با وجود شناسایی 500 زباله‌گرد در بیرجند، سرنوشت کودکان کار و اقدامات حمایتی همچنان در هاله‌ای از ابهام است.

به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از بیرجند، هنوز سن‌وسالشان به قد کشیدن آرزوهایشان نرسیده، اما دست‌های کوچکشان میان زباله‌های شهر به دنبال چیزی می‌گردد که شاید بتوان آن را به چند اسکناس تبدیل کرد. کودکانی که باید در کلاس درس، زمین بازی و کنار هم‌سن‌وسالان خود باشند، گاهی کنار مخازن زباله دیده می‌شوند؛ با کیسه‌هایی بزرگ‌تر از جثه‌شان و نگاهی که انگار زودتر از موعد، سختی زندگی را تجربه کرده است.

این روزها مشاهده کودکان زباله‌گرد در برخی معابر بیرجند، پرسش‌هایی جدی درباره وضعیت معیشتی خانواده‌ها، نظارت بر چرخه بازیافت و عملکرد نهادهای حمایتی ایجاد کرده است. هرچند برای اثبات افزایش تعداد این کودکان به آمار رسمی و بررسی میدانی نیاز است، تکرار چنین صحنه‌هایی به‌خودی‌خود هشداری اجتماعی است که نباید از کنار آن ساده گذشت.

بیرجند، شهری که همواره از فرهنگ، آرامش و سرمایه انسانی آن سخن گفته می‌شود، امروز باید به پرسشی دشوار پاسخ دهد: چگونه می‌توان از توسعه شهری سخن گفت، اما نسبت به کودکی که برای یافتن پلاستیک و مقوا سر در سطل زباله فرو می‌برد، بی‌تفاوت ماند؟

پیشینه یک زخم قدیمی؛ از سال 1398 تا امروز

زباله‌گردی در بیرجند پدیده تازه‌ای نیست. بررسی پیشینه خبری نشان می‌دهد که در تیرماه 1398، مسئولان مدیریت پسماند شهرداری از برنامه‌هایی برای مقابله با زباله‌گردی، ساماندهی مراکز خریدوفروش پسماند و گسترش تفکیک زباله از مبدأ سخن گفته بودند. در آن زمان نیز موضوع کودکان کار در کنار مشکلات بهداشتی و اجتماعی زباله‌گردی مطرح بود و وعده‌هایی درباره اجرای طرح‌های ساماندهی در محله‌های مختلف شهر ارائه شد.

چند سال بعد، در دی‌ماه 1401، مسئولان شهرداری از اقداماتی مانند نصب مخازن درب‌دار، توسعه تفکیک پسماند و کنترل ورود افراد غیرمجاز به سایت مدیریت پسماند خبر دادند. بااین‌حال، آذرماه 1404 بار دیگر مسئله زباله‌گردی در بیرجند خبرساز شد؛ این بار با اعلام شناسایی حدود 500 زباله‌گرد از سوی رئیس سازمان مدیریت پسماند شهرداری.

البته این رقم به معنای وجود 500 کودک زباله‌گرد نیست، بلکه مربوط به مجموع افراد شناسایی‌شده در این فعالیت است. با وجود این، انتشار چنین آماری نشان می‌دهد مسئله همچنان ابعادی قابل‌توجه دارد. اکنون پرسش این است که پس از سال‌ها طرح، برنامه، آموزش و ساماندهی، چه تعداد از افراد آسیب‌پذیر از چرخه زباله‌گردی خارج شده‌اند و برای کودکان درگیر این فعالیت چه اقدامات مشخصی انجام شده است؟

کودک زباله‌گرد، متهم نیست؛ قربانی یک چرخه است

یکی از خطاهای جدی در مواجهه با زباله‌گردی، یکسان دانستن همه افراد فعال در این حوزه است. میان فرد بزرگسالی که به‌صورت مستقل به جمع‌آوری پسماند می‌پردازد و کودکی که به دلیل فقر، فشار خانوادگی یا بهره‌کشی اقتصادی وارد این فعالیت شده، تفاوتی اساسی وجود دارد.

کودک زباله‌گرد را نباید صرفاً عاملی برای برهم خوردن نظم شهری یا پراکنده شدن زباله‌ها دانست. او پیش از هر چیز، کودکی است که ممکن است حق آموزش، بازی، امنیت و رشد سالمش در معرض تهدید قرار گرفته باشد. تماس با پسماندهای آلوده، اشیای تیز و برنده، تردد میان خودروها، حمل بار سنگین و احتمال مواجهه با افراد سودجو، تنها بخشی از خطراتی است که این کودکان را تهدید می‌کند.

در چنین شرایطی، برخوردی که فقط به دور کردن کودک از کنار مخزن زباله منجر شود، الزاماً به معنای حل مشکل نیست. اگر کودکی امروز از یک خیابان دور شود، اما فردا در نقطه‌ای دیگر یا در محیطی دور از نظارت به همان کار ادامه دهد، آیا واقعاً از او حمایت کرده‌ایم؟

پشت هر کیسه زباله، یک پرسش اقتصادی

زباله‌گردی تنها مسئله مدیریت شهری نیست؛ بخشی از آن با اقتصاد خانواده و بازار خریدوفروش پسماند ارتباط دارد. وقتی مواد بازیافتی ارزش اقتصادی پیدا می‌کنند، شبکه‌ای از جمع‌آوری، واسطه‌گری و خریدوفروش شکل می‌گیرد. در چنین بازاری باید روشن شود کودکان چگونه وارد چرخه جمع‌آوری می‌شوند و چه کسانی از حاصل کار آنان سود می‌برند.

آیا این کودکان برای کمک به معیشت خانواده فعالیت می‌کنند؟ آیا فرد یا مجموعه‌ای آنان را به کار گرفته است؟ آیا از تحصیل بازمانده‌اند؟ آیا خانواده‌هایشان تحت پوشش نهادهای حمایتی هستند؟ پاسخ این پرسش‌ها را نمی‌توان از پشت میز و تنها با مشاهده خیابان به دست آورد. شهرداری، بهزیستی، اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی، آموزش‌وپرورش و دستگاه قضایی باید در چارچوب وظایف قانونی خود، برای شناسایی وضعیت این کودکان و بررسی احتمال بهره‌کشی اقتصادی همکاری کنند.

آمار کودکان کجاست؟

در آذرماه 1404، رئیس سازمان مدیریت پسماند شهرداری بیرجند از طراحی فرم‌های شناسنامه‌دار برای ثبت اطلاعات زباله‌گردان و فراهم شدن زمینه حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر خبر داده بود. این اقدام می‌تواند نقطه شروع مناسبی باشد، اما ارزش واقعی آن زمانی مشخص می‌شود که به خدمات حمایتی و نتایج قابل‌اندازه‌گیری منجر شود.

اکنون لازم است مشخص شود از میان افراد شناسایی‌شده، چند نفر زیر 18 سال بوده‌اند، چه تعداد از آنان در معرض ترک تحصیل قرار داشته‌اند و برای خانواده‌هایشان چه خدماتی پیش‌بینی شده است. نکته قابل‌تأمل آنکه در اول آبان 1405 نیز یکی از مسئولان سازمان بهزیستی کشور اعلام کرده است آمار دقیق و رسمی از تعداد کودکان زباله‌گرد وجود ندارد. نبود آمار دقیق، برنامه‌ریزی برای حمایت از کودکان را دشوار می‌کند. بااین‌حال، شناسایی باید با رعایت محرمانگی اطلاعات و حفظ کرامت کودکان انجام شود، نه با انتشار تصاویر، نام یا مشخصات آنان.

شهر پاک بدون کودکی امن معنا ندارد

شهرداری بیرجند طی سال‌های گذشته از توسعه تفکیک پسماند از مبدأ، ساماندهی خودروهای جمع‌آوری و فعالیت مراکز بازیافت خبر داده است. این اقدامات از منظر مدیریت پسماند اهمیت دارند، اما موفقیت یک شهر را نمی‌توان تنها با میزان زباله جمع‌آوری‌شده یا تعداد مخازن و ایستگاه‌های بازیافت سنجید.

اگر سامانه جمع‌آوری پسماند توسعه پیدا کند، اما کودکی همچنان ناچار باشد برای کسب درآمد در میان زباله‌ها جست‌وجو کند، بخشی از مسئله اجتماعی حل‌نشده باقی مانده است. از سوی دیگر، ساماندهی بازار پسماند باید به‌گونه‌ای باشد که امکان استفاده از نیروی کار کودک در چرخه جمع‌آوری، حمل و خریدوفروش مواد بازیافتی به حداقل برسد و تخلفات احتمالی مورد رسیدگی قرار گیرد. شهر پاک فقط شهری با خیابان‌های تمیز نیست؛ شهری است که کودکانش نیز از محیطی امن برای زندگی و رشد برخوردار باشند.

جمع‌آوری کودکان یا حمایت از آنان؟

در مواجهه با کودکان زباله‌گرد، استفاده از واژه «جمع‌آوری» به‌تنهایی نمی‌تواند بیانگر یک سیاست حمایتی کامل باشد. آنچه باید در اولویت قرار گیرد، شناسایی مددکارانه، بررسی وضعیت خانوادگی، حمایت معیشتی، جلوگیری از بهره‌کشی، بازگشت به تحصیل و پیگیری مستمر شرایط کودک است.

اگر خانواده‌ای به دلیل تنگنای اقتصادی به درآمد کودک وابسته شده، بدون حمایت مؤثر از آن خانواده، احتمال بازگشت کودک به کار وجود دارد. اگر واسطه‌ای از کار کودک سود می‌برد، باید سازوکار نظارت و برخورد قانونی با بهره‌کشی احتمالی روشن باشد. اگر کودکی از مدرسه بازمانده، آموزش‌وپرورش و نهادهای حمایتی باید برای بازگرداندن او به چرخه آموزش راهکاری عملی داشته باشند. حل مسئله، به همکاری چند دستگاه نیاز دارد؛ نه اقدام مقطعی یک سازمان. پاسخ روشن به این پرسش‌ها می‌تواند نقطه آغاز یک مطالبه‌گری مؤثر باشد.

سخن آخر؛ آینده شهر در سطل زباله نیست

کودکان زباله‌گرد، بخشی از واقعیت تلخ اجتماعی هستند که نادیده گرفتنشان مسئله را از میان نمی‌برد. آنان نه باید سوژه ترحم‌های گذرا شوند و نه قربانی برخوردهایی که تنها ظاهر شهر را تغییر می‌دهد. بیرجند برای توسعه به خیابان‌های آباد، خدمات شهری مناسب و اقتصاد پویا نیاز دارد؛ اما بیش از همه به نسلی نیازمند است که فرصت آموزش، سلامت و ساختن آینده خود را داشته باشد.

هر کودکی که به جای دفتر و کتاب، کیسه زباله به دست می‌گیرد، پرسشی جدی پیش روی نهادهای مسئول می‌گذارد. آیا قرار است فقط زباله‌ها را از خیابان جمع کنیم یا برای نجات کودکی که میان آن‌ها به دنبال نان می‌گردد نیز برنامه‌ای داریم؟

نسرین کاری | خبرنگار و فعال اجتماعی

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم