رویارویی علیرضا بیرانوند با پرونده‌های انضباطی؛ از پرسپولیس تا تراکتور و شباهت با رونالدو

دروازه‌بان ملی‌پوش فوتبال ایران، علیرضا بیرانوند، بار دیگر با حواشی و پرونده‌های انضباطی درگیر شده است. این بار، اختلاف با مدیران باشگاه تراکتور او را در کانون توجه قرار داده، در حالی که پیش از این نیز سابقه چالش‌های مشابه با پرسپولیس را داشته است. بررسی این اتفاقات، یادآور پرونده انضباطی اخیر کریستیانو رونالدو در تیم ملی پرتغال است.

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، داستان علیرضا بیرانوند، دروازه‌بان شماره یک فوتبال ایران، تنها به مهار پنالتی‌ها، کلین‌شیت‌ها و نجات تیم‌ها خلاصه نمی‌شود. او در کنار درخشش‌هایش، بارها در مرکز حاشیه‌هایی قرار گرفته که می‌توانسته رابطه او با هواداران و مدیران باشگاه‌ها را تحت تاثیر قرار دهد. با این حال، به نظر می‌رسد در فوتبال ایران، برای برخی ستاره‌ها همیشه راهی برای عبور از بحران‌های تکراری وجود دارد.

تابستان ۱۴۰۲، نام بیرانوند به شکلی غیرمنتظره در کنار باشگاه استقلال مطرح شد؛ اتفاقی که برای هواداران پرسپولیس، به ویژه در شرایطی که او از مهره‌های کلیدی تیم قهرمان بود، قابل هضم نبود. خبر مذاکره و احتمال انتقال او به رقیب سنتی، موجی از نگرانی و اعتراض را میان هواداران دو باشگاه ایجاد کرد. این ماجرا تا جایی پیش رفت که مدیران و هواداران دو تیم درگیر یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های نقل‌وانتقالاتی تابستان شدند.

در نهایت، بیرانوند در پرسپولیس ماند، اما پایان این داستان برای همه شیرین نبود. هواداران پرسپولیس از مطرح شدن نام استقلال در میان اختلافات قراردادی دلخور بودند و بخش‌هایی از هواداران استقلال نیز احساس کردند نام باشگاهشان در روندی برای بازارگرمی یا بهبود شرایط قرارداد بیرانوند به کار گرفته شده است. این برداشت، اگرچه به عنوان انگیزه قطعی او اثبات نشد، اما در میان برخی پیشکسوتان دو تیم مطرح بود.

یک سال بعد، در تابستان ۱۴۰۳، بیرانوند قرارداد خود با پرسپولیس را یک‌طرفه فسخ و به تراکتور پیوست. این تصمیم نیز دوباره خشم هواداران پرسپولیس را برانگیخت. پرسپولیس از او شکایت کرد و این پرونده به یکی از طولانی‌ترین و پرحاشیه‌ترین پرونده‌های فوتبال ایران تبدیل شد. در مرداد ۱۴۰۴، کمیته استیناف حکم چهار ماه محرومیت و جریمه مالی را اعلام کرد، اما محرومیت یک‌ساله تعلیق شد.

انتقال به تراکتور قرار بود فصل جدیدی در دوران حرفه‌ای بیرانوند باشد و فرصتی برای دوری از تنش‌های گذشته فراهم کند. اما اکنون، نام او دوباره به دلیل اختلاف با مدیران باشگاه در رسانه‌ها دیده می‌شود. بیرانوند از وضعیت تراکتور انتقاد کرده، درباره مشکلات مالی بازیکنان صحبت کرده و مدیران باشگاه را به واکنش واداشته است. او حتی در اظهارات تازه‌اش از شرایط داخلی تراکتور انتقاد کرده و احتمال تصمیم بزرگ در آینده‌اش را مطرح کرده است.

