عاشورا نقطه عطف و زلزله‌ای در ساختار «مشروعیت و اقتدار» در اسلام بود و مهندسی روایت توسط حضرت زینب انجام شد.

به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از نطنز، در نگاه کلانِ اندیشه سیاسی شیعه، واقعه عاشورا تنها یک رخداد تراژیک تاریخی نیست، بلکه نقطه عطف و زلزله‌ای بنیان‌کن در ساختارِ «مشروعیت و اقتدار» در جهان اسلام بود.

اگر امام حسین (ع) با فدا کردن جان خویش، مشروعیتِ الهی خلافت اموی را در میدان عمل به چالش کشید و بن‌بستِ نظام سیاسی حاکم را عیان ساخت، زینب کبری (س) با عقلانیت استراتژیک و زیست سیاسی بی‌نظیر خویش، فاز دوم این پروژه یعنی «مهندسی روایت»، «شکست انحصار رسانه‌ای قدرتِ مسلط» و «صیانت از نهاد امامت» را به شکوهمندترین شکل ممکن اجرا کرد.

برای تحلیل این زیست سیاسی در ترازوی علوم سیاسی و الهیات سیاسی، می‌توان سه محور کلیدی را واکاوی کرد و سپس آن را بر بستر مسائل امروز جامعه انسانی و سیاسی تطبیق داد.

اولین محور کلیدی مشروعیت‌زدایی از اقتدار عریان است؛ در نظریه‌های قدرت، زمانی که حاکمیت از مشروعیتِ نرم‌افزاری تهی می‌شود، به «اقتدار عریان» یعنی زور، ارعاب و پروپاگاندا پناه می‌برد.

یزید دربار خود را در اوج اقتدار ظاهری می‌دید؛ اسرا را در زنجیر آورده بود و مخالفان را منکوب شده می‌پنداشت اما خطبه‌های عقیله بنی‌هاشم در کوفه و شام، دقیقاً نقطه‌ کانونی این اقتدار عریان را هدف گرفت.

او با استناد به مبانی مشروعیت اصیل یعنی تبار معنوی، کتاب خدا و سنّت)، گفتمانِ حاکم را خلعِ سلاح کرد و هنر سیاسی زینب (س) در این بود که نشان داد «قدرتِ مسلط»، در اوج کاخ‌نشینی، از درون تهی، شکننده و نامشروع است.

دومین محور کلیدی جنگ شناختی و مدیریت روایت است؛ جنگ‌ها تنها در میدان‌های نظامی تصمیم‌گیری نمی‌شوند، بلکه در روایت‌ها و میدان شناخت‌ها تثبیت می‌شوند و دستاوردِ نظامیِ یزید در دشت کربلا، در سطحی کلان با شکست راهبردی رسانه‌ای در کوفه و شام خنثی شد.

دستگاه تبلیغاتی امویان تلاش می‌کرد خونخواهان حسین (ع) را «خوارج باغی» معرفی کند و زینب کبری (س) با استفاده از هنرِ خطابت، ادبیات حماسی و بصیرت ژرف، چنان مدیریت روایتی کرد که فاتحان دیروز، به مغلوبان تاریخ تبدیل شدند و او نشان داد که در عصر سلطه رسانه‌ای زر و زور، روایت درست حقیقت می‌تواند طومار سلطنت‌های مستبد را درهم بپیچد.

صیانت استراتژیک از نهاد رهبری و استمرار سیستمی سومین محور کلیدی است؛ یکی از زیرکانه‌ترین ابعاد زیست سیاسی زینب (س)، حفاظت همه‌جانبه از وجود مبارک امام سجاد(ع) به عنوان محور بقای سیستم نهاد امامت در بحرانی‌ترین لحظات بود.

او با پذیرش بار سنگین رهبری کاروان اسرا در ظاهر، عملاً سپرِ حفاظتی ولیّ زمان خود شد تا از قطع شدن زنجیره هدایت سیاسی الهی جامعه جلوگیری کند و این تدبیر، اوج تعهدِ سیستمی و درک عمیق از بقای کلان جریان حق در برابر تیغ تیز براندازی تمام‌عیار است.

امروز نیز اگر به جهانِ پیرامون و جامعه‌ خود بنگریم، آموزه‌های زیست سیاسیِ زینبی بیش از هر زمان دیگری راهگشای نخبگان، اندیشمندان و کنشگران اجتماعی است و آن مقابله با جنگ شناختی و تحریف واقعیت است.

جوامع امروز در چنبره امپراطوری رسانه‌ای غرب و جریان‌های سلطه گرفتار هستند که تلاش می‌کنند حقایق را وارونه جلوه دهند، مقاومت را تروریسم بنامند و استواریِ ملت‌ها را بشکنند.

مسئولیتِ نخبگان و روشنفکران متعهد در این عصر، «جهاد تبیین» به سبک زینبی و آن به معنی روشنگری مبتنی بر منطق، سند و استدلال برای شکستن حصارهای تحریف است و زیست سیاسی حضرت زینب(س) به ما می‌آموزد که بحران‌ها و محاصره‌های اقتصادی، سیاسی یا امنیتی، نباید اراده سیاسیِ جامعه را فلج کند.

بحران، بستر شکوفایی قدرت درونی و اراده‌ جمعی است، آنجا که بانوی کربلا در اوج مصیبت فرمود: «ما رأیتُ إلّا جمیلاً» و آن به معنی تفسیرِ مؤمنانه و راهبردی از سختی‌ها در مسیر آرمان‌های بلند است.

در شرایطی که جامعه ممکن است دچار ناامیدی یا سردرگمی شود، وظیفه خواصِ بصیر این است که قطب‌نما را تنظیم نگه دارند، انسجام اجتماعی را حفظ کنند و نگذارند دشمن با ابزار ایجادِ شکاف و بحران‌های ساختگی، هویتِ تاریخی و سیاسی ملت را به زوال بکشاند.

حضرت زینب(س) الگوی مدیریت میدان و مقابله با جنگ روایت‌هاست

امید است با الهام از مکتب فکری و سیاسی این بانوی بزرگ، در عرصه‌ی فکر، قلم و عمل، پاسدارِ حقیقت، عدالت و کرامت انسانی باشیم.

یادداشت از رضا زمانی، دکترین علوم سیاسی

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم