به گزارش بخش استانها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از ساری، مازندران را نمیتوان تنها با جنگلهای هیرکانی، دریای خزر و کوهستانهای سرسبزش شناخت. پشت این طبیعت چشمنواز، سرزمینی قرار دارد که تاریخ، ایمان، زبان، موسیقی، آیینها و شیوه زندگی مردمانش، هویتی متمایز و ریشهدار به آن بخشیده است؛ هویتی که قرنها در حافظه جمعی مردم تبرستان جریان داشته و بخشی از تاریخ ایران و تشیع را در خود جای داده است.
روایت یک تاریخ پرچالش؛ چرا علویان در تبرستان قدرت گرفتند؟
آبانماه و بهویژه چهاردهمین روز آن، فرصتی برای بازخوانی همین هویت است؛ روزی که در تقویم ملی به نام مازندران ثبت شده و ریشه در یکی از مهمترین تحولات سیاسی و مذهبی شمال ایران دارد. در سال 250 هجری قمری، مردم تبرستان با حسن بن زید علوی بیعت کردند و زمینه شکلگیری نخستین حکومت علوی و شیعی ایران در این سرزمین فراهم شد؛ رویدادی که تنها یک تغییر در ساختار سیاسی نبود، بلکه بازتابی از پیوند عمیق باورهای دینی و اراده اجتماعی مردم این منطقه به شمار میرفت.
اما هویت مازندران تنها در صفحات تاریخ خلاصه نمیشود. این میراث در زبان تبری، آوازهای محلی، آیینهای کهن، هنرهای دستی، غذاهای بومی و حتی در دورهمیهای خانوادگی و شیوه مهماننوازی مردم همچنان زنده است. پرسش مهم اینجاست که در روزگار تغییر سبک زندگی و فاصله گرفتن نسل جدید از برخی سنتهای گذشته، چه اندازه برای حفظ و انتقال این سرمایه فرهنگی برنامهریزی شده است؟

تبرستان؛ سرزمینی که فصل مهمی از تاریخ تشیع را رقم زد
چهاردهم آبان، روز ملی مازندران، یادآور بیعت تاریخی مردم تبرستان با حسن بن زید علوی در سال 250 هجری قمری است؛ اتفاقی که به شکلگیری حکومت علویان در این منطقه انجامید و نقطه عطفی در تاریخ سیاسی و مذهبی شمال ایران شد.
اهمیت این رویداد تنها به تأسیس یک حکومت محدود نمیشود؛ بلکه نشان میدهد مردم این سرزمین در مقطعی حساس از تاریخ، باورهای اعتقادی خود را به یک انتخاب اجتماعی و سیاسی تبدیل کردند و با پذیرش فرزندان پیامبر(ص)، مسیر تازهای را در تاریخ منطقه رقم زدند.
عنوان «دیار علویان» صرفاً یک نام نمادین نیست؛ بلکه بازتابی از پیوند تاریخی، اعتقادی و فرهنگی مردم مازندران با خاندان اهلبیت(ع) است. پیوندی که در طول قرنها در حافظه جمعی این مردم باقی مانده و به یکی از مؤلفههای اصلی هویت این سرزمین تبدیل شده است.
آیتالله محمدباقر محمدی لائینی، نماینده ولیفقیه در مازندران، در گفتوگو با تسنیم با اشاره به پیشینه تاریخی و مذهبی این استان اظهار کرد: مازندران دیار علویان و سرزمینی با سابقه درخشان است و نخستین حکومت با حکمرانی فرزندان پیامبر(ص) در این استان شکل گرفت.
وی با اشاره به بیعت مردم با حسن بن زید در عید فطر سال 250 هجری قمری در مکان مقدس صالحان کجور و زمینهسازی فرهنگی صد تا دویستساله برای تشکیل حکومت علویان افزود: مردم این دیار با عشق به اهلبیت(ع) علیه خلافت بنیعباس قیام کردند و فرزندان پیامبر را بهعنوان حاکمان خود پذیرفتند.
نماینده ولیفقیه در مازندران آشنایی با این پیشینه را عاملی برای زنده نگه داشتن هویت ملی آمیخته با ارزشهای دینی دانست و تصریح کرد: شناخت ریشهها و تبار تاریخی موجب میشود جامعه در برابر فرهنگهای بیگانه و مکاتب ناسازگار با هویت ملی خود دچار خودباختگی نشود.
محمدی لائینی همچنین خواستار تشکیل دبیرخانهای دائمی برای ثبت، ضبط و ساماندهی آثار و دستاوردهای برنامههای روز مازندران شد و پیشنهاد داد دو نشست تخصصی در حوزههای علمی ـ فرهنگی و عمران و آبادانی منطقه برگزار شود.
وی برگزاری نشست علمی برای معرفی علما، دانشمندان و شخصیتهای برجسته برخاسته از این منطقه و آثاری همچون کتاب «علویان طبرستان» تألیف حجتالاسلام خطیبی و «از ری تا رویان» نوشته حجتالاسلام صالحی را از جمله پیشنهادها عنوان کرد و افزود: نشست دیگری نیز میتواند به بررسی مسائل عمرانی و مشکلات منطقه اختصاص یابد.
نماینده ولیفقیه در مازندران با اشاره به تبدیل روز مازندران به هفته مازندران و برگزاری برنامهها در نقاط مختلف استان از جمله سعیدآباد مرزنآباد چالوس، آمل و ساری، ابراز امیدواری کرد آثار این برنامهها در زندگی مردم و محیط اجتماعی استان نمایان شود.
میراثی که در زبان مادری و زندگی روزمره جریان دارد
برای شناخت مازندران، گاهی باید از کتابهای تاریخی فاصله گرفت و به زندگی مردم نزدیک شد؛ به خانههایی که هنوز صدای زبان تبری در آنها شنیده میشود، به قصههایی که سالمندان برای نوههایشان تعریف میکنند و به ترانههایی که نسلها در کنار شالیزارها و باغها زمزمه شدهاند.
فرهنگ مازندران بخش مهمی از هویت خود را بهصورت شفاهی و تجربی حفظ کرده است؛ میراثی که نه فقط از راه نوشتهها، بلکه با شنیدن، دیدن و زیستن از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.
در این میان، زبان تبری یکی از مهمترین سرمایههای فرهنگی استان به شمار میرود. واژگان، اصطلاحات، ضربالمثلها و روایتهای این زبان، حامل بخش مهمی از دانش بومی، روابط اجتماعی و جهانبینی مردمان این سرزمین است.
وقتی پدربزرگی از گذشته روستا برای نوهاش میگوید، مادربزرگی با زبان مادری لالایی میخواند یا کشاورزی اصطلاحات قدیمی کشت و برداشت را برای فرزندش بازگو میکند، تنها خاطرهای خانوادگی نقل نمیشود؛ بخشی از میراث ناملموس مازندران در حال انتقال است.
با این حال، کاهش استفاده از زبان محلی در برخی خانوادهها و فاصله گرفتن بخشی از نسل جدید از واژگان و ادبیات بومی، زنگ هشداری برای آینده این میراث محسوب میشود. حفظ زبان تبری نیز به معنای تقابل با زبان فارسی نیست؛ بلکه پاسداشت یکی از شاخههای ارزشمند تنوع زبانی و فرهنگی ایران است. نسل آینده میتواند هم به زبان ملی سخن بگوید و هم با زبان مادری خود ارتباطی زنده و افتخارآمیز داشته باشد.
از تیرماسیزدهشو تا امیریخوانی؛ آیینهایی که هنوز حرف برای گفتن دارند
مازندران سرزمین آیینهایی است که هرکدام بخشی از تاریخ، باورها و شیوه زیست مردم را در خود جای دادهاند. این سنتها صرفاً مراسمی برای مناسبتهای خاص نیستند؛ بلکه در بسیاری موارد، نقش مهمی در پیوند اجتماعی و انتقال تجربههای نسلهای گذشته داشتهاند.
تیرماسیزدهشو از جمله آیینهای شناختهشده این خطه است؛ سنتی که با گردهمایی خانوادهها، شادی، روایتهای بومی و صلهرحم همراه میشود و در برخی مناطق با برنامههایی همچون فالگیری، شعرخوانی و اجرای موسیقی محلی برگزار میشود.
نوروزخوانی نیز از دیگر جلوههای شنیدنی فرهنگ مازندران است. نوروزخوانان در آستانه بهار با خواندن اشعار و ترانههای محلی، خبر آمدن سال نو را به خانهها و روستاها میرساندند. این رسم در کنار جنبه موسیقایی، نوعی ارتباط اجتماعی میان هنرمندان محلی و خانوادهها بود و پیوند میان مردم را تقویت میکرد.
در کنار این آیینها، امیریخوانی جایگاهی ویژه در گنجینه موسیقی بومی مازندران دارد؛ آوازی با مضامین عاشقانه، اجتماعی، عرفانی و گاه حماسی که بخشی از احساسات و اندیشههای مردم این منطقه را بازتاب میدهد.
شونیشت و دورهمیهای سنتی نیز در گذشته فرصتی برای گفتوگو، روایت قصهها، انتقال تجربهها و تقویت روابط اجتماعی فراهم میکردند. آیینهای نمایشی و مذهبی همچون تعزیهخوانی، مراسم عزاداری محلی، مدیحهسرایی و روایتهای عاشورایی نیز جلوه دیگری از پیوند فرهنگ بومی با باورهای دینی مردم مازندران هستند.
این مجموعه نشان میدهد فرهنگ مازندران مجموعهای از مراسم پراکنده نیست؛ بلکه شبکهای از مناسبات اجتماعی، باورهای اعتقادی و تجربههای تاریخی است که در کنار یکدیگر هویت این سرزمین را ساختهاند.
وقتی ایمان با فرهنگ بومی گره میخورد
یکی از ویژگیهای قابل توجه فرهنگ مازندران، درآمیختگی باورهای دینی با سنتهای محلی است. در بسیاری از شهرها و روستاهای استان، مناسبتهای مذهبی با شیوههای خاص بومی برگزار میشوند؛ از تعزیههای محلی و مراسم سوگواری محرم گرفته تا نذرهای مردمی، اطعام و آیینهای مرتبط با مناسبتهای اهلبیت(ع).
در برخی مناطق، نوحهخوانی با گویش تبری و نغمههای بومی، حالوهوای متفاوتی به مراسم مذهبی میبخشد. سنتهای نذر، کمک به نیازمندان و مشارکت همسایگان در برگزاری مراسم نیز نشان میدهد مناسک دینی در این جغرافیا، در بسیاری از مواقع از چارچوب رفتار فردی فراتر رفته و به همیاری و مشارکت اجتماعی پیوند خورده است.
همین پیوند تاریخی و اجتماعی است که روز مازندران را از یک مناسبت تقویمی فراتر میبرد و آن را به فرصتی برای بازخوانی هویت دینی و فرهنگی مردم دیار علویان تبدیل میکند.
از حصیربافی تا غذاهای محلی؛ میراثی که ظرفیت اقتصادی دارد
هویت مازندران تنها در تاریخ، زبان و آیینها خلاصه نمیشود. بخش دیگری از این سرمایه در هنرها، مهارتها و شیوههای تولیدی بومی نهفته است؛ مهارتهایی که در گذشته بخشی از اقتصاد خانوار را شکل میدادند و دانش آنها از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد.
حسنی، کارشناس میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری مازندران، در گفتوگو با تسنیم با اشاره به تنوع هنرهای بومی استان اظهار کرد: حصیربافی، لاکتراشی، سفالگری، نساجی سنتی، گلیمبافی و هنرهای چوبی، هرکدام نشانی از ارتباط نزدیک مردم این سرزمین با طبیعت و منابع پیرامونی آن هستند.
وی فرهنگ غذایی مازندران را نیز بخشی از همین میراث دانست و افزود: غذاهای محلی، شیوههای سنتی نگهداری محصولات کشاورزی، استفاده از سبزیهای بومی و فرآوری محصولات باغی و زراعی، بخشی از دانشی است که در طول سالیان در زندگی مردم شکل گرفته است.