در همین راستا، جواد نکونام، سرمربی تراکتور، با تاکید بر اینکه «به سلامت بیرانوند اعتماد دارم»، از او به عنوان عضوی از مجموعه تراکتور یاد کرده است. حمایت سرمربی از بازیکن خود امری طبیعی است، اما سوال اینجاست که این حمایت تا کجا باید ادامه یابد و چه زمانی پاسخ‌گویی و رعایت انضباط تیمی در اولویت قرار می‌گیرد؟

در مقایسه‌ای، حتی یک انتقاد ساده درباره زدن ضربه ایستگاهی توسط سهراب بختیاری‌زاده، منجر به کنار گذاشتن صالح حردانی در استقلال شد و بازگشت او به تمرینات، با وجود عذرخواهی رسمی، هیچ شباهتی به روند پرونده بیرانوند نداشت. حجم تخلف انضباطی حردانی نیز به اندازه حمله بیرانوند به مدیران ارشد تراکتور نبود.

البته، انتقاد از مدیران باشگاه یا بیان مشکلات مالی به تنهایی بی‌انضباطی محسوب نمی‌شود. مسئله این است که وقتی اختلافات بارها به بحران عمومی تبدیل می‌شوند، باشگاه‌ها باید با معیارهای روشن و یکسان با همه بازیکنان برخورد کنند؛ نه اینکه شهرت، سابقه ملی یا محبوبیت یک بازیکن تعیین‌کننده میزان مدارا با او باشد.

در همین روزها، کریستیانو رونالدو نیز پس از ترک اردوی تیم ملی پرتغال به دلیل اختلاف با سرمربی، با پرونده انضباطی روبرو شد و فدراسیون فوتبال پرتغال محرومیت موقت او را اعلام کرد. رونالدو، با پنج توپ طلا و جایگاه ویژه‌ای که در تاریخ فوتبال جهان دارد، پس از این اتفاق عذرخواهی کرد و آمادگی خود را برای پذیرش پیامدهای رفتارش اعلام نمود. پرونده او هنوز به رأی نهایی نرسیده، اما واکنش انضباطی فدراسیون نشان می‌دهد که حتی بزرگ‌ترین نام‌ها نیز از پاسخ‌گویی معاف نیستند.

اینجا یک هم‌زمانی جالب میان ماجرای بیرانوند و رونالدو شکل می‌گیرد. در جام جهانی ۲۰۱۸، بیرانوند پنالتی همین ستاره پرتغالی را مهار کرد و به چهره‌ای ماندگار در فوتبال ایران تبدیل شد. آن روز، دروازه‌بان ایرانی توانست رونالدو را در زمین متوقف کند؛ اما امروز، ماجرای این دو از زاویه‌ای دیگر کنار هم قرار می‌گیرد: رفتار حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیری در قبال تیم.

تفاوت اصلی نه در بزرگی رونالدو یا بیرانوند، بلکه در این پرسش نهفته است که وقتی رفتار یک ستاره به مسئله‌ای انضباطی تبدیل می‌شود، مجموعه تحت مسئولیت او چه واکنشی نشان می‌دهد. رونالدو با محرومیت موقت روبرو شده و باید منتظر نتیجه پرونده‌اش بماند؛ بیرانوند نیز در پرونده فسخ قرارداد پرسپولیس حکم محرومیت گرفت، اما اجرای آن تعلیق شد. بنابراین، موضوع صرفاً «برخورد با رونالدو و بی‌برخوردی با بیرانوند» نیست، بلکه بحث بر سر تفاوت در واکنش‌ها، زمان رسیدگی و میزان بازدارندگی مجازات‌هاست.

با این حال، پرسش مهمی برای فوتبال ایران باقی می‌ماند: آیا شهرت و توانایی فنی یک بازیکن باید باعث شود باشگاه‌ها بارها از کنار حاشیه‌های او عبور کنند؟ بیرانوند سال‌هاست که با پیراهن تیم ملی و باشگاه‌های بزرگ افتخار کسب کرده و مهار پنالتی رونالدو نیز بخشی از همین کارنامه است؛ اما هیچ خاطره درخشانی نباید جایگزین معیارهای حرفه‌ای شود. ستاره بودن امتیاز بزرگی است، اما اگر قرار باشد هر بار همه‌چیز با حمایت و مدارا به پایان برسد، چه کسی مرز میان بزرگی و مصونیت را مشخص خواهد کرد؟

©‌ خبر ورزشی, خبر ورزشی

دکمه بازگشت به بالا