خبرگزاری تسنیم، یادداشت؛ مجتبی لشکربلوکی، استاد دانشگاه| هفته ملی کودک فرصتی برای بازاندیشی در مسئولیت جامعه، نظام آموزشی و نهادهای فرهنگی در قبال نسلی است که آینده ایران را رقم خواهد زد؛ نسلی که حق دارد در امنیت، آرامش، شادی و امید رشد کند و بهجای تجربه خشونت و رنج، فرصت آموختن، بازی کردن، خلاقیت و ساختن آیندهای روشن را داشته باشد.
شعار امسال هفته ملی کودک، «لبخند کودکان تا الفبای وطن»، بر پیوند میان حال خوش کودکان و آینده کشور تأکید دارد. این شعار زمانی معنای واقعی خود را پیدا میکند که توجه به کودک از برگزاری برنامههای مناسبتی فراتر برود و در سیاستگذاریهای آموزشی، برنامههای فرهنگی و تصمیمهای اجرایی، جایگاهی متناسب با اهمیت دوران کودکی پیدا کند.
کودکی، دورهای گذرا اما سرنوشتساز است؛ تجربههای این سالها در شکلگیری شخصیت، نگرش، مهارتهای اجتماعی و نظام ارزشی انسان نقشی ماندگار دارند. از همین رو، سرمایهگذاری بر تربیت کودکان، سرمایهگذاری بر آینده جامعه است.
هفته ملی کودک امسال در شرایطی برگزار میشود که تصاویر و روایتهای تلخ جنگ، خشونت و تعرض به حقوق کودکان در بخشهایی از جهان، وجدان انسانی را به چالش کشیده است. کودکان غزه، یمن، لبنان و ایران، در کنار دیگر کودکانی که در معرض خشونت، سوءاستفاده و ناامنی قرار گرفتهاند، یادآور این حقیقتاند که کودکان نباید تاوان جنگافروزی، زیادهخواهی و تصمیمهای غیرانسانی بزرگسالان را بپردازند.
در جریان «جنگ تحمیلی سوم»، حمله به مدرسه شجره طیبه میناب و شهادت دانشآموزان، یکی از تلخترین نمونههای آسیبپذیری کودکان در برابر جنگ است. در این جنایت 168 دانشآموز دختر و پسر ابتدایی در این مدرسه جان خود را از دست دادند و مجموع دانشآموزان شهید در این درگیریها به 277 نفر رسید. این ارقام، فراتر از آمار و اعداد، از زندگیهایی حکایت میکنند که فرصت تجربه کودکی، تحصیل، رشد و تحقق آرزوهایشان از آنان گرفته شد.
کودک، فارغ از ملیت، مذهب، زبان و محل زندگی، حق برخورداری از امنیت، سلامت و کرامت انسانی را دارد. دفاع از حقوق کودکان نیز نباید به مرزبندیهای سیاسی محدود شود؛ همانگونه که رنج کودکان جنگزده را نمیتوان بر اساس جغرافیا یا هویت آنان کماهمیت شمرد. پاسداری از این حقوق، مسئولیتی انسانی و اخلاقی است و هر جامعهای باید در حد توان خود برای کاهش خشونت علیه کودکان و فراهم کردن زمینه رشد سالم آنان تلاش کند.
در نگاه اسلامی، تربیت انسان تنها به انتقال دانش و آموزش مجموعهای از اطلاعات محدود نیست؛ بلکه پرورش اخلاق، مسئولیتپذیری، عدالتخواهی، احترام به دیگران و توانایی تشخیص درست از نادرست را نیز دربرمیگیرد. بر همین اساس، تربیت کودک باید همزمان به رشد جسمی، عاطفی، شناختی، اخلاقی، اجتماعی و معنوی او توجه داشته باشد.
اگر قرار است دانشآموزی در تراز آرمانهای انقلاب اسلامی تربیت شود، نمیتوان این هدف را صرفاً با تکرار شعارها یا برگزاری برنامههای مناسبتی محقق کرد. ارزشهای اسلامی و انسانی باید در رفتار مربی، شیوه آموزش، فضای مدرسه، روابط میان دانشآموزان و فرصتهایی که برای تجربه مسئولیت اجتماعی در اختیار آنان قرار میگیرد، نمود عملی داشته باشد.
عدالتمحوری، صداقت، مهربانی، احترام به کرامت انسان، رعایت حقوق دیگران و مسئولیتپذیری، از جمله ارزشهایی هستند که باید در فرایند تربیت به تجربه زیسته کودک تبدیل شوند. کودک زمانی معنای عدالت را بهتر درک میکند که در محیط آموزشی با رفتار منصفانه روبهرو شود؛ زمانی احترام را میآموزد که شخصیت و تفاوتهای او به رسمیت شناخته شود و زمانی مسئولیتپذیری را تمرین میکند که فرصت مشارکت، تصمیمگیری متناسب با سن و پذیرش پیامد رفتار خود را داشته باشد.
از این منظر، تربیت اسلامی و انسانی نه دو مسیر جداگانه، بلکه در بسیاری از اصول اخلاقی و تربیتی دارای پیوندی عمیقاند. توجه به کرامت کودک، سلامت جسم و روان او، رشد تواناییهای فکری و تقویت روحیه همدلی، از ضرورتهایی است که باید در طراحی و اجرای برنامههای آموزشی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرد.
در این میان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مدارس، جایگاهی تعیینکننده دارند. مدرسه تنها محل انتقال دانش درسی نیست و کانون نیز نباید صرفاً به برگزاری کلاسها و برنامههای مناسبتی محدود شود. این دو نهاد میتوانند با فراهم کردن فرصت مطالعه، قصهگویی، فعالیتهای هنری، گفتوگو، بازیهای هدفمند و تجربههای گروهی، زمینه رشد خلاقیت، تفکر نقادانه، قدرت بیان و مهارتهای اجتماعی کودکان را فراهم کنند.
تأکید بر این ظرفیتها، با دیدگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی درباره اهمیت کار مربیان کودک و نوجوان نیز پیوند دارد. ایشان در سخنانی خطاب به مربیان، کتابداران، قصهگویان و فعالان عرصه هنر، بر اهمیت فعالیت آنان در مواجهه با کودکان تأکید کرده و این کار را در نقطهای اساسی از حرکت فرهنگی دانسته بودند.
این نگاه نشان میدهد که فعالیت فرهنگی برای کودک، کاری حاشیهای یا کماهمیت نیست؛ بلکه بخشی از فرایند شکلگیری شخصیت و جهانبینی اوست. قصهای که برای کودک خوانده میشود، کتابی که در اختیار او قرار میگیرد، هنری که تجربه میکند و گفتوگویی که با مربی خود دارد، میتواند بر شیوه نگاه او به زندگی، جامعه و دیگر انسانها اثر بگذارد.
البته اثربخشی این فعالیتها به کیفیت اجرا، شناخت نیازهای سنی و روانی کودکان، تخصص مربیان و استمرار برنامهها وابسته است. از این رو، حمایت از کانونهای پرورش فکری و مدارس باید با تأمین امکانات، توانمندسازی نیروی انسانی، تقویت برنامههای کارشناسیشده و فراهم کردن زمینه همکاری میان نهادهای آموزشی و فرهنگی همراه باشد.
یکی از نگرانیهای جدی در حوزه تربیت کودک، فاصله گرفتن برنامههای آموزشی و فرهنگی از مأموریت اصلی خود است. هرگاه نهادهای متولی بهجای تمرکز بر نیازهای واقعی کودکان، گرفتار حاشیههای سیاسی، تصمیمهای مقطعی یا فعالیتهای صرفاً نمایشی شوند، فرصتهای ارزشمند تربیتی از دست میرود.
کودکان و نوجوانان به برنامههایی نیاز دارند که متناسب با ویژگیهای رشدی، نیازهای عاطفی، تواناییهای شناختی و شرایط اجتماعی آنان طراحی شده باشد. چنین برنامههایی با تصمیمهای شتابزده یا اجرای مناسبتهایی که فاقد پیوست تربیتی هستند، به نتیجه مطلوب نمیرسند. حتی فعالیتهایی که با نیت مثبت برگزار میشوند، اگر هدف، روش اجرا و شاخص ارزیابی روشنی نداشته باشند، ممکن است تأثیر محدودی بر رشد و یادگیری کودک بگذارند.
سند تحول بنیادین آموزشوپرورش نیز بر تربیت همهجانبه دانشآموزان و توجه به ساحتهای ششگانه تربیتی تأکید دارد. تحقق این رویکرد مستلزم آن است که ابعاد اعتقادی، عبادی و اخلاقی، اجتماعی و سیاسی، زیستی و بدنی، زیباییشناختی و هنری، اقتصادی و حرفهای، و علمی و فناورانه تربیت، در کنار یکدیگر دیده شوند.
اجرای واقعی این ساحتها نیازمند برنامهریزی منسجم، هماهنگی میان مدرسه و خانواده، حمایت از مربیان و معلمان، اختصاص منابع کافی و ارزیابی مستمر نتایج است. اگر در عمل، بخشی از این ابعاد نادیده گرفته شود یا برنامهها صرفاً به فعالیتهای مقطعی محدود بمانند، دستیابی به هدف تربیت دانشآموزانی متعهد، توانمند، عدالتمحور و برخوردار از فضایل اخلاقی دشوار خواهد شد.
اکنون که هفته ملی کودک با شعار «لبخند کودکان تا الفبای وطن» برگزار میشود، ضروری است دستگاههای آموزشی، فرهنگی و اجرایی، این مناسبت را فرصتی برای بازنگری در عملکرد خود بدانند. حمایت از کودکان و نوجوانان در مدارس و کانونهای پرورش فکری باید از اقدامات نمادین فراتر رود و در قالب برنامههایی تخصصی، مستمر و قابل ارزیابی دنبال شود.
توجه به آموزش و توانمندسازی مربیان، تقویت کتابخانهها و فعالیتهای هنری، فراهم کردن فضای امن و بانشاط برای یادگیری، شناسایی نیازهای کودکان آسیبپذیر، مشارکت دادن خانوادهها و سنجش نتایج برنامههای تربیتی، میتواند بخشی از مسیر اصلاح و ارتقای این حوزه باشد. همچنین لازم است در تصمیمگیریهای مربوط به کودکان، دیدگاه کارشناسان تعلیموتربیت، روانشناسان کودک، معلمان و مربیان بهصورت جدی مورد توجه قرار گیرد.
تربیت نسلی آشنا با فرهنگ انقلاب اسلامی، عدالتخواه، مسئولیتپذیر و برخوردار از شاخصهای انسانی، با دستور و شعار به دست نمیآید؛ این هدف به محیطی امن، مربی توانمند، برنامهای علمی و فرصت تجربه عملی ارزشها نیاز دارد. کودک باید عدالت را در رفتار مسئولان آموزشی، احترام را در روابط روزمره، مسئولیت را در فعالیتهای جمعی و مهربانی را در مناسبات اجتماعی تجربه کند.
لبخند کودکان زمانی به نوید آیندهای روشن تبدیل میشود که جامعه، امنیت و آرامش آنان را جدی بگیرد و نهادهای مسئول، تربیت را از حاشیه تصمیمگیریها به متن مأموریت خود بازگردانند. پاسداری از کودکی، تنها وظیفه خانواده یا مدرسه نیست؛ مسئولیتی مشترک میان همه نهادهایی است که در شکلگیری آینده کشور نقش دارند. امید آنکه هفته ملی کودک، فراتر از یک مناسبت تقویمی، زمینهای برای تقویت این مسئولیتپذیری و حرکت به سوی تربیتی مبتنی بر اندیشه اسلامی، کرامت انسانی و نیازهای واقعی نسل آینده باشد.






نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.