به گزارش بخش استانها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، بازدید مسئولان از مناطق آسیبدیده قشم، بهویژه مناطقی که خسارتهای سنگین انسانی و اقتصادی را در جریان جنگ تجربه کردهاند، اقدامی ارزشمند و ضروری است؛ اما ارزش واقعی چنین بازدیدهایی را نباید صرفاً با تعداد مسئولان حاضر، تصاویر منتشرشده یا اظهارات مطرحشده در جریان سفر سنجید. آنچه برای مردم اهمیت دارد، نتیجهای است که پس از رفتن هیئتهای بازدیدکننده در زندگی روزمره آنان نمایان میشود.
سفر اخیر نایبرئیس و اعضای هیئترئیسه مجلس شورای اسلامی به قشم و حضور آنان در محله چاهتنگو و محدوده اسکلههای آسیبدیده، بار دیگر توجهها را به وضعیت خانوادههایی جلب کرد که در جریان حملات دشمن، عزیزان، خانهها و ابزار امرار معاش خود را از دست دادهاند. با این حال، در کنار اهمیت اصل این بازدید، یک پرسش اساسی همچنان مطرح است: آیا همه کسانی که باید صدایشان در این سفر شنیده میشد، از فرصت گفتوگو با نمایندگان مجلس برخوردار شدند؟
واقعیت این است که قشم در ماههای گذشته نیز میزبان مسئولان مختلفی بوده که با هدف بررسی خسارتها و رسیدگی به وضعیت مردم به این جزیره سفر کردهاند. از حضور استاندار هرمزگان و مسئولان مرتبط در روزهای نخست وقوع حادثه چاهتنگو گرفته تا بازدید مشاور معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم نهاد ریاستجمهوری از مناطق آسیبدیده، روستاهای بخش شهاب، اسکلههای صیادی و جزیره هنگام، همگی نشان میدهد ابعاد خسارتهای واردشده به این شهرستان مورد توجه دستگاههای مختلف قرار گرفته است.
در این میان، خبرهایی نیز درباره ارزیابی خسارت منازل، برنامه بازسازی، حمایت مالی از خانوارهای آسیبدیده و رسیدگی به مشکلات فعالان حوزه صیادی منتشر شده است. برای نمونه، از پیگیری اختصاص 150 مورد کمک مالی به خانوارهای آسیبدیده سخن گفته شد و در تازهترین گزارشها نیز از توافق با مالکان برای بازسازی واحدهای مسکونی چاهتنگو و طی مراحل اداری ساخت خانهها خبر داده شد.
این اقدامات را نمیتوان نادیده گرفت؛ اما مسئله مهم اینجاست که مردم باید بدانند هرکدام از این وعدهها اکنون در چه مرحلهای قرار دارد. چه تعداد از خانوادهها کمکهای اعلامشده را دریافت کردهاند؟ بازسازی خانهها با چه سرعتی پیش میرود؟ چه زمانی خانوادههای آسیبدیده میتوانند به خانههای خود بازگردند و وضعیت صیادانی که شناورها و ابزار کارشان را از دست دادهاند، به کجا رسیده است؟ پاسخ به این پرسشها نه یک مطالبه غیرمنطقی، بلکه بخشی از حق طبیعی مردم برای اطلاع از سرنوشت تصمیماتی است که درباره زندگی و معیشت آنان اتخاذ میشود.
از سوی دیگر، یکی از موضوعاتی که در برنامهریزی چنین سفرهایی باید جدی گرفته شود، اطلاعرسانی قبلی به مردم است. وقتی قرار است یک هیئت بلندپایه برای بررسی مشکلات منطقه به قشم سفر کند، شایسته است زمان، مکان و محورهای اصلی بازدید از قبل از طریق فرمانداری، بخشداریها، دهیاریها و رسانههای محلی اطلاعرسانی شود تا آسیبدیدگان فرصت داشته باشند مطالبات و مشکلات خود را آماده و بهصورت مستقیم مطرح کنند.
قرار نیست همه مردم در یک نشست طولانی حضور داشته باشند یا برنامه سفر مسئولان به حاشیه کشیده شود؛ اما میتوان با پیشبینی یک فرصت مشخص برای گفتوگوی مستقیم با ساکنان مناطق آسیبدیده، نمایندگان صیادان، خانوادههای خسارتدیده و صاحبان کسبوکارهای متضرر، امکان شنیدن دیدگاههای متنوع را فراهم کرد.
این موضوع بهویژه در سفرهایی که هدف آنها بررسی میدانی و تصمیمگیری درباره مشکلات مردم است، اهمیت بیشتری پیدا میکند. مسئولان ممکن است پیش از سفر گزارشهای متعددی از دستگاههای اجرایی دریافت کرده باشند، اما گزارش اداری همیشه تمام واقعیت زندگی مردم را منعکس نمیکند. گاهی یک صیاد با توضیح مشکلات روزانه خود در تأمین سوخت، تعمیر شناور یا بازگشت به فعالیت اقتصادی، مسئلهای را مطرح میکند که در گزارشهای رسمی کمتر به چشم آمده است.
در سفر اخیر هیئترئیسه مجلس نیز اگرچه در نشست دفتر امامجمعه قشم فرصت بیان دیدگاههایی از سوی مسئولان و برخی فعالان حوزه صیادی فراهم شد، اما پرسش این است که آیا این فرصت به اندازه کافی گسترده بود تا سایر آسیبدیدگان نیز بتوانند مشکلاتشان را بدون واسطه مطرح کنند؟
نکته دیگر، ضرورت پیگیری مستمر نتایج بازدیدهاست. وقتی مسئولان از مشکلات مردم مطلع میشوند و از برگزاری جلسات تخصصی در تهران یا پیگیری تسهیلات و حمایتهای مالی سخن میگویند، انتظار میرود نتیجه این پیگیریها نیز در زمان مشخص به اطلاع افکار عمومی برسد. حتی اگر حل یک مشکل به دلیل پیچیدگیهای اجرایی یا محدودیت منابع زمانبر باشد، اعلام صادقانه وضعیت آن، موانع موجود و زمانبندی مراحل بعدی میتواند از شکلگیری انتظارات مبهم جلوگیری کند.
بهویژه درباره صیادان قشم، موضوع صرفاً جبران خسارت چند شناور نیست؛ مسئله به معیشت خانوادههایی مربوط میشود که زندگی اقتصادی آنان با دریا گره خورده است. بازگشت این افراد به چرخه فعالیت، نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ در حوزه جبران خسارت، تأمین تجهیزات، سوخت و حمایتهای اعتباری است. در حوزه مسکن نیز بازسازی خانهها نباید صرفاً در حد تشکیل پرونده و طی مراحل اداری باقی بماند؛ زمان بازگشت خانوادهها به خانههایشان باید روشن باشد.
از این منظر، سفر اخیر هیئترئیسه مجلس میتواند فرصتی برای پیگیری جدیتر مطالبات قشم باشد؛ بهخصوص آنکه مجلس علاوه بر نقش نظارتی، از ظرفیت قانونگذاری و پیگیری اعتبارات و عملکرد دستگاههای اجرایی نیز برخوردار است. انتظار میرود این ظرفیتها در کنار وعده برگزاری جلسات، به تعیین تکلیف مشکلات باقیمانده منجر شود.
قشم برای رسیدگی به زخمهای ناشی از جنگ، بیش از بازدیدهای مقطعی به یک سازوکار منظم و پاسخگو نیاز دارد؛ سازوکاری که در آن پیش از حضور مسئولان، مردم از برنامه بازدید مطلع شوند، در جریان آن فرصت بیان مطالبات داشته باشند و پس از پایان سفر نیز از نتایج پیگیریها باخبر شوند.مردم این جزیره نباید برای رساندن صدای خود به مسئولانی که با هدف شنیدن مشکلاتشان به منطقه سفر میکنند، صرفاً به شانس حضور در یک نشست یا آگاهی اتفاقی از برنامه بازدید متکی باشند.
بازدید مسئولان زمانی به یک دستاورد واقعی تبدیل میشود که مردم نه فقط در قاب تصاویر و گزارشهای خبری، بلکه در فرآیند تصمیمگیری و پیگیری مطالباتشان حضور داشته باشند. آنچه خانوادههای داغدار، ساکنان خانههای آسیبدیده و صیادان خسارتدیده انتظار دارند، شنیدهشدن صدای آنها، دریافت پاسخ روشن و مشاهده نتیجه اقدامات است؛ انتظاری که تحقق آن میتواند اعتماد عمومی به پیگیریهای مسئولان را تقویت کند.
یادداشت از عبدالرحیم رضوانی فعال رسانهای





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.