به گزارش بخش استانها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از اصفهان، در میان غرفههای رنگارنگ و شلوغ رویداد ملی صنایع خلاق مانوین، یک غرفه کوچک نظرها را به خود جلب میکند. دو پسر همشکل، با لباسهای ساده و چهرههایی که نشان از خستگی مسیر تبریز تا اصفهان دارد، پشت لپتاپ هایشان نشستهاند. مبین و متین، دو برادر دوقلوی پایه یازدهم رشته تجربی از تبریز، آمدهاند تا نشان دهند نوجوانی فقط سن نیست؛ یک فرصت است.
مبین دستگاهی طراحی کرده که شاید کمتر کسی باور کند کار یک دانشآموز یازدهمی باشد. سایتی که او ساخته، به پزشکان کمک میکند سرطان را زودتر تشخیص دهند و سطح پیشرفت بیماری را دقیقتر بسنجند. نرمافزاری که میتواند در مطبها و بیمارستانها به کار بیاید و به گفته خودش، به داد بیمارها برسد.
اما برادرش متین، مسیر متفاوتی را انتخاب کرده. او سایتی طراحی کرده که مخصوص مردم عادی است. جایی که وقتی جواب آزمایش خون یا هر آزمایش دیگری را میگیرید، دیگر آن برگههای پر از عدد و اصطلاح تخصصی برایتان ناکارآمد نیست. سایت متین، زبان آن برگهها را به زبان آدمها ترجمه میکند.
این دو برادر، تنها نوجوانان حاضر در مانوین نیستند. کمی آنطرفتر، دختری پایه هشتم از تهران ایستاده است. او برنامهای طراحی کرده که انرژی هستهای را برای کودکان 8 تا 10 ساله توضیح میدهد. خودش میگوید از وقتی جنگ 40 روزه شد و دید دشمنان کشورش دنبال اورانیوم و انرژی هستهای ایران هستند، رفت و کلی تحقیق کرد.
این دختر نوجوان، مفاهیم پیچیده هستهای را آنقدر ساده کرده که یک بچه 8 ساله هم بفهمد. او میگوید: میخواستم بچهها از همین سن بدانند انرژی هستهای یعنی چه و چه فایدهای برای کشورشان دارد.
در گوشه دیگری از نمایشگاه، پسری بازیای طراحی کرده که برای کودکان اوتیسم است. کودکانی که روابط اجتماعی و خانوادگی ضعیفی دارند و معمولاً از بازیهای معمولی لذت نمیبرند. بازی او سعی میکند پلی بسازد بین این بچهها و دنیای اطرافشان.
و بعد، دختری پایه دوازدهم که شاید جاه طلبانهترین ایده مانوین را در دست دارد. او ماهوارهای طراحی کرده که برای آسیبهای خورشیدی کاربرد دارد. طراحیاش کامل است، محاسباتش انجام شده، اما یک چیز کم دارد: اسپانسر. او به 12 میلیون دلار نیاز دارد تا ایدهاش را از روی کاغذ به مدار زمین بفرستد.
این نوجوانان، قهرمانان واقعی مانوین هستند. نه به خاطر جایزههایی که ممکن است بگیرند یا نگیرند، بلکه به خاطر جسارتی که در سن کم دارند. جسارت اینکه به جای تماشاچی بودن، خودشان دست به کار شوند و چیزی بسازند.
نکته مهم اینجاست که این بچهها فقط ایده ندادهاند؛ آنها محصول ساختهاند. سایت، بازی، برنامه کاربردی. آنها ثابت کردهاند که سن، مانع خلاقیت نیست. فقط باید فرصت داد و باور کرد.
مبین و متین از تبریز آمدهاند. دختر هستهای از تهران. طراح بازی اوتیسم از بابل. این یعنی نخبههای آینده ایران فقط در پایتخت نیستند؛ در همه شهرها هستند. فقط باید دیده شوند و حمایت شوند.
رویداد مانوین بهانهای شد تا این استعدادها دیده شوند. اما سوال مهمتر این است که بعد از مانوین چه میشود؟ آیا مبین و متین میتوانند سایتشان را به یک محصول واقعی و درآمدزا تبدیل کنند؟ آیا دختر هستهای میتواند برنامهاش را در مدارس سراسر کشور ببیند؟
این نوجوانان نیاز به حمایت دارند. نه حمایت نمایشی و تشویق ساده، بلکه حمایت واقعی. سرمایهگذاری، راهبری، فضای کار و دسترسی به بازار. اگر این حمایتها باشد، آنها میتوانند نخبههای واقعی آینده ایران باشند.
مانوین نشان داد که نسل جدید، نسل ایدههای خفن است. نسلی که سرطان را با کد تشخیص میدهد، اورانیوم را برای بچهها توضیح میدهد، برای اوتیسم بازی میسازد و ماهواره طراحی میکند. اینها فقط چند نمونه از نوجوانانی هستند که در اصفهان گرد هم آمدهاند.
اگر امروز به این بچهها بها داده شود، فردا نه فقط برای ایران، بلکه برای جهان حرف خواهند داشت. مبین و متینها، دختران هستهای و ماهوارهای، میتوانند چهره ایران را در جهان تغییر دهند. آنها نه فقط نخبههای آینده، بلکه سرمایههای امروز ایران هستند.
باید دید مسئولان و سرمایهگذاران چقدر به این نوجوانان بها میدهند. مانوین تمام میشود، اما اگر این بچهها حمایت نشوند، ایدههایشان در پیچ و خم بوروکراسی گم میشود. اگر حمایت شوند، ایران میتواند به یکی از قطبهای خلاقیت نوجوانان در منطقه تبدیل شود.
در پایان این سه روز، شاید مهمترین دستاورد مانوین، نه قراردادهای بزرگ و نه تندیسهای طلایی، بلکه این باشد: ثابت شد که نوجوانان این سرزمین، پتانسیل واقعی برای ساختن آینده دارند. کافی است کسی آنها را جدی بگیرد.





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.