روان‌آب‌های شهری در شرایط بحران آب زیرزمینی، ظرفیتی مغفول برای حفظ منابع آبی چهارمحال‌وبختیاری هستند.

به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از شهرکرد، باران می‌بارد، خیابان‌ها خیس می‌شوند، آب از جوی‌ها و کانال‌ها عبور می‌کند و سرانجام روان‌آب‌ها از محدوده شهر خارج می‌شوند؛ هم‌زمان، در استان، آبخوان‌هایی قرار دارند که سال‌هاست با کسری مخزن مواجه‌اند و روند افت منابع زیرزمینی همچنان ادامه دارد.

این تصویر، یک پرسش جدی را پیش روی مدیریت شهری و دستگاه‌های متولی آب قرار می‌دهد: چرا در استانی که با بحران منابع آب زیرزمینی روبه‌روست، هنوز برای بهره‌برداری از بخشی از آب باران و روان‌آب‌های شهری، برنامه‌ای جامع و قابل‌اندازه‌گیری در دسترس نیست؟

چهارمحال‌وبختیاری، برخلاف تصور عمومی از یک استان برخوردار از منابع آبی، با چالش‌های جدی در حوزه آب زیرزمینی مواجه است. مدیر حفاظت و بهره‌برداری منابع آب شرکت آب منطقه‌ای استان گفته است که کسری تجمعی مخازن آب زیرزمینی به 604 میلیون مترمکعب رسیده و به‌طور متوسط سالانه حدود 45 میلیون مترمکعب بر این کسری افزوده می‌شود. از 11 آبخوان دارای شبکه پایش نیز 10 آبخوان در وضعیت ممنوعه قرار دارند و آبخوان‌های شهرکرد، بروجن، سفیددشت و جوانمردی در وضعیت ممنوعه بحرانی هستند.

این ارقام به‌تنهایی برای نشان دادن ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت منابع آب استان کافی است. در چنین شرایطی، هر راهکار علمی و اقتصادی که بتواند بخشی از آب بارندگی را حفظ کند، از فشار بر منابع زیرزمینی بکاهد و نیاز آبی بخش‌هایی مانند فضای سبز را از منابع جایگزین تأمین کند، شایسته بررسی جدی است.

موضوع مدیریت روان‌آب‌های شهری، صرفاً به پیشگیری از آب‌گرفتگی معابر و انتقال سریع آب باران محدود نمی‌شود. در واقع، شبکه جمع‌آوری آب‌های سطحی می‌تواند علاوه بر وظیفه اصلی خود در کنترل روان‌آب و جلوگیری از خسارت‌های ناشی از بارندگی، بخشی از زیرساخت مدیریت منابع آب نیز باشد.

آب باران، منبعی برای فضای سبز و تغذیه آبخوان‌ها

یکی از نخستین و اقتصادی‌ترین کاربردهای آب باران شهری، استفاده از آن برای آبیاری فضای سبز است. شهرداری‌ها برای نگهداری پارک‌ها، بلوارها، درختان حاشیه معابر و سایر فضاهای سبز به منابع آبی نیاز دارند.

در شرایطی که آبخوان‌های استان تحت فشار قرار دارند، استفاده از آب شرب یا برداشت از منابع زیرزمینی برای مصارفی که امکان تأمین آن‌ها از منابع جایگزین وجود دارد، باید مورد بازنگری قرار گیرد.

جمع‌آوری آب باران از پشت‌بام ساختمان‌های عمومی، مدارس، مجموعه‌های ورزشی، پارکینگ‌ها و محوطه‌های مناسب، احداث مخازن ذخیره و انتقال آب به مخازن آبیاری می‌تواند بخشی از این نیاز را تأمین کند. این روش لزوماً به اجرای پروژه‌های بسیار بزرگ و پرهزینه احتیاج ندارد و می‌توان آن را از ساختمان‌های متعلق به شهرداری و دستگاه‌های اجرایی آغاز کرد.

راهکار دیگر، ایجاد حوضچه‌های ذخیره و تغذیه مصنوعی در نقاط مناسب شهر است. در این روش، روان‌آب پس از عبور از مراحل لازم برای حذف رسوبات و آلاینده‌ها، در محل‌هایی که از نظر زمین‌شناسی، نفوذپذیری خاک، وضعیت آبخوان و عمق سطح ایستابی مناسب تشخیص داده شده‌اند، به زمین نفوذ داده می‌شود.

البته نباید تصور کرد هر آبی که از سطح خیابان عبور می‌کند، بدون هیچ محدودیتی قابل ورود به سفره‌های زیرزمینی است. روان‌آب معابر ممکن است حاوی مواد نفتی، فلزات سنگین، زباله، رسوبات و آلاینده‌های ناشی از فعالیت‌های شهری باشد. بنابراین، پیش‌تصفیه، جداسازی جریان‌های آلوده، بررسی کیفیت آب و مطالعات هیدروژئولوژیک، پیش‌شرط اجرای طرح‌های تغذیه مصنوعی هستند.

در کنار این اقدامات، استفاده از کف‌پوش‌های نفوذپذیر در بخش‌های مناسب، ایجاد باغ‌های بارانی، حفظ زمین‌های باز و افزایش سطوح جذب‌کننده آب نیز می‌تواند از حجم روان‌آب متمرکز و فشار بر شبکه دفع بکاهد.

از قانون تا اجرا؛ حلقه مفقوده مدیریت آب باران

موضوع استحصال آب باران در کشور فاقد پشتوانه قانونی نیست. ماده 3 قانون توسعه و بهینه‌سازی آب شرب شهری و روستایی، امکان ارائه تسهیلات به مشترکان برای احداث تأسیسات جمع‌آوری و استفاده مجدد از آب باران را در شهرها و روستاهای دارای میانگین بارندگی سالانه حداقل 250 میلی‌متر پیش‌بینی کرده است.

همچنین در بند «ح» ماده 38 قانون برنامه هفتم پیشرفت، افزایش حجم آب استحصالی کشور به میزان حداقل 15 درصد متوسط بلندمدت نزولات جوی سالانه مورد توجه قرار گرفته است؛ هدفی که بخش‌هایی از آن به مدیریت آب‌های سطحی، آبخیزداری و آبخوان‌داری و سامانه‌های استحصال آب باران اختصاص دارد.

با وجود این ظرفیت‌های قانونی، گزارش کارشناسی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در سال 1404 از ضعف جدی در اجرای سیاست‌های مربوط به استحصال آب باران خبر می‌دهد. در این گزارش، نبود گزارش عمومی از عملکرد وزارت نیرو درباره اجرای ماده 3 قانون مذکور، ضعف تخصیص اعتبارات، ناهماهنگی دستگاه‌ها و فقدان نظام جامع اطلاعاتی از جمله موانع موجود عنوان شده است.

این مسئله نشان می‌دهد که چالش اصلی صرفاً نبود قانون یا کمبود راهکارهای فنی نیست؛ بلکه فاصله میان سیاست‌گذاری و اجرای عملیاتی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

در سطح استان نیز لازم است نقش دستگاه‌های مختلف در این زمینه روشن باشد. شهرداری‌ها به‌عنوان متولیان اصلی زیرساخت‌های شهری باید وضعیت شبکه‌های جمع‌آوری، نقاط آب‌گرفتگی و ظرفیت ذخیره‌سازی روان‌آب را مشخص کنند. شرکت آب منطقه‌ای باید درباره امکان و محل تغذیه مصنوعی، وضعیت آبخوان‌ها و ضوابط فنی آن مطالعات لازم را انجام دهد. شرکت آب و فاضلاب، دستگاه‌های اجرایی، منابع طبیعی و آبخیزداری و مجموعه مدیریت استان نیز باید در طراحی و اجرای برنامه‌های مشترک مشارکت داشته باشند.

بدون تقسیم وظایف، تأمین اعتبار و تعیین دستگاه پاسخ‌گو، احتمال دارد طرح‌ها به چند پروژه پراکنده و کوتاه‌مدت محدود شوند.

ضرورت تدوین برنامه جامع برای شهرهای استان

پیشنهاد مشخص، تهیه یک برنامه جامع مدیریت روان‌آب و استحصال آب باران برای شهرهای چهارمحال‌وبختیاری است؛ برنامه‌ای که ابتدا باید با شناسایی وضعیت موجود آغاز شود.

در گام نخست، شهرداری‌ها باید نقشه مسیرهای حرکت روان‌آب، ظرفیت کانال‌ها، نقاط مستعد آب‌گرفتگی و محل‌های مناسب برای ایجاد مخازن و حوضچه‌های ذخیره را تهیه و به‌روزرسانی کنند. میزان بارش، حجم تقریبی روان‌آب، ویژگی‌های زمین‌شناسی و کیفیت منابع آب نیز باید در این مطالعات لحاظ شود.

در مرحله بعد، می‌توان چند پروژه پایلوت را در شهرکرد و دیگر شهرهای استان تعریف کرد؛ از جمله جمع‌آوری آب باران از ساختمان‌های عمومی، احداث مخازن ذخیره برای آبیاری فضای سبز و ایجاد حوضچه‌های تغذیه مصنوعی در نقاطی که مطالعات فنی، امکان اجرای آن‌ها را تأیید می‌کند.

تأمین منابع مالی این طرح‌ها نیز نباید صرفاً به اعتبارات سالانه و مقطعی شهرداری‌ها وابسته باشد. پیش‌بینی ردیف مشخص در بودجه‌های عمرانی استان، استفاده از ظرفیت اعتبارات مدیریت منابع آب و جلب مشارکت دستگاه‌های اجرایی و سرمایه‌گذاران، می‌تواند امکان اجرای تدریجی این برنامه را فراهم کند.

باران قرار نیست تمام مشکلات کم‌آبی چهارمحال‌وبختیاری را برطرف کند و جمع‌آوری روان‌آب نیز جایگزین ضرورت کنترل برداشت از چاه‌ها، اصلاح الگوی مصرف و احیای آبخوان‌ها نیست. با این حال، نادیده گرفتن ظرفیت آن نیز به معنای کنار گذاشتن یکی از ابزارهای مدیریت منابع آب است.

شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار مدیریت دفع آب‌های سطحی، مدیریت بهره‌برداری از آن‌ها نیز به یکی از اولویت‌های جدی مدیریت شهری چهارمحال‌وبختیاری تبدیل شود.

یادداشت از فاطمه قاسمی، خبرنگار و فعال رسانه

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم