از دفاع مقدس تا جنگ 12 روزه و جنگ رمضان؛ روایت ملتی است که دفاع از ایران را بر تسلیم در برابر دشمن ترجیح داد.

خبرگزاری تسنیم، یادداشت؛ مجتبی لشکربلوکی، مدرس دانشگاه|نهم اسفند سال گذشته، یک صبح شنبه و در حالی که مردم در بازار، ادارات، دانشگاه‌ها و مدارس مشغول فعالیت‌های روزمره خود بودند، خبری ناگوار در رسانه‌های ایران و جهان پیچید؛ آمریکا به همراه رژیم صهیونیستی به ایران حمله کرده و مدرسه شجره طیبه شهرستان میناب و بیت رهبری انقلاب اسلامی را مورد حمله موشکی قرار داده‌اند؛ آن هم در شرایطی که مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در جریان بود.

این نخستین‌بار نبود که در میانه گفت‌وگو و مذاکره، حمله‌ای علیه ایران صورت می‌گرفت. پیشتر در خردادماه همان سال، زمانی که مردم شریف ایران در حال تدارک جشن‌های خیابانی عید غدیر بودند، بار دیگر حمله‌ای به کشور صورت گرفت.

حدود 46 سال پیش نیز، هنگامی که انقلاب اسلامی در ایران تازه به پیروزی رسیده بود، رژیم بعث عراق در آستانه آغاز سال تحصیلی به ایران حمله کرد؛ جنگی که با هدف ضربه زدن به انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی کشور آغاز شد و هشت سال به طول انجامید.

مسیر دشمنی در این سال‌ها، از نگاه این یادداشت، اگرچه در شکل و ابزار تغییر کرده، اما اصل تقابل با جمهوری اسلامی ایران همچنان ادامه داشته است؛ در مقابل، مسیر دفاع از ایران و مردم نیز همان مسیر ایستادگی و دفاع مشروع بوده است.

ساعت 14 روز 31 شهریور سال 1359، هواپیماهای جنگنده عراق به خاک ایران حمله کردند و جنگی آغاز شد که صدام و حامیانش تصور می‌کردند حداکثر ظرف یک هفته به پیروزی خواهند رسید. اما مقاومت مردم ایران محاسبات آنان را برهم زد و جنگی که قرار بود کوتاه باشد، هشت سال به طول انجامید. این محاسبه غلط، در جنگ‌های بعدی نیز به شکل‌های دیگری تکرار شد؛ تصور پیروزی سریع در برابر ملتی که تجربه جنگ، مقاومت و دفاع از سرزمین خود را در حافظه تاریخی‌اش دارد.

آغاز جنگ تحمیلی اول را نمی‌توان بدون توجه به شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی آن دوران بررسی کرد. اختلافات منطقه‌ای و مسئله اروندرود در کنار تقابل قدرت‌های جهانی با انقلاب اسلامی، از جمله عواملی بود که در شکل‌گیری شرایط منتهی به جنگ نقش داشت.

در این میان، مسئله فقط یک منازعه مرزی نبود؛ انقلاب اسلامی در ایران مدلی متفاوت از حکمرانی را مطرح کرده بود و همین مسئله، معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی را تحت تأثیر قرار داده بود.

در اندیشه اسلامی، اصل جنگ و خونریزی امری مذموم است؛ اما دفاع در برابر تجاوز، مسئله‌ای متفاوت است. شهید مرتضی مطهری در آثار خود، از جمله در «انسان در اسلام» و جلد بیستم مجموعه آثار، در بحث جنگ و دفاع، میان جنگ تهاجمی و دفاع مشروع تفکیک قائل شده و دفاع از حیات و موجودیت یک ملت را امری مشروع می‌داند.

از این منظر، اگر حیات یک قوم یا ملت از سوی دیگری در معرض خطر قرار گیرد، دفاع از آن حیات مشروع است. بنابراین، این گزاره که دین باید صرفاً طرفدار صلح باشد و هر نوع جنگی را نفی کند، بدون توجه به مفهوم دفاع، تصویر کاملی از مسئله ارائه نمی‌دهد.

در اسلام، جنگ قبح دارد، اما دفاع از خاک، جان، مال، ناموس و اعتقادات دینی در برابر تجاوز، مشروع و مقدس است. همین تفکیک است که در ادبیات جمهوری اسلامی ایران، عنوان «دفاع مقدس» را برای جنگ هشت‌ساله ایران و عراق شکل داده است؛ دفاعی که در آن، مردم ایران در برابر تجاوز خارجی ایستادند و از سرزمین، انقلاب و هویت خود دفاع کردند.

سه جنگ و یک مسیر

اگر جنگ تحمیلی اول را از 31 شهریور 1359 آغاز کنیم، در سال‌های اخیر نیز ایران با دو تجربه دیگر از حمله نظامی مواجه شده است؛ تجربه‌هایی که می‌توان آنها را در امتداد همان مسیر تاریخی تحلیل می‌کند. در هر سه مقطع، محاسبه دشمنانبر پایان سریع درگیری و تحمیل خواسته‌های خود به ایران استوار بود؛ اما آنچه در میدان رخ داد، با این محاسبات فاصله داشت.

تفاوت شرایط، بازیگران و ابزارهای جنگ در این سه مقطع را نمی‌توان نادیده گرفت، اما یک مؤلفه در هر سه تجربه برجسته است: مردم ایران در برابر تهدید خارجی، مسئله دفاع از کشور را جدی گرفته‌اند. از همین منظر، «دفاع مقدس» تنها نام یک دوره تاریخی نیست؛ بلکه مفهومی است که در حافظه جمعی ایرانیان با دفاع از سرزمین و ایستادگی در برابر تجاوز پیوند خورده است.

آنچه دفاع را از جنگ متمایز می‌کند، هدف و موقعیت آغازکننده آن است. کسی که به کشور دیگری حمله می‌کند، آغازگر جنگ است؛ اما ملتی که برای دفاع از خاک، جان، ناموس و اعتقادات خود می‌ایستد، در موضع دفاع قرار دارد.

مردم ایران در جنگ تحمیلی این تجربه را به‌صورت عینی پشت سر گذاشتند. از رزمندگان حاضر در جبهه‌ها تا خانواده‌هایی که فرزندان خود را راهی میدان کردند و مردمی که در پشت جبهه‌ها پشتیبان جنگ بودند، همه بخشی از این دفاع را بر عهده داشتند.

دفاع مقدس از همین‌جا معنا پیدا می‌کند؛ از جایی که جنگ به ملت تحمیل می‌شود، اما ملت اجازه نمی‌دهد مهاجم سرنوشت او را تعیین کند. امروز نیز اگر قرار است از تجربه جنگ‌های گذشته سخن گفته شود، باید میان «جنگ‌طلبی» و «دفاع» تفاوت قائل شد. دفاع از ایران به معنای استقبال از جنگ نیست؛ بلکه به معنای نپذیرفتن تجاوز و تحمیل اراده بیگانه بر سرنوشت یک ملت است.

نزدیک به نیم‌قرن پس از آغاز جنگ تحمیلی، آنچه از آن دوران باقی مانده، فقط خاطره عملیات‌ها و میدان‌های نبرد نیست؛ بلکه تجربه ملتی است که در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ خود ایستاد. نهال نوپای انقلاب اسلامی در دل همان دفاع رشد کرد و فرهنگ مقاومت و ایستادگی در جامعه ایران شکل گرفت؛ فرهنگی که با آرمان‌های انقلاب اسلامی، اسلام و مهدویت پیوند خورده است.

سه جنگ، سه مقطع تاریخی و مردمی که هر بار با یک انتخاب روبه‌رو شدند: تسلیم در برابر اراده مهاجم یا ایستادن برای دفاع از ایران. تاریخ، روایت انتخاب آنان را ثبت کرده است؛ مردمی که دفاع از سرزمین و هویت خود را برگزیدند و در طرفی ایستادند که آن را طرف صحیح تاریخ می‌دانستند.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم