شرق ایران در انتظار تکمیل زنجیره‌ای ریلی است که مسیر تجارت، ترانزیت و توسعه اقتصادی منطقه را تغییر می‌دهد.

به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از زاهدان، یک سوی سیستان و بلوچستان به آب‌های آزاد اقیانوسی راه دارد و در سوی دیگر آن، مرزی قرار گرفته که می‌تواند دروازه تجارت ایران با افغانستان و بازارهای منطقه باشد؛ استانی که از چابهار تا میلک، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از کانون‌های مهم حمل‌ونقل و تجارت شرق کشور را در اختیار دارد، اما برای پیوند دادن این ظرفیت‌ها به اقتصاد ملی، هنوز به حلقه‌های مهمی از زیرساخت نیازمند است.

تمرکز بر چابهار و آسیای مرکزی؛ راهبرد طالبان برای استقلال تجاری افغانستان

چابهار با برخورداری از موقعیت بندری و دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد، ظرفیت ارتباط با بازارهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را دارد و مرز میلک در شمال استان نیز یکی از گذرگاه‌های مهم مبادلات تجاری ایران و افغانستان به شمار می‌رود. میان این دو نقطه، زاهدان قرار گرفته است؛ شهری که می‌تواند نقش حلقه اتصال مسیرهای حمل‌ونقلی جنوب و شمال استان را ایفا کند.

اما فاصله میان داشتن موقعیت جغرافیایی و تبدیل شدن به یک قطب اقتصادی، با نقشه و شعار پر نمی‌شود؛ این فاصله را زیرساخت‌هایی پر می‌کنند که امکان جابه‌جایی ارزان‌تر، سریع‌تر و مستمر کالا را فراهم کنند. از همین منظر، دو پروژه راه‌آهن چابهار ـ زاهدان و زاهدان ـ زابل ـ میلک، در کنار یکدیگر می‌توانند چشم‌انداز تازه‌ای برای حمل‌ونقل و تجارت در شرق ایران ترسیم کنند.

چابهار به شبکه ریلی نزدیک شد‌

راه‌آهن چابهار ـ زاهدان یکی از مهم‌ترین طرح‌های زیرساختی کشور برای اتصال بندر اقیانوسی چابهار به شبکه ریلی سراسری است؛ پروژه‌ای که قرار است امکان انتقال کالا از سواحل مکران به دیگر نقاط کشور را فراهم کند و ظرفیت‌های بندری جنوب شرق را به شبکه حمل‌ونقل ملی پیوند بزند.

این مسیر در سال‌های گذشته به‌تدریج پیش رفته است؛ بخشی از مسیر زاهدان پیش‌تر به بهره‌برداری رسیده و اتصال ریلی زاهدان به خاش نیز در سال 1401 انجام شده است. ادامه مسیر به سمت ایرانشهر و چابهار نیز با وجود دشواری‌های اجرایی، نیازهای مالی و محدودیت‌های تجهیزاتی دنبال شده است.

اکنون تازه‌ترین گزارش‌ها از پایان ریل‌گذاری مسیر چابهار ـ زاهدان حکایت دارد؛ هرچند تکمیل تجهیزات فنی، اجزای خط، ایستگاه‌ها و رفع نواقص باقی‌مانده همچنان در دستور کار قرار دارد. بر اساس پیش‌بینی‌های اعلام‌شده، بهره‌برداری از این پروژه برای پایان سال 1405 هدف‌گذاری شده است.

اهمیت این خط آهن تنها در رسیدن ریل به بندر خلاصه نمی‌شود. چابهار زمانی می‌تواند از تمام ظرفیت خود در تجارت و ترانزیت بهره ببرد که کالاهای ورودی و خروجی آن امکان انتقال منظم و اقتصادی به شبکه سراسری را داشته باشند. در واقع، اتصال ریلی بندر به زاهدان می‌تواند بخشی از محدودیت‌های حمل‌ونقل را کاهش دهد و زمینه توسعه خدمات لجستیکی را فراهم کند؛ ظرفیتی که البته تحقق آن به تکمیل تجهیزات، تأمین ناوگان و فراهم شدن امکان جابه‌جایی مستمر بار وابسته است.

میلک؛ مرزی که برای خروج از انزوای حمل‌ونقلی به ریل نیاز دارد

در شمال استان، منطقه سیستان با مرز مشترک افغانستان و پایانه مرزی میلک، ظرفیت دیگری از تجارت شرق ایران را در اختیار دارد. میلک در شهرستان هیرمند و در نزدیکی شهر زرنج افغانستان قرار گرفته و یکی از مسیرهای مهم مبادلات کالایی میان دو کشور است.

با وجود این موقعیت، توسعه تجارت مرزی تنها به وجود پایانه و امکان عبور کالا وابسته نیست؛ هزینه حمل‌ونقل، دسترسی به بازارهای داخلی، امکانات انبارداری و سرعت انتقال کالا نیز در تعیین مزیت اقتصادی یک مرز نقش دارند. از این منظر، اتصال ریلی زابل به زاهدان و امتداد آن تا میلک می‌تواند یکی از حلقه‌های مهم تقویت زیرساخت‌های تجاری منطقه سیستان باشد.

فراهم شدن مقدمات آغاز عملیات اجرایی راه‌آهن زاهدان ـ زابل ـ میلک، در همین چارچوب اهمیت پیدا می‌کند؛ طرحی که در صورت اجرا و تکمیل، منطقه سیستان را به شبکه ریلی کشور نزدیک‌تر می‌کند و امکان ارتباط ریلی با مرز افغانستان را در چشم‌انداز حمل‌ونقل استان قرار می‌دهد.

چنین اتصالی می‌تواند زمینه جابه‌جایی حجم بیشتری از کالا با هزینه اقتصادی‌تر، تقویت فعالیت‌های پیرامون مرز و توسعه مراکز انبارداری و توزیع را فراهم کند. البته این ظرفیت زمانی به نتیجه می‌رسد که برای استفاده تجاری از خط، برنامه مشخصی وجود داشته باشد و زیرساخت‌های مورد نیاز برای بارگیری، تخلیه و انتقال کالا نیز همزمان توسعه پیدا کنند.

دو خط آهن، یک چشم‌انداز؛ اما نه یک پروژه واحد

اهمیت راه‌آهن چابهار ـ زاهدان و زاهدان ـ زابل ـ میلک زمانی روشن‌تر می‌شود که این دو طرح در کنار یکدیگر دیده شوند؛ یکی قرار است بندر اقیانوسی جنوب استان را به شبکه ریلی کشور متصل کند و دیگری دسترسی منطقه سیستان به همین شبکه را گسترش دهد و مسیر ارتباط ریلی با مرز میلک را فراهم آورد.

این دو پروژه، مستقل از یکدیگر تعریف شده‌اند و تکمیل یکی به معنای بهره‌برداری خودکار از دیگری نیست؛ اما در صورت اجرای هر دو، امکان شکل‌گیری شبکه‌ای گسترده‌تر از ارتباطات ریلی در شرق کشور فراهم می‌شود؛ شبکه‌ای که چابهار، زاهدان، زابل و میلک را در یک چشم‌انداز حمل‌ونقلی و تجاری به هم پیوند می‌دهد.

نگاه به توسعه ریلی استان نباید صرفاً به احداث ریل و افتتاح مسیر محدود بماند. ظرفیت ایستگاه‌ها، امکانات بارگیری و تخلیه، دسترسی مراکز تولیدی به خطوط، وضعیت ناوگان، مراکز لجستیکی و امکان جابه‌جایی مستمر کالا، اجزای ضروری این زنجیره هستند.

اگر خط ریلی چابهار به زاهدان تکمیل شود اما محدودیت‌های اتصال آن به شبکه سراسری برطرف نشود، بخشی از ظرفیت اقتصادی آن بلااستفاده می‌ماند. همین مسئله درباره مسیر زاهدان ـ زابل ـ میلک نیز وجود دارد؛ راه‌آهنی که برای اثرگذاری بر تجارت مرزی، علاوه بر احداث خط، به برنامه حمل بار و تسهیل مبادلات تجاری نیاز دارد.

از معدن و شیلات تا کشاورزی؛ اقتصاد استان چه سهمی از ریل می‌برد؟

توسعه شبکه ریلی در سیستان و بلوچستان فقط یک موضوع ترانزیتی نیست. این استان در حوزه‌های معدنی، کشاورزی، شیلات، صنایع تبدیلی و تجارت مرزی نیز ظرفیت‌هایی دارد که بهره‌برداری از آن‌ها به دسترسی مناسب به بازارهای مصرف و کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل وابسته است.

در بخش معدن، انتقال اقتصادی‌تر مواد معدنی و محصولات فرآوری‌شده در حجم بالا می‌تواند به تقویت فعالیت‌های تولیدی کمک کند. در حوزه کشاورزی و شیلات نیز دسترسی بهتر به بازارهای مصرف، به‌ویژه در کنار توسعه انبارهای مناسب و زنجیره سرد، می‌تواند فرصت عرضه محصولات را افزایش دهد و بخشی از هزینه‌های لجستیکی را کاهش دهد.

از سوی دیگر، شکل‌گیری مراکز لجستیکی و خدمات وابسته به حمل‌ونقل می‌تواند زمینه فعالیت اقتصادی در بخش‌هایی مانند انبارداری، تعمیر و نگهداری، بارگیری، تخلیه، خدمات گمرکی و توزیع کالا را فراهم کند. در این میان، مشارکت کسب‌وکارهای محلی و استفاده از نیروی انسانی بومی باید به یکی از محورهای اصلی برنامه‌ریزی برای بهره‌برداری اقتصادی از این پروژه‌ها تبدیل شود.

با این حال، نباید تصور کرد که صرف احداث راه‌آهن به‌طور خودکار اشتغال پایدار ایجاد می‌کند یا همه بخش‌های اقتصادی استان را متحول خواهد کرد. ریل زمانی به موتور توسعه تبدیل می‌شود که در کنار آن، سرمایه‌گذاری تولیدی، دسترسی به بازار، زیرساخت‌های مکمل و برنامه مشخصی برای استفاده واقعی از ظرفیت حمل بار وجود داشته باشد.

آزمون اصلی پروژه‌ها؛ عبور از وعده و رسیدن به بهره‌برداری

تجربه اجرای طرح‌های بزرگ زیرساختی نشان داده است که اهمیت راهبردی یک پروژه، به‌تنهایی تضمین‌کننده تکمیل به‌موقع آن نیست. فاصله میان اعلام برنامه، تأمین اعتبار، آغاز عملیات اجرایی و بهره‌برداری نهایی، همان نقطه‌ای است که سرنوشت بسیاری از طرح‌ها را تعیین می‌کند.

راه‌آهن چابهار ـ زاهدان نیز در مسیر اجرا با نیازهای مالی، تجهیزاتی و دشواری‌های عملیاتی روبه‌رو بوده و اکنون در مرحله‌ای قرار دارد که تکمیل اجزای فنی و رفع نواقص باقی‌مانده برای رسیدن به بهره‌برداری اهمیت دارد. در سوی دیگر، راه‌آهن زاهدان ـ زابل ـ میلک نیز برای تبدیل شدن از یک برنامه به پروژه‌ای عملیاتی، به تأمین منابع مالی، تعیین زمان‌بندی روشن و آغاز مؤثر عملیات اجرایی نیازمند است.

در این میان، آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، صرفاً اعلام پیشرفت یا تعیین موعد افتتاح نیست؛ بلکه میزان اعتبار تخصیص‌یافته، روند واقعی اجرا، زمان‌بندی قابل ارزیابی و برنامه بهره‌برداری تجاری از خطوط است.

سیستان و بلوچستان از نظر جغرافیایی در نقطه‌ای قرار گرفته که می‌تواند جنوب آسیا، آسیای مرکزی و شبکه حمل‌ونقل ایران را به یکدیگر نزدیک کند؛ اما این موقعیت زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل می‌شود که بندر، مرز، جاده، ریل و مراکز تولیدی در قالب یک زنجیره منسجم فعالیت کنند.

چابهار و میلک دو سوی این فرصت بزرگ‌اند؛ فرصتی که تحقق آن نه با ترسیم نقشه‌های توسعه، بلکه با تکمیل زیرساخت‌ها، تأمین اعتبار و فراهم کردن امکان واقعی تجارت و جابه‌جایی کالا سنجیده خواهد شد.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم