پردهبرداری از دروغهای رسانهای در فوتبال ایران؛ وقتی تاریخ با شایعه تحریف میشود

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، میراث جوزف گوبلز، مغز متفکر تبلیغات در رژیم نازی، همچنان در دنیای امروز زنده است و برخی اصول آن، حتی در فوتبال ایران نیز به کار گرفته میشود. این تاکتیک که در آن، بزرگترین دروغها در لفافهای از حقایق کوچک پیچیده میشوند، اکنون به ابزاری برای برخی افراد در ورزش کشور تبدیل شده است.
این شیوه، در اتفاقات اخیر میان اعضای هیئت رئیسه و اتهامات بیاساس مدیران سابق استقلال، به وضوح دیده شد؛ جایی که شایعات و شهرت، جایگزین مستندات و واقعیتها شده بود. در حالی که واقعیت تلخ دلالی در میان مربیان و مدیران فوتبال ایران، امری شناخته شده است، اما هرکسی حق ندارد با استفاده از ضعف حافظه جمعی، دیگران را نیز دلال بخواند و برای خود وجهه بسازد.
این پدیده، زمانی که بازیکنی در حد و اندازه تیم بزرگ پرسپولیس یا لیگ برتر نبوده و اکنون با بهرهگیری از صفحات مجازی و دوربینهای دنبالکننده، به دنبال رسیدن به جایگاهی است که در دوران بازی به آن نرسیده، نگرانکنندهتر میشود. هدف قرار دادن پرسپولیس و دو مربی خارجی سابق آن که امکان دفاع از خود را ندارند، نمونهای از این تاکتیک است.
امیرحسین اصلانیان، بازیکنی که حضورش در پرسپولیس تعجب بسیاری را برانگیخت و از نظر فنی در سطح لیگ برتر حرفهای نبود، حال با طرح ادعاهایی مبنی بر عدم دعوتش به تیم ملی به دلیل دلالی سرمربی وقت تیم ملی، وینگو بگوویچ، در تلاش است تا واقعیتها را تحریف کند. این در حالی است که ملاقاتهای طبیعی دو هموطن در خارج از کشور، به شکلی نامتعارف به دلالی ربط داده شده است.
واقعیت امر، فراتر از این ادعاهاست. بازیکنی که در پرسپولیس فیکس نبود و سپس به تیمهای دیگری پیوست و از فوتبال ایران دور شد، چگونه باید به صرف حضور در لیست پرسپولیس به تیم ملی دعوت میشد؟ زمانی که ستارگانی چون عنایتی، خداداد عزیزی، فرهاد مجیدی، وحید هاشمیان، رسول خطیبی، علی کریمی، مهدی مهدویکیا، آرش برهانی و بهنام سراج، با شایستگی خود و حضور در لیگهای معتبر، شانس حضور در جام جهانی را پیدا کردند، دعوت از یک بازیکن ذخیره و گمنام، در این میان، دور از منطق است.