به گزارش وبانگاه به نقل از گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم ، طاهره کنعانی دانش آموخته دکتری جامعه شناسی سیاسی در یادداشتی با عنوان «ایران قوی تر، از مسئولیت نخبگان تا کنش جمعی» نوشت: آیت الله سید مجتبی خامنه ای در پیام به نخبگان و مدال آوران علمی و ورزشی، بین انگیزه های فردی، مسئولیت اجتماعی و هویت دینی و ملی در راستای پیشرفت کشور پیوند برقرار کرده و نخبه بودن را صرفا به داشتن استعداد و هوش ندانسته بلکه نخبه را کسی معرفی میکنند که در کنار رشد استعدادهای فردی اش به دنبال کاربردی کردن علم و دانش و استفاده از دانش و استعداد خود برای حل مسائل و مشکلات مردم و کشور است. اما پرسش اصلی این است که چگونه می توان از ظرفیت و استعداد نخبگان برای حل مشکلات جامعه و ساختن ایران قوی استفاده کرد؟ براساس «نظریه بسیج منابع و کنش جمعی» این کار زمانی تحقق مییابد که افراد و گروههای نخبه برای تحقق هدف مشترک که آن حل مشکلات جامعه و ساختن ایران قوی است، منابع، توانایی ها و ارتباطات خود را سازماندهی کنند و دست به کنش جمعی و اقدام هماهنگ بزنند.
کنش جمعی زیربنای شکل گیری هویت مشترک
کنش جمعی زمانی شکل میگیرد که افراد بتوانند بین اهداف خودشان و یک افق مشترک اجتماعی ارتباط برقرار کنند. در این پیام مفهوم ایران قوی دارای چنین نقشی است. این مفهوم حوزه های مختلفی از علم، فناوری، ورزش، امنیت، پیشرفت ملی و ... را تحت پوشش خود قرار میدهد. از دیدگاه نظریه بسیج منابع افراد در کنار هدف مشترک، باید به یک جمع احساس تعلق داشته باشند و مشارکت خود را برای تحقق هدفی معنا دار موثر بدانند. در پیام رهبری با تاکید بر هویت اسلامی و ایرانی، افتخار ملی یک خط سیر تاریخی از پیشینه هویتی-تمدنی، حال و آینده کشور ایجاد میکند و احساس تعلق جمعی و کنش جمعی را تقویت می کند. البته هویت مشترک زمانی به کنش جمعی پایدار منجر میشود که افراد بتوانند بین اهداف عمومی و تجربه های واقعی زندگی خودشان ارتباط برقرار کنند. لذا تقویت هویت ملی با فراهم کردن فرصت های واقعی مشارکت و مشاهده نتایج آن نتیجه بهتری خواهد داشت.
امید اجتماعی و امکان بسیج ظرفیت ها
یکی از محورهای مهم پیام رهبری، تاکید بر امید، انگیزه و اراده نخبگان برای ایجاد تحول در کشور است. در نظریه بسیج منابع، زمانی که افراد دستیابی به اهداف مشترک را ممکن بدانند و مشارکت خود را در تحقق آن موثر ارزیابی کنند، امید اهمیت زیادی پیدا میکند. رهبر معظم انقلاب در پیام خود به دستاوردهای علمی و فناوری در حوزه هایی مانند پزشکی، کشاورزی، انرژی، صنایع و... اشاره میکنند و تصویری از پیشرفت های صورت گرفته ارائه میدهند و در واقع با این تصویر سازی امکان توسعه را از سطح آرمان دور از دسترس، به مسیری قابل تصور و امکان پذیر تبدیل میکنند.
مسئولیت متقابل نخبگان و نهادهای حاکمیتی
در نظریه کنش جمعی یکی از مسائل مهم، تبدیل تمایل افراد از کنش فردی به مشارکت واقعی، است. افراد ممکن است هدفی را مطلوب بدانند اما به دلیل هزینه های مشارکت یا نبود هماهنگی های لازم و مشخص نبودن نقش هر فرد، اقدام موثری انجام ندهند. رهبری در این پیام به مسئولیت نهادهای علمی و دستگاه های اجرایی توجه کرده اند و با برشمردن مواردی از جمله فراهم کردن زیر ساخت های علمی، حمایت از نوآوری، پیوند دانشگاه و صنعت، توسعه شرکت های دانش بنیان و مشارکت دادن نخبگان در سیاستگذاری، مشارکت را از سطح انگیزه به سطح عمل منتقل میکنند.
کنش جمعی پایدار صرفا با دعوت اخلاقی به مسئولیت پذیری منجر نمیشود. نقش افراد و چارچوب مشارکت افراد باید مشخص باشد از جمله اینکه چگونه با دیگران همکاری خواهند کرد و نتایج فعالیت شان چگونه ارزیابی خواهد شد. به عنوان مثال، پیوند دانشگاه و صنعت زمانی تحقق پیدا میکند که پژوهشگر بعد از شناسایی مساله واقعی، به امکانات لازم دسترسی داشته باشد و بتواند با مجموعه های صنعتی همکاری کند و نتیجه کار خود را به صورت یک محصول یا خدمت ببیند. در چنین شرایطی است که فرد انگیزه لازم برای تداوم همکاری پیدا خواهد کرد.
از نظر «چارلز تیلی» برای شکل گیری کنش جمعی، علاوه بر وجود افراد با خواسته ها و اهداف مشترک، باید ارتباطات و ظرفیت هایی وجود داشته باشد که امکان هماهنگی و اقدام مشترک را فراهم کند. تاکید همزمان رهبری بر مسئولیت نخبگان و وظیفه مسئولان قابل توجه است. نخبگان باید استعداد خود را برای حل مسائل کشور به کار گیرند و از سوی دیگر نهادهای مسئول باید زمینه رشد استعدادها و مشارکت آنان را فراهم کنند. این رابطه از منظر کنش جمعی، توزیع مسئولیت و هماهنگی میان کنشگران است. یعنی بسیج اجتماعی موثر یک رابطه متقابل است. نخبگان باید در قبال جامعه احساس مسئولیت کنند و مسئولین نیز باید نیازهای نخبگان را تامین کنند. تاکید رهبری بر بهره گیری از خرد جمعی نخبگان در سطوح طرح ریزی و خط مشی گذاری در راستای تقویت این رابطه متقابل است. بر این اساس، مشارکت نخبگان زمانی معنا پیدا میکند که امکان اثر گذاری بر تصمیم ها، ارائه پیشنهاد، نقد سازنده و ارزیابی نتایج وجود داشته باشد.
گسترش کنش جمعی از جامعه نخبگانی به کل جامعه
پیشرفت علمی محصول فعالیت و تعامل مجموعه افراد و کنشگران مختلف است. با این رویکرد مشاهده میشود که مخاطب مستقیم پیام علی الظاهر نخبگان و مدال آوران علمی و ورزشی هستند اما متن با تاکید بر نقش خانواده، مدرسه، دانشگاه و مسئولان افق آن را به عموم جامعه تعمیم میدهد. خانواده در ایجاد انگیزه در نخبه و حمایت اولیه از او نقش دارد، مدرسه و دانشگاه ظرفیت علمی نخبگان را پرورش می دهند، صنایع امکان کاربردی شدن دانش نخبگان را فراهم میکنند و نهادهای عمومی شرایط لازم برای هماهنگی و استمرار این فرایند ایجاد میکنند. پس مسئله اصلی ایجاد هماهنگی و ارتباط بین این اجزاء است. هرچقدر ارتباط بین نخبگان، نهادهای علمی، بخش تولید و نهادهای اجرایی و مسئولین گسترده تر و کارآمدتر باشد امکان تبدیل استعدادهای پراکنده به ظرفیت اجتماعی، بیشتر می شود.





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.