سه سال پس از طوفان الاقصی؛ نگاهی به نامه رهبر شهید به جوانان آمریکایی

سه سال پس از طوفان الاقصی؛ وقتی نامه‌های رهبر شهید به جوانان آمریکا به نقطه‌ای به نام «تاریخ» می‌رسند.
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم-زینب امیدی: سه سال از هفتم اکتبر 2023 گذشته است؛ سه سالی که در آن، غزه به یکی از اصلی‌ترین کانون‌های تحولات سیاسی و امنیتی جهان تبدیل شد و مسئله فلسطین، بار دیگر از حاشیه محاسبات دیپلماتیک به متن افکار عمومی بازگشت.

در این مدت، جنگ نه‌تنها معادلات منطقه را تحت تأثیر قرار داد، بلکه شکاف میان روایت‌های رسمی دولت‌ها و بخشی از افکار عمومی آنها را نیز آشکارتر کرد.

اعتراضات گسترده دانشجویی در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، یکی از مهم‌ترین نمودهای این تغییر بود.

اما سؤال اصلی اینجاست؛ چرا باید میان اتفاقات هفتم اکتبر، اعتراضات دانشگاهی در آمریکا و نامه‌ای که رهبر شهید انقلاب در خرداد 1403 خطاب به دانشجویان آمریکایی نوشتند، ارتباطی برقرار کرد؟

پاسخ را شاید بتوان در خود نامه پیدا کرد. نامه‌ای که اگر جدا از دو نامه قبلی رهبر شهید انقلاب به جوانان غرب خوانده شود، ممکن است صرفاً پیامی سیاسی در حمایت از فلسطین به نظر برسد؛ اما وقتی هر سه نامه در کنار هم قرار می‌گیرند، یک مسیر مشخص دیده می‌شود؛ مسیری که از «شناخت» شروع می‌شود، به «قضاوت» می‌رسد و در نهایت به «کنش» ختم می‌شود.

یک نامه برای جوانان، نه سیاستمداران

اولین نکته درباره نامه 1403 رهبر شهید ، مخاطب آن است. در روزهایی که دانشگاه‌های آمریکا به یکی از مهم‌ترین کانون‌های اعتراض به جنگ غزه و حمایت واشنگتن از اسرائیل تبدیل شده بود، رهبر شهید انقلاب تصمیم گرفتند مستقیماً جوانان و دانشجویان را خطاب قرار دهد؛ نه دولت آمریکا، نه کنگره و نه سیاستمداران این کشور. این انتخاب، اتفاقی نیست.

اگر به نخستین نامه رهبر شهید انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی در سال 1393 برگردیم، همین الگو را می‌بینیم. آن نامه نیز نه برای سیاستمداران، بلکه برای جوانان نوشته شده بود و دلیل این انتخاب هم صریح بیان شده بود: آینده جوامع در دست همین نسل است و میل به حقیقت‌جویی در آنها زنده‌تر است. در آن مقطع، مسئله اصلی نامه شناخت اسلام از مسیر مستقیم و کنار گذاشتن تصویری بود که رسانه‌ها از اسلام ساخته بودند.

.

نامه رهبر شهید انقلاب به دانشجویان حامی مردم فلسطین در دانشگاه‌های ایالات متحده آمریکا

یک سال بعد، در نامه دوم، این گفت‌وگو یک مرحله جلوتر رفت. موضوع این بار تروریسم و واکنش‌های دوگانه دولت‌های غربی به خشونت بود.

باز هم مخاطب جوانان بودند و نه دولت‌ها. در متن نامه تأکید شده بود که رنج انسان، فارغ از جغرافیا، درد مشترک بشری است و حوادث تروریستی باید زمینه‌ای برای فکر کردن به ریشه‌های آن فراهم کند.

اما نامه 1403 چه تفاوتی با این دو نامه دارد؟

این بار مخاطب دیگر فقط جوانی نیست که باید درباره یک موضوع تحقیق کند. او جوانی است که وارد میدان شده است. دانشجویان آمریکایی پیش از آنکه نامه به دستشان برسد، اعتراض خود را آغاز کرده بودند، در دانشگاه‌ها تجمع کرده بودند و در برابر فشارهای انتظامی و مدیریتی ایستاده بودند. به همین دلیل، این نامه از جنس دو نامه قبلی نیست؛ در اینجا دیگر صحبت از این نیست که «برو و بشناس»، بلکه صحبت از این است که حالا که موضع گرفته‌ای، بدان در کدام نقطه ایستاده‌ای. همین جاست که عبارت معروف نامه معنا پیدا می‌کند: «شما اکنون در طرف درست تاریخ ایستاده‌اید.»

«طرف درست تاریخ»؛ یک تعبیر ساده یا یک مفهوم سیاسی؟

شاید در نگاه اول، طرف درست تاریخ یک عبارت شعاری به نظر برسد. اما اگر به ساختار نامه دقت کنیم، می‌بینیم این جمله در واقع نتیجه استدلالی است که از ابتدای متن آغاز شده است. رهبر شهید در این نامه ابتدا دانشجویان را به دلیل واکنششان نسبت به رنج مردم غزه مخاطب قرار می‌دهد.

بعد از همدلی و همراهی سخن می‌گوید. سپس به فشار دولت آمریکا بر معترضان اشاره می‌کند و آنها را بخشی از «جبهه مقاومت» می‌خواند. در ادامه، مسئله را از سطح یک اعتراض دانشگاهی فراتر می‌برد و آن را در قالب یک مناقشه تاریخی میان ظلم و مقاومت قرار می‌دهد.

در واقع، نامه می‌خواهد به مخاطب بگوید که آنچه امروز در دانشگاه انجام می‌دهی، صرفاً اعتراض به یک تصمیم سیاسی نیست؛ ممکن است سال‌ها بعد، وقتی درباره این دوره قضاوت می‌شود، این رفتار تو نیز بخشی از روایت آن دوره باشد. اینجا یک نکته مهم وجود دارد. «تاریخ» در این عبارت به معنای گذشته نیست؛ تاریخی است که هنوز در حال نوشته شدن است. به همین دلیل، جمله «تاریخ در حال ورق خوردن است» بیشتر از آنکه درباره گذشته باشد، درباره آینده است.

سؤال مهمی که نامه پیش روی دانشجوی آمریکایی می‌گذارد همین است: در شرایطی که دولت، رسانه و بخشی از ساختار سیاسی، روایت مشخصی از یک جنگ ارائه می‌کنند، اگر انسان در برابر آن روایت احساس مسئولیت اخلاقی دیگری داشته باشد، باید کدام را انتخاب کند؟ نامه پاسخ خود را روشن می‌دهد؛ معیار، صرفاً موضع قدرت نیست.

از «جوان غربی» تا «دانشجوی معترض»

اینجا می‌توان تفاوت سه نامه را بهتر دید. در سال 1393، جوان غربی هنوز عمدتاً «مخاطب» است؛ کسی که باید اسلام را از خود اسلام بشناسد و درباره آنچه رسانه‌ها می‌گویند، سؤال کند. در سال 1394، همین جوان باید درباره تروریسم، خشونت و استانداردهای دوگانه بیشتر فکر کند. اما در سال 1403، مخاطب به فردی تبدیل شده که وارد کنش اجتماعی شده است.

به همین دلیل است که تعبیر «بخشی از جبهه مقاومت» در این نامه اهمیت پیدا می‌کند. در متن نامه، مقاومت صرفاً یک مفهوم نظامی تعریف نمی‌شود. دانشجویی که در دانشگاه خود علیه سیاستی اعتراض می‌کند که آن را ناعادلانه می‌داند، در نگاه نویسنده نامه نیز می‌تواند در امتداد یک مقاومت گسترده‌تر قرار گیرد. این، تلاشی برای گسترش مفهوم مقاومت از مرزهای جغرافیایی و میدان نظامی به حوزه افکار عمومی و کنش مدنی است.

چرا آمریکا؟

سؤال دیگری که نامه به ذهن می‌آورد، انتخاب آمریکا به‌عنوان مقصد این پیام است. اعتراضات دانشگاهی آمریکا صرفاً یک اعتراض در یک کشور خارجی نبود. آمریکا مهم‌ترین حامی سیاسی و نظامی اسرائیل در این مناقشه بود و در همان زمان، اعتراضات دانشجویی به یکی از چالش‌های جدی داخلی دولت این کشور تبدیل شده بود. تصاویر بازداشت دانشجویان و برچیده‌شدن اردوگاه‌های اعتراضی از دانشگاه‌ها، به بخشی از اخبار روز تبدیل شد. در چنین شرایطی، نامه عملاً یک مرزبندی مهم انجام می‌دهد: دولت آمریکا با جامعه آمریکا یکی نیست.

این تفکیک، از نظر سیاسی و رسانه‌ای اهمیت دارد. چون اگر همه مردم یک کشور را با سیاست خارجی دولتشان یکی بدانیم، دیگر جایی برای اعتراض داخلی، تغییر افکار عمومی و تحول اجتماعی باقی نمی‌ماند. اما رهبر شهید انقلاب در نامه خود دقیقاً روی همین نقطه دست می‌گذارد؛ اینکه بخشی از جامعه آمریکا در حال پرسش از سیاست رسمی دولت خود است.

این همان چیزی است که نامه 1403 را به نوعی ادامه منطقی نامه 1393 تبدیل می‌کند. آنجا مخاطب جوان بود چون آینده را در اختیار دارد؛ اینجا همان جوان، به صحنه آمده و حالا قرار است درباره جایگاه تاریخی اقدام خود فکر کند.

چرا نامه با قرآن تمام می‌شود؟

شاید این بخش در نگاه اول چندان به موضوع اصلی نامه مربوط نباشد. متن درباره غزه و اعتراضات دانشجویی است، اما در پایان ناگهان به قرآن می‌رسد. با این حال، اگر مسیر نامه را از ابتدا دنبال کنیم، این پایان‌بندی چندان هم غیرمنتظره نیست.

در سال 1393، رهبر شهید انقلاب از جوانان غرب خواستند اسلام را بی‌واسطه بشناسند. در سال 1403 نیز پس از توضیح مفهوم مقاومت، توصیه می‌کند با قرآن آشنا شوند.

در متن نامه، ایستادگی در راه حق و نه ظلم کردن و نه پذیرفتن ظلم، به عنوان دو اصل قرآنی مطرح می‌شود. بنابراین قرآن در پایان نامه یک توصیه حاشیه‌ای نیست؛ بلکه به نوعی پاسخ به این سؤال است که مبنای این نگاه به مقاومت چیست؟

از این منظر، نامه 1403 دوباره به نقطه آغاز نامه اول بازمی‌گردد: شناخت مستقیم.

یعنی اگر می‌خواهی درباره آنچه در فلسطین می‌گذرد، درباره مقاومت و درباره نگاه اسلام به ظلم قضاوت کنی، نویسنده نامه از تو می‌خواهد به منبع اصلی مراجعه کنی و صرفاً به تصویری که دیگران از اسلام ساخته‌اند اکتفا نکنی.

اما طوفان الاقصی کجای این زنجیره قرار می‌گیرد؟ شاید این مهم‌ترین سؤال باشد. چرا اصلاً نامه 1403 در این زمان نوشته شد؟ پاسخ روشن است؛ چون بعد از 7 اکتبر، مسئله فلسطین با یک وضعیت کاملاً متفاوت روبه‌رو شد.

طوفان الاقصی در 7 اکتبر 2023 با کشته‌شدن حدود 1200 نفر در اسرائیل و ربوده‌شدن 251 نفر آغاز شد و بعد از آن، عملیات نظامی گسترده اسرائیل در غزه آغاز شد.

سه سال بعد، بر اساس داده‌های مورد استناد سازمان ملل، بیش از 73 هزار فلسطینی تا ژوئن 2026 در غزه کشته و بیش از 173 هزار نفر مجروح شده‌اند؛ در عین حال، بخش وسیعی از زیرساخت‌های غزه نیز تخریب شده است. این اعداد به‌تنهایی ابعاد بحران را نشان می‌دهند، اما برای فهم اثر طوفان الاقصی کافی نیستند.

مسئله فقط این نیست که در میدان نظامی چه اتفاقی افتاد. سؤال مهم‌تر این است که پس از هفتم اکتبر، چه اتفاقی برای مسئله فلسطین در افکار عمومی جهان افتاد؟

سال‌ها بود مسئله فلسطین در بسیاری از طرح‌های سیاسی، در قالب یک پرونده قابل مدیریت دیده می‌شد؛ پرونده‌ای که می‌توان آن را در مذاکرات، توافق‌ها و روندهای عادی‌سازی روابط دنبال کرد. اما 7 اکتبر این تصویر را به هم زد. یک جنگ فراگیر آغاز شد و در پی آن، تصاویری از ویرانی غزه، آوارگی و بحران انسانی، در مقیاسی گسترده در برابر افکار عمومی جهان قرار گرفت.

بعد از آن، اعتراضات دانشگاهی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی نشان داد که فلسطین دیگر فقط موضوع دولت‌ها و دستگاه‌های دیپلماسی نیست. دانشگاه‌ها به محل بحث بر سر جنگ، کمک‌های نظامی، سرمایه‌گذاری دانشگاه‌ها و مسئله فلسطین تبدیل شدند و این موضوع برای مدتی طولانی در فضای عمومی غرب باقی ماند.

البته این به معنای آن نیست که سیاست رسمی دولت‌های غربی به‌طور کامل تغییر کرده یا یک اجماع جهانی جدید درباره فلسطین شکل گرفته است. حتی امروز، سه سال بعد، اختلاف‌ها درباره حمله 7 اکتبر، جنگ غزه، مسئولیت طرف‌های درگیر و آینده فلسطین همچنان جدی است. آنچه تغییر کرده، بیش از هر چیز میزان حضور مسئله فلسطین در افکار عمومی و شدت اختلاف میان روایت‌های رسمی و اجتماعی است. و این دقیقاً همان جایی است که نامه 1403 اهمیت پیدا می‌کند.

نامه را می‌توان واکنشی به یک وضعیت تازه دانست؛ وضعیتی که در آن، آنچه سال‌ها بیشتر در محدوده غرب آسیا دنبال می‌شد، حالا به دانشگاه‌های آمریکا رسیده بود. دانشجوی آمریکایی، به‌جای اینکه صرفاً مخاطب اخبار غزه باشد، خودش به یکی از کنشگران این بحث تبدیل شده بود. از این منظر، نامه به نوعی تلاش برای پاسخ دادن به یک تحول اجتماعی است؛ اینکه این جوانان چه نسبتی با این اتفاق دارند و عمل آنها در چه چارچوبی معنا پیدا می‌کند.

سه سال بعد؛ مهم‌ترین تغییر کجا رخ داده است؟

سه سال بعد از طوفان الاقصی، شاید نتوان با قاطعیت از پایان این پرونده یا مشخص‌شدن نتیجه نهایی آن سخن گفت. جنگ و پیامدهای انسانی آن ادامه‌دار بوده و حتی پس از اعلام آتش‌بس در سال 2025 نیز خشونت و بحران انسانی در غزه به‌طور کامل متوقف نشده است. اما اگر بخواهیم درباره آثار این سه سال حرف بزنیم، تنها نگاه کردن به میدان نظامی تصویر کاملی به ما نمی‌دهد.

طوفان الاقصی یک معادله را در میدان امنیتی به هم زد، اما آنچه بعد از آن اتفاق افتاد، یک میدان دیگر را هم فعال کرد؛ میدان افکار عمومی. فلسطین دوباره به موضوع پرسش، اعتراض و مناقشه در غرب تبدیل شد. دانشجو و استاد دانشگاه در آمریکا درباره این موضوع وارد بحث شدند و خیابان‌های بسیاری از شهرهای جهان نیز شاهد تجمع‌های موافق و مخالف بودند. به همین دلیل، شاید یکی از مهم‌ترین نتایج سه سال گذشته نه در آمار عملیات‌ها، بلکه در این پرسش دیده شود که چرا مسئله فلسطین دیگر به آسانی از دستورکار افکار عمومی کنار نمی‌رود.

اگر این را کنار سه نامه رهبر شهید انقلاب بگذاریم، یک خط سیر روشن‌تر می‌شود. در سال 1393، سخن از شناخت بود؛ اینکه جوان غربی اسلام را از منبع اصلی آن بشناسد و روایت رسانه‌ای را تنها معیار قضاوت قرار ندهد. در سال 1394، سخن از پرسشگری درباره تروریسم و رفتار دوگانه دولت‌ها بود. در سال 1403، مخاطب از مرحله شناخت و پرسش عبور کرده و وارد میدان اعتراض شده است.

به همین دلیل، نامه 1403 را نمی‌توان فقط نامه‌ای درباره چند تجمع دانشجویی دانست. این نامه در واقع بخشی از یک نگاه بلندمدت به نسل جوان غرب است؛ نگاهی که بر این فرض استوار است که تغییر در جوامع، تنها از مسیر دولت‌ها اتفاق نمی‌افتد و افکار عمومی و نسل جوان نیز می‌توانند در شکل دادن به آینده نقش داشته باشند. و شاید به همین دلیل است که پایان همه این بحث‌ها به «طوفان الاقصی» بازمی‌گردد.

هفتم اکتبر برای فلسطین فقط یک روز در تقویم جنگ نبود. این روز آغاز دوره‌ای شد که در آن، مسئله‌ای که سال‌ها تلاش شده بود در قالب مذاکرات، عادی‌سازی و مدیریت سیاسی محدود شود، دوباره به یک مسئله جهانی تبدیل شد. البته هزینه این دوره برای مردم غزه بسیار سنگین بوده و هنوز هم نمی‌توان از کنار این واقعیت به سادگی عبور کرد. اما در کنار همه پیامدهای نظامی و انسانی، یک تغییر مهم در سطح روایت رخ داده است: فلسطین دوباره به موضوعی تبدیل شده که نسل جدید درباره آن سؤال می‌کند.

شاید نامه 1403 دقیقاً در همین نقطه قابل فهم باشد. خطاب به جوانانی که به تعبیر رهبر شهید، وجدانشان آنها را به اعتراض واداشته است، در واقع تلاش می‌کند به این اعتراض یک چارچوب فکری بدهد؛ از آنها می‌خواهد بدانند چرا ایستاده‌اند، در برابر چه چیزی ایستاده‌اند و انتخاب امروز آنها در فردای تاریخ چگونه خوانده خواهد شد.

در نهایت، شاید مهم‌ترین عبارت نامه نه «جبهه مقاومت» باشد و نه حتی توصیه به آشنایی با قرآن؛ بلکه همان جمله‌ای باشد که همه این مسیر را به هم وصل می‌کند: «شما اکنون در طرف درست تاریخ ایستاده‌اید.»

چرا که سه سال بعد از طوفان الاقصی، هنوز برای قضاوت درباره پایان این داستان زود است؛ اما برای دیدن اینکه این جنگ چه پرسش‌هایی را به میان نسل جدید جهان برده است، دیگر زود نیست. همین پرسش‌ها هستند که تعیین می‌کنند مسئله فلسطین در سال‌های آینده چگونه دیده خواهد شد؛ نه فقط در پایتخت‌ها، بلکه در دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و ذهن نسلی که قرار است بخش مهمی از آینده را بسازد.

در همین نقطه، شاید معنای واقعی «ورق خوردن تاریخ» روشن‌تر شود؛ تاریخ زمانی ورق می‌خورد که یک مسئله دیگر فقط در میدان جنگ باقی نماند و به ذهن و وجدان انسان‌ها راه پیدا کند چیزی که رهبر شهید انقلاب در آن نامه خطاب به جوانان آمریکایی گفتند و چه بسا اثرات آن را در آینده ای نزدیک نظاره گر باشیم.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا