به گزارش بخش استانها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از رشت، علی محمدپور، کارشناس حوزه برق و انرژی طی یادداشتی نوشت: وقتی برق میرود، نخستین پرسش معمولاً این است: «چه کسی مسئول است؟» اما شاید پرسش مهمتر این باشد، چه کسی سهم خود را در حل مسئله پذیرفته است؟
مدیریت مصرف برق را نمیتوان فقط در اتاقهای کنترل، پستهای برق و برنامههای تولید جستوجو کرد بلکه بخشی از این معادله در خانهها، فروشگاهها، ادارات و رفتار روزمره میلیونها مصرفکننده شکل میگیرد و بخش دیگر در کیفیت پاسخگویی همان نهادهایی که وظیفه تأمین و توزیع این انرژی را بر عهده دارند.
از همین نقطه، «برق» از یک خدمت عمومی به یک مسئله اجتماعی تبدیل میشود؛ مسئلهای که در آن حق شهروند به برق پایدار، در کنار مسئولیت او برای مصرف مسئولانه قرار میگیرد.
برق؛ یک مسئله فنی با یک راهحل اجتماعی
در نگاه نخست، مدیریت مصرف برق مسئلهای فنی به نظر میرسد، تولید باید افزایش یابد، شبکه باید توسعه پیدا کند و مصرف باید کنترل شود اما تجربه روزمره نشان میدهد که پشت هر کیلووات برق، یک رفتار انسانی قرار دارد.
یک کولر که ساعتها روشن میماند، یک واحد تجاری که روشنایی غیرضروری دارد، یک اداره که الگوی مصرف را رعایت نمیکند یا خانوادهای که زمان مصرف خود را مدیریت میکند همگی در وضعیت شبکه سهم دارند.
از سوی دیگر، پشت هر مطالبه درباره برق نیز یک شهروند قرار دارد، شهروندی که انتظار دارد وقتی خدمتی با اختلال مواجه میشود بداند مشکل از کجاست، چه نهادی مسئول است، چه زمانی باید پاسخ بگیرد و اگر پاسخ نگرفت، از چه مسیری میتواند مطالبه خود را پیگیری کند، پس مدیریت مصرف فقط «کم مصرف کردن» نیست، مدیریت مصرف، نوعی مشارکت اجتماعی در حفظ یک زیرساخت عمومی است.
شهروندی که حق خود را نمیشناسد، چگونه مطالبهگر باشد؟
در تشریح فرآیند پاسخگویی به مطالبات مردم بر یک پیششرط مهم مورد تأکید است و آن آگاهی شهروندان از حقوق خود است.
بخشی از مراجعات مردمی به ادارات ناشی از آن است که شهروند نمیداند متولی اصلی حل یک مشکل کدام دستگاه است. نمونه آن، موضوع جابهجایی تیرهای برق در معابر شهری و روستایی است، موضوعی که بسته به موقعیت و شرایط پروژه، ممکن است به شهرداری، دهیاری، بنیاد مسکن، اداره راه یا شرکت توزیع برق مربوط باشد که در چنین شرایطی، ناآگاهی فقط یک مشکل اداری ایجاد نمیکند؛ اعتماد را نیز فرسوده میکند.
شهروندی که از این اداره به آن اداره میرود و پاسخ روشنی دریافت نمیکند، در نهایت ممکن است همه دستگاهها را مسئول بداند؛ حتی اگر مسئله اساساً در حیطه مسئولیت آنها نباشد، اینجاست که آموزش عمومی درباره حقوق شهروندی، خود به بخشی از مدیریت مصرف و مدیریت خدمات تبدیل میشود.
پاسخگویی؛ حلقهای میان اعتماد و مصرف
ساختار پاسخگویی زنجیرهای چندلایه از امور شهرستانی و واحدهای تخصصی تا سامانههای نظارتی و الکترونیکی را شامل میشود. سامانههایی مانند فواد، سامانههای بازرسی، سامانه مرتبط با قوه قضاییه و سامانه انتشار آزاد وزارت نیرو، فرآیند پاسخگویی را از شکل سنتی فاصله دادهاند.
نکته مهم اما فقط «وجود سامانه» نیست و مسئله اصلی این است که فناوری آیا توانسته رابطه نهاد و شهروند را تغییر دهد؟ اگر شکایت ثبت شود اما پاسخی روشن دریافت نشود، سامانه صرفاً یک درگاه الکترونیکی است. اما اگر درخواست شهروند ثبت، زمانبندی، پیگیری و ارزیابی شود، فناوری به بخشی از «حق دسترسی شهروند به پاسخ» تبدیل خواهد شد.
این همان جایی است که پاسخگویی با مدیریت مصرف پیوند میخورد.اعتماد عمومی، پیشنیاز مشارکت عمومی است.
شهروند، مشترک نیست؛ شریک مدیریت انرژی است
شاید یکی از مهمترین تغییرات مورد نیاز در ادبیات مدیریت مصرف برق، تغییر واژه «مصرفکننده» به «شهروند» باشد، مصرفکننده، قبض پرداخت میکند، اما شهروند، علاوه بر دریافت خدمت، نسبت به سرنوشت یک زیرساخت عمومی نیز مسئولیت دارد.این تفاوت کوچک در واژهها، یک تفاوت بزرگ در نگاه ایجاد میکند.
وقتی برق را یک کالای صرفاً مصرفی ببینیم طبیعی است که مسئله مدیریت مصرف را نیز صرفاً اقتصادی بدانیم اما وقتی برق را بخشی از زیرساخت زندگی، کشاورزی، صنعت، گردشگری، خدمات و رفاه عمومی بدانیم، مصرف آن به یک موضوع اجتماعی تبدیل میشود.
در این نگاه، خاموش کردن یک وسیله غیرضروری، رعایت الگوی مصرف، مدیریت زمان استفاده از وسایل پرمصرف و توجه به ساعات اوج بار دیگر صرفاً توصیههایی برای کاهش هزینه خانوار نیستند؛ بلکه کنشهای کوچک اجتماعی با اثر جمعیاند.
اما مسئولیت فقط روی دوش مردم نیست، اگر قرار است شهروند مسئولانه مصرف کند، نهاد نیز باید مسئولانه خدمت ارائه دهد، نمیتوان از مردم خواست در مدیریت مصرف مشارکت کنند، اما اطلاعات روشن و قابل فهم درباره وضعیت شبکه، شیوههای کاهش مصرف و مسیرهای مطالبهگری در اختیارشان قرار نداد.
مسئولیت اجتماعی دستگاههای خدماترسان در چنین شرایطی فقط به تأمین برق محدود نمیشود، پاسخگویی، شفافیت، رفتار مناسب کارکنان، رسیدگی به شکایات، اصلاح خطاها، آموزش عمومی و استفاده از فناوری برای کوتاه کردن مسیر خدمت نیز بخشی از همین مسئولیت است.
البته باید به مواردی از برخورد با تخلف کارکنان در تعامل با اربابرجوع نیز اشاره کرد؛ موضوعی که یک پیام روشن دارد: پاسخگویی فقط پاسخ دادن به یک نامه نیست؛ کیفیت برخورد با شهروند نیز بخشی از پاسخگویی است.
وقتی چند دستگاه، یک شهروند را میان خود میگذارند
یکی از مسائل مهمی که مطرح میشود، نبود هماهنگی کافی میان دستگاههای اجرایی است، گاهی یک پروژه یا مشکل در مرز مسئولیت چند دستگاه قرار میگیرد و اختلاف درباره مسئولیت مالی یا اجرایی، باعث توقف کار میشود، اما اختلاف دستگاهها برای شهروند یک مفهوم انتزاعی نیست، او فقط میبیند که کارش انجام نشده اس، از این منظر، مدیریت یکپارچه خدمات شهری و روستایی، یک موضوع صرفاً اداری نیست؛ بخشی از حقوق شهروندی است و شهروند نباید هزینه اختلاف دستگاهها را بپردازد، اگر مسئولیت مشترک است، هماهنگی باید در سطح نهادها اتفاق بیفتد، نه در صف مراجعات مردمی
هوشمندسازی؛ از دیدن شبکه تا شنیدن شهروند
حرکت به سمت نرمافزارهای بومی، پایش هوشمند شبکه و استفاده از ظرفیتهای نوین، بخش دیگری از روایت برق در گیلان است اما هوشمندسازی را نباید فقط به معنای نصب سامانه و استفاده از الگوریتم دانست.
هوشمندی واقعی زمانی اتفاق میافتد که فناوری بتواند سه فاصله را کوتاه کند: فاصله میان مشکل و شناسایی آن، فاصله میان مطالبه و پاسخ و فاصله میان مصرفکننده و آگاهی.
در این صورت، هوش مصنوعی و سامانههای هوشمند فقط ابزار مدیریت شبکه نخواهند بودبلکه میتوانند به ابزار ارتقای مسئولیت اجتماعی تبدیل شوند. شبکهای که مصرف را میبیند، باید بتواند رفتار مصرفکننده را نیز بهتر بشناسد و به او برای اصلاح الگو کمک کند.
گیلان؛ جایی که برق با توسعه گره خورده است
در گیلان، مسئله برق را نمیتوان جدا از ساختار اقتصادی و اجتماعی استان دید، کشاورزی، صنایع وابسته، گردشگری، خدمات و زندگی شهری و روستایی، همگی به برق پایدار نیاز دارند، بنابراین هر اندازه مصرف برق هوشمندانهتر مدیریت شود، ظرفیت بیشتری برای پایداری فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی ایجاد خواهد شد.
از این منظر، مدیریت مصرف برق یک سیاست مقطعی برای عبور از روزهای گرم سال نیست بلکه بخشی از حکمرانی پایدار انرژی در استان است، این نگاه، یک سؤال اساسی را پیش روی مدیریت استان قرار میدهد که آیا میتوان میان توسعه اقتصادی گیلان و فرهنگ مصرف انرژی، یک رابطه پایدار ایجاد کرد؟ که پاسخ آن احتمالاً نه در یک بخشنامه و نه در یک سامانه بلکه در ترکیب چند عامل شکل میگیرد: نهاد پاسخگو، شهروند آگاه، فناوری هوشمند و همکاری بیندستگاهی.
از «مشترک» تا «شهروند انرژی»
شاید زمان آن رسیده باشد که مفهوم «مشترک برق» را دوباره تعریف کنیم که مشترک کسی نیست که فقط کنتور دارد و قبض پرداخت میکند بلکه او عضوی از جامعهای است که برق را به صورت مشترک مصرف میکند و پیامدهای مصرف خود را نیز به صورت مشترک تجربه خواهد کرد و در این تعریف، مسئولیت اجتماعی دو طرف دارد.
نهاد باید پاسخگو باشد؛ شهروند باید مسئول باشد و نهاد باید اطلاعات بدهد؛ شهروند باید آگاه شود، نهاد باید مسیر مطالبهگری را کوتاه کند؛ شهروند باید مطالبهگری را از مسیر درست انجام دهد، نهاد باید فناوری را برای شفافیت به کار گیرد، شهروند نیز باید فناوری را برای مدیریت بهتر مصرف به کار بگیرد و این دو مسیر، موازی نیستند بلکه به یکدیگر وابستهاند.
برق، آزمون مشترک ماست
بحران یا ناترازی انرژی را نمیتوان فقط با افزایش تولید حل کرد، همانطور که نمیتوان تمام بار آن را بر دوش مصرفکننده گذاشت. تولید، شبکه، مدیریت، فناوری و رفتار مصرفکننده، اجزای یک زنجیرهاند و اگر یکی از حلقهها ضعیف باشد، فشار آن به حلقههای دیگر منتقل میشود.
از همین رو، مهمترین درس تجربه پاسخگویی در شرکت توزیع برق گیلان شاید این باشد که مدیریت مصرف پیش از آنکه پروژهای فنی باشد، یک پروژه اجتماعی است، پروژهای که در آن اعتماد، آگاهی، پاسخگویی و مسئولیتپذیری باید همزمان ساخته شوند و شاید بتوان تمام این روایت را در یک جمله خلاصه کرد: برق فقط در نیروگاه تولید نمیشود. بخشی از پایداری آن در رفتار ما ساخته میشود.
اگر نهادها پاسخگویی را از یک وظیفه اداری به یک فرهنگ سازمانی تبدیل کنند و شهروندان نیز مصرف مسئولانه را بخشی از حقوق و تکالیف اجتماعی خود بدانند، آنگاه مدیریت مصرف از یک دستور مقطعی عبور میکند و به یک فرهنگ عمومی تبدیل میشود.
در چنین نقطهای، چراغی که کمتر روشن میماند، فقط یک چراغ خاموش نیست. نشانهای از مسئولیتپذیری یک جامعه است و نهادی که سریعتر، شفافتر و انسانیتر پاسخ میدهد نیز فقط یک دستگاه خدمترسان نیست؛ بخشی از سرمایه اجتماعی جامعه است.
شاید آینده برق گیلان، پیش از آنکه در ظرفیت یک نیروگاه یا طول یک خط انتقال نوشته شود در همین رابطه ساده اما سرنوشتساز شکل بگیرد: نهادی که پاسخ میدهد، شهروندی که مسئولانه مصرف میکند و جامعهای که میفهمد پایداری برق، مسئولیت همه است.






نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.