانی که در برابر فشار خارجی، بر توان داخلی و اراده مردم تکیه دارد.
البته استحکام جبهه داخلی تنها با بیان شعارهای انقلابی حاصل نمیشود تحقق عدالت، مبارزه با فساد در هر سطح، حل مشکلات معیشتی، تقویت اعتماد عمومی و فراهمکردن زمینه مشارکت مؤثر مردم، از ضرورتهای پاسداری از انقلاب و تقویت پشتوانه اجتماعی نظام است ولایتمدار حقیقی باید در مسئولیتپذیری، خدمت صادقانه، رعایت حقوق مردم و تلاش برای ساختن ایرانی مقتدر و پیشرفته جلوهگر شود.
از انقلاب اسلامی تا انقلاب مهدی؛ عهد ملت ایران با آرمانهای اهل بیت(ع)
ملت ایران با تکیه بر ایمان و فرهنگ انتظار، خود را در مسیر زمینهسازی برای ظهور حضرت بقیةاللهالأعظم امام مهدی(عج)، مسئول میداند انقلاب اسلامی ایران نیز در منظومه آرمانهای خود با عدالتخواهی، ظلمستیزی، استقلال و دفاع از کرامت انسان پیوندی عمیق با آرمان حکومت جهانی عدالت برقرار کرده است این پیوند به معنای ادعای تعیین زمان ظهور یا تحقق قطعی همه مقدمات آن نیست بلکه بیانگر عهدی اعتقادی و تاریخی برای حرکت در مسیر حق، عدالت، معنویت و مقابله با ستم است ملت غیور ایران، با چنین باوری، عزت و استقلال را مسئولیتی الهی و امانتی تاریخی میداند که باید آن را برای نسلهای آینده پاس بدارد این عزت و اقتدار، حاصل مجاهدت و فداکاری مردان و زنانی است که برای استقلال و سربلندی ایران از جان و هستی خود گذشتند مدیون خون پاک شهیدانی است که نام و راهشان در حافظه تاریخی این ملت زنده خواهد ماند، همچنین میراث فکری و سیاسی امام خمینی(ره)، بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، و مسیر رهبری حضرت امام خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، در شکلگیری و استمرار این گفتمان تاریخی جایگاهی ماندگار دارد امروز پاسداشت این میراث، تنها با یادآوری گذشته محقق نمیشود بلکه در حفظ استقلال کشور، خدمت به مردم، عدالتگستری، تقویت ایمان و حرکت مسئولانه در مسیر آرمانهای انقلاب معنا پیدا میکند.
ایران مقاوم، ایران متکی به ایمان و اراده مردم است ایرانی که نه استقلال خود را معامله میکند و نه در برابر زیادهخواهی قدرتها سر خم میکند تکیه بر خداوند، پایبندی به آرمانهای اهل بیت و انقلاب، وحدت ملی و حرکت در مسیر رهبری، سرمایههایی هستند که میتوانند کشور را از گردنههای دشوار عبور دهند، پیام روشن ملت ایران به واشنگتن و تلآویو این است: سرنوشت این سرزمین را نه تهدیدهای خارجی، بلکه ایمان، آگاهی و اراده ملت ایران رقم میزند.





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.