تاوان هماوردی نامتوازن با تهران، دفن همیشگی جاه‌طلبی‌های پوپولیستی وی در واشنگتن خواهد بود.

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- تلاش‌های فشرده و کارزارهای پیاپی دونالد ترامپ در ایالت‌های کلیدی نظیر اوهایو و کارولینای جنوبی، با هدف تحریف واقعیت و کوچک‌انگاری بحران‌های پدیدآمده، به بن‌بستی سنگین خورده است.

سیاست «گفتاردرمانی»، لفاظی‌های نمایشی و مقصرتراشی‌های همیشگی که پیش‌تر به عنوان ابزار اصلی ترامپ برای مدیریت افکار عمومی به کار می‌رفت، این‌بار در برابر صخره سخت واقعیت‌های جاری متلاشی شده است. شهروندان آمریکایی، به‌ویژه در پایگاه‌های سنتی محافظه‌کاران، دیگر تمایلی به شنیدن ادعاهای توخالی درباره «مهار شرایط» ندارند؛ زیرا آثار ویرانگر بحران را مستقیماً در ابعاد گوناگون زندگی روزمره و سفره معیشتی خود لمس می‌کنند.

نقطه ثقل این زوال ساختاری، شکست سنگین ایالات متحده در «جنگ رمضان» و رویارویی مرکب با جمهوری اسلامی ایران است. نظرسنجی‌های تازه و مستقل سراسری که حاکی از سقوط آزاد میزان محبوبیت ترامپ به نزدیکی 30 درصد است، تنها یک افت موقت آماری نیست؛ بلکه هشداری قرمز و اعلام فاجعه‌ای تمام‌عیار برای شخص رئیس‌جمهور و آینده سیاسی حزب جمهوری‌خواه به شمار می‌آید.

قرار گرفتن در تراز محبوبیت 30 درصدی به معنای گسست عمیق پیوند دولت با توده‌های مردم و از دست رفتن کامل طبقه متوسط و رأی‌دهندگان مردد است که شریان حیاتی هرگونه کنشگری انتخاباتی به حساب می‌آیند.

ترامپ اکنون ناگزیر است هم‌زمان در دو جبهه مهلک اعلام تسلیم کند: نخست، میدان نبرد منطقه‌ای با ایران که محاسبات پنتاگون در آن با سردرگمی، هزینه‌های نجومی نظامی و درهم‌شکستن اسطوره بازدارندگی واشنگتن روبرو شد؛ و دوم، صحنه سیاست داخلی آمریکا که با شتابی بی‌سابقه در حال آوار شدن بر سر جمهوری‌خواهان است. صورت‌حساب گزاف جنگ رمضان،از تورم سنگین حامل‌های انرژی و تلاطم بازارهای مالی گرفته تا سرشکستگی ژئوپلیتیک،مستقیماً پای دونالد ترامپ نوشته شده است. افکار عمومی آمریکا او را نه یک رهبر مقتدر، بلکه مسبب اصلی گرفتاری کشور در یک باتلاق فرسایشی و بی‌حاصل تلقی می‌کنند.

انعکاس این شکست در نظرسنجی‌ها، پیامدهای سیاسی مستقیمی را کلید زده که گریزی از آن نخواهد بود. انزوای ترامپ در ساختار قدرت، ریزش هم‌پیمانان درون‌حزبی از بیم شکست در انتخابات‌های پیش‌رو و تبدیل شدن نام او به یک بار منفی برای هر نامزد جمهوری‌خواه، شاخص‌های روشنی از تحقق سناریوی «مرگ سیاسی» وی است.

رئیس جمهوری که بقای خود را بر پایه نمایش قدرت و توانمندی اقتصادی تعریف کرده بود، اکنون با اقتصادی ملتهب و سیاست خارجی شکست‌خورده، عملاً به مهره‌ای سوخته در شطرنج قدرت آمریکا مبدل گشته است؛ سرنوشتی محتوم که نشان می‌دهد تاوان هماوردی نامتوازن با تهران، دفن همیشگی جاه‌طلبی‌های پوپولیستی وی در واشنگتن خواهد بود.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم