به گزارش بخش استانها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از تبریز، وقتی صحبت از اعتیاد به میان میآید، ذهن ناخودآگاه به سمت تصورات کلیشهای و قدیمی میرود؛ تصاویر مبهم از مردانی سالخورده در پسکوچههای تاریک که با وسایل سنتی دستبهگریبانند. اما واقعیت تلخ و عریان جامعه امروز ما فرسنگها با این کلیشهها فاصله دارد. این روزها هیولای اعتیاد نقاب خود را عوض کرده، پشت ظاهری فریبنده و کلماتی جذاب پنهان شده و بیصدا و خاموش، پشت میزهای مدارس و سالنهای انتظار دانشگاهها کمین کرده است.
مسیر اعتیاد به طرز نگرانکنندهای تغییر مسیر داده و قربانیان خود را از میان نوجوانانی انتخاب میکند که هنوز بوی کتاب و دفتر میدهند. کاهش چشمگیر سن مصرف، زنگ خطری است که دیگر نه تنها مسئولان، بلکه تن و بدن هر شهروند آگاهی را میلرزاند.
وقتی یک نوجوان سیزده یا چهاردهساله به جای دغدغههای شیرین دوران تحصیل، درگیر دود کردن موادی میشود که سوداگران مرگ به عنوان «تفریح بیخطر» به او قالب کردهاند، یعنی سنگر دفاعی جامعه در برابر آسیبها یکی پس از دیگری در حال سقوط است.
دیگر تریاک و هروئین تنها گزینههای روی میز نیستند؛ بازار سیاه با سرعت سرسامآوری با مواد صنعتی و نوظهوری پر شده که هیچ بوی مشخصی ندارند، به راحتی در جیب جا میشوند و نامهای تجاری فریبندهای مثل گل، کمیکال، ماشروم و انواع قرصهای رنگارنگ روانگردان دارند.
این مواد با برچسب دروغینِ گیاهی بودن و عدم وابستگی، نسل نو را احاطه کردهاند. نوجوانان ناآگاه، غافل از اینکه در حال نوشیدن زهر هلاهل در بستهبندی شکلات هستند، قدم به راهی میگذارند که بازگشت از آن نیازمند عزم و توانی پولادین است.
پیامد این تغییر الگو، فقط از دست رفتن سرمایه جسمانی یک فرد نیست؛ بلکه فروریختن پایههای هویت روانی نسلی است که قرار بود آیندهساز این مرزوبوم باشد. بروز رفتارهای تکانشی شدید، پرخاشگریهای غیرقابل مهار، افت تحصیلی ناگهانی، خودآزاری و طغیانهای کورکورانه علیه حریم خانواده، ترومایی است که پیکر جامعه را میخراشد. وقتی سن مصرف کاهش مییابد، در واقع ریشههای درخت تنومند جامعه قبل از رسیدن به فصل باردهی، از درون پوک و تهی میشود.
برای واکاوی عمیقتر این زخم چرکین، بررسی مکانیزمهای روانی جذب نوجوانان به این مخدرهای نوین و راههای گریز از این بحران خزنده، سراغ شهرام یاقوتی، روانشناس و مددکار اجتماعی رفتهایم تا در فضایی تخصصی، لایههای پنهان این فاجعه را زیر ذرهبین نقد و تحلیل ببریم.
شکلگیری نگرش مثبت به مصرف مواد، یکی از مراحل اولیه گرایش به اعتیاد است
شهرام یاقوتی در گفتوگو با تسنیم با تشریح عوامل مؤثر در گرایش افراد به مصرف مواد مخدر، بر اهمیت اصلاح نگرشهای نادرست درباره مواد و افزایش آگاهی نسبت به پیامدهای مصرف آنها تأکید کرد.
وی با اشاره به اینکه شکلگیری نگرش مثبت به مصرف مواد، یکی از مراحل اولیه گرایش به اعتیاد است، اظهار کرد: برخی افراد تصور میکنند مصرف مواد میتواند به کاهش استرس، افزایش تمرکز یا مدیریت هیجانات کمک کند؛ درحالیکه چنین باورهایی ممکن است زمینهساز شروع مصرف و تداوم آن شوند. همچنین، برخورداری از دانش و تخصص بهتنهایی نمیتواند مانع گرفتار شدن افراد در دام اعتیاد شود.
این روانشناس و مددکار اجتماعی با اشاره به نقش فضای مجازی و محصولات رسانهای در عادیسازی مصرف مواد، تصریح کرد: برخی محتواهای رسانهای، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، مصرف مواد را رفتاری عادی جلوه میدهند و این تصور را ایجاد میکنند که میتوان بدون مواجهه با پیامدهای جدی، به مصرف ادامه داد. ازاینرو، افزایش سواد رسانهای و تقویت قدرت تحلیل و تشخیص مخاطبان، بهویژه نوجوانان و دانشجویان، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
یاقوتی در ادامه، با تشریح روند تدریجی شکلگیری اعتیاد، توضیح داد: این فرایند میتواند از نگرش مثبت به مواد و تجربه اولیه مصرف آغاز شود و به مصرف گاهبهگاه، استفاده از مواد برای مدیریت هیجانات و درنهایت، مصرف مداوم و بروز پیامدهای فردی و اجتماعی منجر شود. شناسایی نشانههای هشداردهنده و مداخله بهموقع، نقش مهمی در پیشگیری از پیشرفت این روند دارد.
وی همچنین با تأکید بر اهمیت انتخاب دوستان و توجه به محیطهای ارتباطی، نسبت به خطر عادیانگاری مصرف مواد و تأثیرپذیری از گروه همسالان هشدار داد و بر ضرورت هوشیاری دانشجویان در برابر موقعیتهای پرخطر تأکید کرد.
این سخنران با اشاره به پیامدهای گسترده اعتیاد برای فرد و خانواده، خاطرنشان کرد: پنهانکردن مشکلات مرتبط با مصرف مواد به دلیل نگرانی از قضاوت دیگران و برچسبهای اجتماعی، میتواند مراجعه به متخصصان را به تأخیر بیندازد و شرایط را دشوارتر کند؛ ازاینرو، افزایش آگاهی خانوادهها، مراجعه بهموقع به متخصصان و توجه به اقدامات پیشگیرانه ضروری است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، درباره مصرف خودسرانه برخی داروها با هدف افزایش تمرکز، کاهش اشتها یا بهبود عملکرد، هشدار داد و بر ضرورت پرهیز از مصرف بدون تجویز و مشورت با متخصصان تأکید کرد.
رواج نگرانکننده مواد مخدر در میان نسل جوان
برای بررسی بیشتر موضوع سراغ لیلا اهرامی، روانشناس اجتماعی نیز رفتیم؛ اهرامی با اشاره به بحران کاهش سن اعتیاد و نفوذ مخدرهای صنعتی به درون مدارس و جوامع جوان کشور، ابعاد این پدیده را واکاوی کرد.
این روانشناس با تأکید بر اینکه دوره نوجوانی ذاتاً فصل طوفانهای هیجانی، هویتجویی و نیاز مبرم به پذیرش در جمع همسالان است، اظهار کرد: بخش پیشپیشانی مغز نوجوان که وظیفه قضاوت منطقی، آیندهنگری و ترمز کردن رفتارهای پرخطر را بر عهده دارد، هنوز به تکامل نهایی نرسیده و همین امر، آسیبپذیری این قشر را در برابر فشارهای گروهی صدبرابر میکند. نوجوان میخواهد در جمع دوستان خودی نشان دهد و از آنجا که مهارت نه گفتن را نیاموخته، در مواجهه با پیشنهادهای اولیه مصرف، دچار ترسی فلجکننده از طرد شدن میشود و تن به تجربهای میدهد که ناخودآگاه او را در چرخه وابستگی گرفتار میسازد.
وی در ادامه گفتوگو به رواج نگرانکننده نامهایی مثل گل، کمیکال و ماشروم در میان نسل جوان اشاره کرد و افزود: سوداگران مرگ با این ادعا که اینها مواد سنتی نیستند و گیاهی و بیخطرند، بچهها را فریب میدهند؛ در حالی که ترکیبات دستکاریشده ژنتیکی در گلهای امروزی، دهها برابر قویتر از حشیشهای قدیمی است و سیستم عصبی را به لرزه درمیآورد.
اهرامی افزود: ماشروم یا مواد شیمیایی نظیر کمیکال نیز با ایجاد توهمات حاد و حملات شدید پانیک، ادراک فرد را از واقعیت کاملاً منقطع میکنند و نوجوان تصور میکند در حال تجربه یک تفریح مدرن است، غافل از اینکه گیرندههای عصبی مغزش در همان دفعات اول به شدت آسیب دیده است.
این آسیبشناس حوزه اعتیاد درباره آثار تخریبی این روانگردانها بر ساختار عصبی نوجوانان گفت: محرکهایی نظیر شیشه و مشتقات جدید آن، ذخایر دوپامین مغز را به یکباره تخلیه میکنند و بروز علائم شبهاسکیزوفرنی، سوءظنهای مرضی شدید (پارانویا)، خشمهای آنی و توهمات شنیداری و دیداری از عوارض رایج این مواد است. در مغز نوجوان که هنوز در حال سیمکشی و ساختاربندی نهایی است، پیامدها میتواند به قیمت از دست رفتن همیشگی سلامت روان تمام شود و بسیاری از این آسیبهای نورولوژیک در درازمدت غیرقابل جبران هستند.
وی همچنین پدیده سوءمصرف داروهایی مثل ترامادول یا قرصهای ب2 را در خوابگاهها و جوامع دانشجویی ریشهگرفته در اضطراب عملکرد، کمالگرایی کاذب و فشارهای روانی ناشی از درس و آینده شغلی دانست و خاطرنشان کرد: جوان تصور میکند با مصرف این داروها میتواند بر کمخوابی غلبه کند، غافل از اینکه ترامادول به سرعت وابستگی فیزیولوژیک ایجاد کرده و خطرات بالینی فوری مانند تشنج و از دست رفتن تعادل عصبی را به دنبال دارد.
اهرامی در خصوص پیامدهای این معضل در کانون خانواده، تشریح کرد: محیط خانه به سرعت از یک فضای امن به میدان جنگ و تنش تبدیل میشود و پنهانکاریهای نوجوان، افت تحصیلی، بینظمیهای شدید و ناپدید شدن وسایل خانه، زنگهای هشدار را به صدا درمیآورند. والدین پس از کشف واقعیت، به جای برخورد تخصصی، وارد فاز خشم، سرزنش و تحقیر میشوند که این واکنشهای هیجانی، فاصله عاطفی را بیشتر کرده و نوجوان را برای فرار از این جو متشنج، بیشتر به سمت پاتوقهای آلوده سوق میدهد.
این روانشناس نقش رسانههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال را در تسهیل دسترسی به این مواد بسیار پررنگ خواند و افزود: فضای مجازی دسترسی به این مواد را به شدت امن و بدون دردسر کرده است؛ از سوی دیگر، موج محتواهایی که در شبکههای اجتماعی تولید میشود و مصرفکنندگان این مواد را به عنوان افراد آزاد و مدرن به تصویر میکشد، قبح ماجرا را میریزد و مقاومت روانی نوجوان را در هم میشکند.
وی همچنین پیوند مستقیم مصرف این مواد با پدیده خودکشی و خودآزاری را تایید کرد و یادآور شد که موادی مثل شیشه و کمیکال بعد از یک اوج نشئگی کاذب، مغز را وارد فاز سقوط و افسردگی سیاه و عمیق کرده و ریسک اقدامات تکانشی، خودزنی و اقدام به خودکشی را به شدت بالا میبرند.
اهرامی درباره آسیبهای این پدیده در دختران جوان و نوجوان نیز تأکید کرد: در دختران با یک بحران پنهانتر و عمیقتر مواجهیم، چرا که به دلیل وجود انگهای سنگین فرهنگی، اعتیاد مدتها مخفی میماند و تخریب سیستم عصبی و هورمونی در زنان با سرعت بیشتری رخ داده و آنها را سریعتر به مرز فروپاشی کامل روانی میرساند.
وی در پایان با انتقاد شدید از فرستادن نوجوانان به کمپهای سنتی و غیرمجاز، این اقدام را معرفی فرد به دانشگاه بزهکاری و تشدید ترومای روانی دانست و ادامه داد: رویکرد اصلی باید از برخورد سلبی به آموزش پیشگیرانه و همدلانه در مدارس و ایجاد پناهگاههای امن عاطفی در خانوادهها تغییر یابد.
به گزارش تسنیم، گسترش نگرانکننده سوءمصرف مواد مخدر نوظهور در میان نوجوانان و کاهش سن اعتیاد، هشداری جدی برای سلامت نسل آینده و بنیان خانوادههاست که دیگر با روشهای سنتی و برخوردهای صرفاً قهری مهار نمیشود.
همانطور که کارشناسان تأکید میکنند، عبور از این بحران پنهان نیازمند یک رویکرد سیستماتیک و چندبُعدی است؛ رویکردی که در آن آموزشهای صریح و پیشگیرانه در مدارس جایگزین کتمان حقیقت شود، خانوادهها از جایگاه بازجو به پناهگاههای امن عاطفی بدل گردند و نظام سلامت روان و رسانهها با آگاهیبخشی مستمر، سد راه جولان سوداگران مرگ در اراضی آسیبپذیر نسل جوان شوند.





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.