بررسی مشکلات نمایندگان کشورمان در مسابقات قارهای پیچیده نیست؛ تیمهایی نظیر شباب الاهلی به بازیکنان خارجی مرغوبتر و امکانات حرفهای و لجستیکی برتری دسترسی دارند. پرداختن به این شکافها و محرومیتهای فوتبال ایران زمانبر است، ولی پرسش اساسی اینجاست که آیا بازگویی این نکات تاثیری بر نتایج مسابقات میگذارد؟
آبیپوشان در باخت دو بر صفر برابر حریف اماراتی مستحق این نتیجه نبودند. عملکرد بهتر در خط هافبک، دقت بالاتر در ضربات به سمت دروازه حریف و تصمیمگیریهای بههنگام کادرفنی بهویژه در تعویضها میتوانست سرنوشت متفاوتی رقم بزند. استقلال موقعیتهایی برای تغییر جریان بازی داشت، اما در نهایت این تیم شباب الاهلی بود که با بهرهگیری از فرصتها و روی دو پاس گل سردار آزمون، دروازه نماینده کشورمان را باز کرد.
تبدیل کردن هر شکست تلخ به یک دستاورد بزرگ، حوزهای است که کادرفنی تیم ملی در آن تبحر دارد. سالیان دراز است که به جای قبول نقصانها و پاسخگویی درباره نتایج، پیرامون ناکامیها توجیهاتی مطرح میشود که گویی دستاوردی عظیم حاصل شده است. دستاورد این رویه چیست و آیا با تاریخسازی از شکستها، تغییری در کیفیت فوتبال ایجاد میشود؟
علل مغلوب شدن استقلال برابر شباب الاهلی را نباید صرفاً در سطح حریف یا پاسهای سردار آزمون خلاصه کرد. ایرادات در بازیسازی، ناکارآمدی در مدیریت میانه زمین، واگذاری ساده موقعیتها به حریف و بهره نبردن از فرصتهای شخصی، مواردی است که نیازمند موشکافی جدی است.
سهراب بختیاریزاده و همکارانش در کادرفنی ملزم به بازبینی دقیق این دیدار هستند؛ نه به قصد توجیهتراشی، بلکه برای رفع خطاهایی که خطر زمینگیر شدن دوباره استقلال را در مسابقات آتی در پی دارد.
فوتبال ایران پیش از استادان توجیهآوری، به مربیانی احتیاج دارد که با واکاوی ضعفها در پی حل آنها باشند. استقلال در صورت درس گرفتن از این ناکامی و پرهیز از دستاوردسازی، همچنان فرصت جبران را داراست.





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.