به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، اظهارات حسین عبدی، سرمربی سابق تیم امید، مبنی بر کار نکردن برای پول در سالهای اخیر، اگرچه در نگاه اول نشان از تعهد دارد، اما در دنیای فوتبال حرفهای، چنین ادعاهایی به تنهایی نمیتواند کارنامه موفقی را تضمین کند یا از زیر بار مسئولیت نتایج شانه خالی کند.
هرگونه افراط و تفریط در مسائل مالی، چه از سوی مربیانی که با قراردادهای سنگین مدیران را تحت فشار قرار میدهند و چه از سوی کسانی چون عبدی که با افتخار از عدم دریافت دستمزد سخن میگویند، قابل تامل است. فوتبال عرصهای است که بر پایه منطق و نتایج بنا شده، نه ملاحظات عاطفی. عدم دریافت دستمزد توسط عبدی، نه منجر به کسب جام قهرمانی در بازیهای آسیایی شد، نه طلسم صعود به المپیک را شکست و نه حسرت طولانیمدت فوتبال ایران را پایان داد.
بسیاری معتقدند ای کاش با دریافت دستمزد کافی، مانع از قطورتر شدن پرونده ناکامی تیم امید میشدند. حق و حقوق مربیان در فوتبال حرفهای امری طبیعی است و اگر عملکردشان مطلوب باشد، سزاوار دستمزد بیشتر نیز هستند. اما افکار عمومی با شنیدن رقم فیش حقوقی مربیان یا ادعای کار رایگان، آرامش نمییابد؛ بلکه چشم به نتیجه، افتخار و ساختن نسلی برای آینده فوتبال ایران دارد.
عدم دریافت دستمزد توسط حسین عبدی، تاثیر ملموسی بر فوتبال ایران نگذاشت؛ تیم امید به اهداف خود نرسید، جایگاه ویژهای برای این مربی ساخته نشد و فدراسیون فوتبال نیز افتخاری کسب نکرد. بنابراین، طرح این موضوع به گونهای که گویی صرفنظر از دستمزد، خود یک جام قهرمانی است، منطقی به نظر نمیرسد.
در خصوص تیم ملی بزرگسالان نیز، بعید است دغدغه اصلی افکار عمومی، قرارداد یا پاداشهای امیر قلعهنویی باشد. هر میزان دستمزد که وی و دستیارانش دریافت میکنند، در صورتی که فوتبال ایران در قبال این هزینهها دستاوردی کسب کند، مورد پذیرش است.
سؤال اساسی این است که این قراردادها و پاداشها چه ارزشی به فوتبال ما میافزایند؟ چه افتخاراتی را به ارمغان میآورند؟ چه نسلی را پرورش میدهند؟ کدام استعدادها را به تیم ملی معرفی میکنند و چه گامی در جهت اعتلای آینده فوتبال ایران برمیدارند؟
زمانی که پاسخ این پرسشها مبهم است و دستاوردها با حجم ادعاها و هزینهها همخوانی ندارد، طرح پرسش از سوی افکار عمومی درباره چرایی این پرداختها امری طبیعی است. هدف، محاکمه مربیان به دلیل دستمزدشان نیست، بلکه سنجش عملکرد آنها در قبال هزینههای صورت گرفته است. این قاعده، نه بیانصافی است و نه ناسپاسی؛ بلکه عین پاسخگویی است، مفهومی که در تیم ملی کمتر مشاهده میشود.





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.