به گفته این کارشناس، این ظرفیتها میتوانند در کنار گردشگری طبیعی، زمینه توسعه گردشگری فرهنگی و تجربهمحور را فراهم کنند؛ بهگونهای که گردشگر علاوه بر دیدن جنگل و دریا، با زندگی واقعی مردم، هنرهای بومی، غذاهای محلی و آیینهای این سرزمین نیز آشنا شود.
البته بهرهگیری از این ظرفیتها زمانی به نتیجه میرسد که فرهنگ محلی به کالایی نمایشی و تزیینی تبدیل نشود و صاحبان اصلی این میراث، یعنی هنرمندان، استادکاران و جوامع محلی، در فرآیند معرفی و بهرهبرداری اقتصادی از آن سهم و نقش واقعی داشته باشند.
شکاف نسلی؛ تهدیدی خاموش برای میراث ناملموس
با وجود این ظرفیتها، آینده فرهنگ بومی مازندران با نگرانیهایی نیز روبهرو است. تغییر سبک زندگی، گسترش رسانههای جدید، مهاجرت، شهرنشینی و کاهش ارتباط نسل جدید با محیطهای سنتی، شرایط انتقال طبیعی بسیاری از آیینها و مهارتهای بومی را تغییر داده است.
حسنی در اینباره تأکید کرد: امروز ممکن است نوجوانی در یکی از شهرهای مازندران با نمادهای فرهنگی کشورهای دیگر آشنایی داشته باشد، اما درباره پیشینه یک آیین محلی، معنای یک ترانه تبری یا تاریخچه یک رسم خانوادگی اطلاعات چندانی نداشته باشد.
وی این مسئله را صرفاً متوجه نسل جوان ندانست و گفت: وقتی خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای فرهنگی برای انتقال این میراث برنامه مشخصی نداشته باشند، نمیتوان انتظار داشت سنتها بدون آموزش و معرفی مستمر زنده بمانند.
از سوی دیگر، نگاه نوستالژیک و تلاش برای بازگرداندن تمام شیوههای زندگی گذشته نیز راهکار مناسبی نیست. آنچه اهمیت دارد، شناسایی عناصر ارزشمند و سازنده این سنتها و بازآفرینی آنها متناسب با نیازهای نسل جدید است.
ثبت و انتشار روایتهای سالمندان روستاها، تولید پادکست و مستند به زبان تبری، آموزش موسیقی بومی در مراکز فرهنگی، برگزاری کارگاههای صنایعدستی و معرفی مفاخر ادبی و تاریخی استان در مدارس، از جمله اقداماتی است که میتواند به تداوم این میراث کمک کند.
روز مازندران؛ از مراسم مناسبتی تا یک برنامه ماندگار
یکی از مهمترین مطالبات در حوزه پاسداشت هویت مازندران، عبور از نگاه مناسبتی به روز ملی این استان است. اگر چهاردهم آبان تنها به چند همایش، جشنواره و نمایشگاه محدود شود و با پایان هفته مازندران فعالیتها نیز متوقف بماند، نمیتوان انتظار داشت این رویداد تأثیری عمیق و ماندگار بر حفظ فرهنگ بومی داشته باشد.
روز مازندران باید نقطه آغاز برنامهای مستمر برای شناسایی، ثبت، آموزش و معرفی میراث فرهنگی استان باشد؛ برنامهای که در آن دانشگاهها و مراکز پژوهشی، تاریخ و فرهنگ شفاهی مناطق مختلف را مستند کنند، آموزشوپرورش دانشآموزان را با مفاخر، زبان، آیینها و تاریخ سرزمین خود آشنا سازد و رسانهها نیز فراتر از پوشش مراسم، روایتگر زندگی و میراث فرهنگی مردم باشند.
تولید مستند درباره روستاهای تاریخی، معرفی چهرههای کمترشناختهشده فرهنگی، روایت زندگی استادکاران صنایعدستی، ثبت قصههای محلی و معرفی آیینهای در معرض فراموشی، میتواند فرهنگ مازندران را از فضای محدود مناسبتها به متن زندگی مردم بیاورد.
فناوری و فضای مجازی نیز در این مسیر فرصتی ارزشمند است. ایجاد آرشیو دیجیتال از واژگان تبری، ضربالمثلها، آوازها، روایتهای تاریخی و تصاویر قدیمی، امکان حفظ و دسترسپذیر کردن بخشی از این میراث را برای نسلهای آینده فراهم میکند.
برگزاری جشنوارههای فرهنگی در شهرها و روستاهای مختلف استان نیز میتواند به جای تمرکز صرف بر مراکز اصلی، زمینه مشارکت گستردهتر مردم و معرفی تنوع فرهنگی مناطق مختلف مازندران را فراهم کند.
حفاظت از طبیعت، بخشی از پاسداشت هویت مازندران است
بازخوانی هویت مازندران بدون توجه به طبیعت آن کامل نیست. مردمان تبرستان در طول تاریخ زندگی خود را با جنگل، رودخانه، زمین کشاورزی و دریا تنظیم کردهاند و بسیاری از سنتها، مشاغل و آیینهای این منطقه از همین ارتباط دیرینه با طبیعت شکل گرفته است.
از این منظر، حفاظت از جنگلهای هیرکانی، رودخانهها، تالابها، زمینهای کشاورزی و سواحل دریای خزر تنها یک ضرورت زیستمحیطی نیست؛ بلکه بخشی از صیانت از هویت تاریخی و فرهنگی مازندران به شمار میرود.
نمیتوان از میراث گذشتگان سخن گفت، اما نسبت به تخریب جنگلها، تغییر کاربری اراضی کشاورزی، آلودگی رودخانهها و نابودی زیستگاههای طبیعی بیتفاوت ماند. طبیعت مازندران فقط یک جاذبه گردشگری نیست؛ بخشی از حافظه تمدنی مردمانی است که قرنها در کنار آن زندگی کردهاند.
بنابراین، روز ملی مازندران باید فرصتی برای تقویت مسئولیت اجتماعی در قبال طبیعت نیز باشد؛ چراکه حفظ هویت این سرزمین بدون حفاظت از بستر طبیعی شکلگیری آن امکانپذیر نیست.
میراثی که باید از گذشته به آینده برسد
آبانماه در مازندران تنها یادآور یک مناسبت تاریخی نیست؛ فرصتی برای بازگشت به ریشههایی است که در تاریخ علوی تبرستان، زبان تبری، آیینهای کهن، موسیقی اصیل، هنرهای بومی و سبک زندگی مردمان این سرزمین امتداد یافتهاند.
چهاردهم آبان یادآور روزی است که مردم تبرستان با انتخاب و باور خود فصل مهمی از تاریخ تشیع در ایران را رقم زدند؛ اما پاسداشت آن تاریخ، تنها با یادآوری گذشته محقق نمیشود. هویت فرهنگی زمانی زنده میماند که در خانواده آموزش داده شود، در مدارس مورد توجه قرار گیرد، در رسانهها روایت شود و در سیاستگذاریهای فرهنگی و اقتصادی جایگاه واقعی خود را پیدا کند.
مسئولیت حفظ این میراث تنها بر دوش نهادهای فرهنگی نیست. خانوادهها، معلمان، هنرمندان، پژوهشگران، فعالان رسانهای و کسبوکارهای محلی، هرکدام میتوانند سهمی در زنده نگه داشتن این سرمایه داشته باشند.
مازندران با تاریخ علوی، زبان تبری، آیینهای کهن، موسیقی اصیل و طبیعت کمنظیرش، گنجینهای از هویت ایرانی و اسلامی را در خود جای داده است؛ گنجینهای که اگر بهدرستی به نسل آینده معرفی و منتقل نشود، ممکن است بخشهایی از آن در هیاهوی تغییرات زندگی مدرن به فراموشی سپرده شود.
روز مازندران باید فرصتی برای برنامهریزی در مسیر حفظ و بازآفرینی این ارزشها در زندگی امروز باشد؛ چراکه هویت یک سرزمین فقط به گذشته پرافتخار آن وابسته نیست، بلکه به میزان وفاداری نسل امروز به میراثی بستگی دارد که از گذشتگان به ارث برده است.





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.