به گزارش بخش استانها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از سنندج، گاهی مهمترین اتفاق یک کارگاه آموزشی، نه در محتوای ارائه شده از سوی مدرس، بلکه در پرسشهایی شکل میگیرد که پس از سالها دغدغه و نگرانی، فرصت مطرح شدن پیدا میکنند. جایی که پدر و مادری با تجربههای متفاوت زندگی، کنار یکدیگر مینشینند تا درباره آینده فرزندانشان حرف بزنند؛ از نگرانیهایشان بگویند، راهکار بشنوند و شاید برای نخستین بار دریابند که در مواجهه با دنیای پیچیده امروز، تنها نیستند.
این بار نوبت والدین هنرستان دخترانه متوسطه دوم کار و دانش ارشاد سنندج بود که در یک کارگاه سواد رسانهای، نه صرفاً برای شنیدن چند توصیه آموزشی، بلکه برای یافتن پاسخ پرسشهایی گرد هم آمدند که بخش مهمی از زندگی خانوادگی و تربیتی آنان را تحت تأثیر قرار داده است.
در میان حاضران، پدران و مادرانی حضور داشتند که بسیاری از آنها از خانوادههای کمبرخوردار بودند؛ اما آنچه در فضای جلسه بیش از هر چیز به چشم میآمد، سادگی، صداقت و امیدی بود که در نگاهشان موج میزد. والدینی که به فرزندان خود اعتماد داشتند، برای آینده آنها آرزوهای بزرگی در سر میپروراندند و میخواستند با حمایت، همراهی و فراهمکردن زمینه رشدشان، مسیر موفقیت را برای آنان هموار کنند.
برخی از این پدران و مادران، سالها تجربه زندگی و مواجهه با فراز و نشیبهای روزگار را پشت سر گذاشته بودند. شاید با بسیاری از اصطلاحات جدید دنیای رسانه و فناوری آشنایی نداشتند، اما یک دغدغه مشترک داشتند؛ چگونه فرزندانمان را در دنیایی که هر روز پیچیدهتر میشود، درست راهنمایی کنیم و در عین حال اعتماد و رابطه صمیمانه خود را با آنها حفظ کنیم؟
این بار والدین فقط شنونده نبودند
کارگاه از همان ابتدا با رویکردی متفاوت آغاز شد. رامیار غفاری - مدرس بهجای آنکه جلسه را به یک سخنرانی یکطرفه تبدیل کند، از والدین خواست شنونده صرف نباشند و هر پرسش، نگرانی یا تجربهای دارند، بدون تعارف مطرح کنند.
قرار نبود والدین فقط چند نکته را یادداشت کنند و در پایان جلسه به خانه برگردند؛ قرار بود گفتوگو شکل بگیرد، دغدغهها شنیده شود و برای مسائل واقعی زندگی خانوادهها راهکار ارائه شود.
همین رویکرد، فضای جلسه را بهتدریج تغییر داد. پدران و مادران یکی پس از دیگری پرسشهای خود را مطرح کردند؛ پرسشهایی که از دل تجربههای روزمره آنان برآمده بود و نشان میداد موضوع سواد رسانهای برای خانوادهها مسئلهای انتزاعی یا صرفاً آموزشی نیست، بلکه با تربیت، اعتماد، ارتباط والدین و فرزندان و آینده تحصیلی و اجتماعی نوجوانان گره خورده است.
در این میان، مدرس با زبانی ساده و قابل فهم، درباره مفهوم سواد رسانهای، ضرورت تغییر نگاه والدین به فضای رسانهای جدید، اهمیت گفتوگو با فرزندان، آموزش بهجای برخوردهای صرفاً سلبی و نظارت آگاهانه بهجای کنترل افراطی سخن گفت.
پیام اصلی این بود که والدین پیش از هر چیز باید دنیای رسانهای فرزندان خود را بشناسند؛ بدانند نوجوانان در چه فضایی حضور دارند، چه محتوایی دریافت میکنند، با چه تهدیدهایی مواجهاند و چگونه میتوان بدون تخریب اعتماد، نقش راهنمای آنان را ایفا کرد.
وقتی یک دغدغه خانوادگی به مطالبه جمعی تبدیل شد
اما یکی از بخشهای قابل تأمل کارگاه، جایی بود که برخی والدین از مسئلهای مشترک در محیط خانواده سخن گفتند.
چند نفر از پدران و مادران، با وجود تفاوت در شرایط و تجربههای زندگی، حرفی تقریباً یکسان داشتند؛ اینکه ما میخواهیم آموختههای این جلسه را در خانه اجرا کنیم، برای فرزندانمان وقت بگذاریم و شیوه ارتباطمان را تغییر دهیم، اما گاهی همسرانمان با این نگاه همراه نیستند.
این دغدغه، بحث تازهای را در جلسه شکل داد؛ اینکه تربیت رسانهای فرزندان، مسئولیت یکنفره مادر یا پدر نیست و اگر قرار است تغییری در رفتار نوجوانان ایجاد شود، لازم است پدر و مادر در یک مسیر مشترک حرکت کنند.
والدین تأکید داشتند که آموزش زمانی میتواند در محیط خانواده اثرگذارتر باشد که هر دو والد با مفاهیم و راهکارها آشنا شوند و در برخورد با فرزندان، پیامهای متناقض به آنها منتقل نکنند.
همین مسئله باعث شد پیشنهاد مشخصی از سوی خانوادهها مطرح شود؛ آنها از مدرس و مدیریت و عوامل این هنرستان دخترانه خواستند کارگاه بعدی بهصورت مشترک برای پدران و مادران برگزار شود تا هر دو در کنار یکدیگر آموزش ببینند و بتوانند آموختههای جلسه را در محیط خانه به کار بگیرند.
این درخواست، شاید مهمترین دستاورد کارگاه بود؛ خانوادههایی که در ابتدا برای شرکت در یک برنامه آموزشی دعوت شده بودند، در پایان خود به مطالبهگران برگزاری دوره بعدی تبدیل شدند.
سواد رسانهای؛ از تغییر نگاه والدین تا همراهی با فرزندان
آنچه در این نشست دنبال شد، صرفاً آموزش نحوه استفاده از تلفن همراه یا هشدار درباره آسیبهای فضای مجازی نبود. مسئله اصلی، تغییر نگاه والدین به نقش خود در تربیت رسانهای فرزندان بود.
در دنیایی که تلفن همراه، شبکههای اجتماعی و محتوای دیجیتال بخش جداییناپذیر زندگی نوجوانان شدهاند، محرومکردن کامل فرزندان از این فضا یا برخوردهای دستوری و محدودکننده، بهتنهایی پاسخگوی نیازهای تربیتی خانوادهها نیست.
والدین باید بیاموزند چگونه بهجای کنترل صرف، رابطهای مبتنی بر اعتماد و گفتوگو با فرزندان خود ایجاد کنند؛ چگونه قدرت تشخیص محتوای درست و نادرست را در آنها تقویت کنند و چگونه در برابر تهدیدهای فضای مجازی، بهجای واکنشهای دیرهنگام، نقش پیشگیرانه داشته باشند.
در همین چارچوب، مفاهیمی مانند آگاهی، تغییر نگاه، گفتوگو، آموزش و نظارت آگاهانه، محور اصلی مباحث کارگاه قرار گرفت؛ مفاهیمی که قرار است بهتدریج از فضای کلاس به محیط واقعی خانواده راه پیدا کنند.
نکته مهم آن بود که والدین با وجود تفاوت در سطح آشنایی با فناوری و رسانه، فرصت یافتند بدون احساس ناآگاهی یا قضاوتشدن، پرسشهای خود را مطرح کنند و پاسخهایی متناسب با شرایط زندگی خود دریافت کنند.
هنرستانی که دغدغه خانوادهها را جدی گرفت
برگزاری این نشست تنها حاصل حضور یک مدرس و مشارکت والدین نبود؛ مدیریت و معاونان هنرستان نیز در شکلگیری و استمرار این فضای تعاملی نقش داشتند.
مدیر هنرستان و معاونان با همراهی در برگزاری کارگاه و حضور تا پایان جلسه، نشان دادند دغدغه مسائل تربیتی و آینده دانشآموزان را فراتر از چارچوب آموزش رسمی دنبال میکنند.
فراهمکردن زمینه حضور والدین، هماهنگی برای تشکیل جلسه و پیگیری برگزاری این برنامه، بخشی از تلاشی بود که مجموعه هنرستان برای ارتباط مؤثرتر با خانوادهها انجام داد.
با این حال، اتفاق جالبتر در پایان جلسه رقم خورد؛ جایی که این بار والدین بودند که خواستار تکرار برنامه شدند و تأکید داشتند آموزشها باید ادامه پیدا کند و سایر اعضای خانواده نیز از این فرصت بهرهمند شوند.
این درخواست نشان داد اگر محتوای آموزشی با زبان قابل فهم، متناسب با نیازهای واقعی و با فرصت کافی برای گفتوگو ارائه شود، خانوادهها نهتنها از آن استقبال میکنند، بلکه خود به پیگیران ادامه مسیر تبدیل میشوند.
دو ساعت گذشت؛ اما پرسشها همچنان ادامه داشت
کارگاه دو ساعته هنرستان ارشاد سنندج در حالی به پایان رسید که برای بسیاری از والدین، زمان جلسه کوتاهتر از آن چیزی بود که انتظار داشتند. تنوع پرسشها، مشارکت حاضران و طرح تجربههای واقعی خانوادهها، فضای جلسه را به گفتوگویی زنده و تعاملی تبدیل کرده بود.
شاید اگر زمان بیشتری در اختیار بود، پرسشهای دیگری نیز مطرح میشد و فرصت بیشتری برای بررسی تجربههای خانوادهها فراهم میآمد؛ اما همین استقبال و درخواست برای برگزاری نشست مشترک بعدی، نشان داد که یک نیاز واقعی در میان والدین وجود دارد؛ نیازی که نباید با پایان یک کارگاه دو ساعته فراموش شود.
این تجربه بار دیگر یادآور شد که سواد رسانهای را نمیتوان صرفاً با ارائه اطلاعات و توصیههای عمومی در خانوادهها نهادینه کرد. آموزش مؤثر زمانی اتفاق میافتد که والدین احساس کنند مسائلشان شنیده میشود، پاسخها کاربردی است و برای تغییر رفتار در محیط خانه، تنها رها نمیشوند.
خانوادههایی که شاید از امکانات اقتصادی و آموزشی گسترده برخوردار نباشند، اما برای آینده فرزندانشان امیدهای بزرگی دارند، بیش از هر چیز به فرصت آگاهی، گفتوگو و همراهی نیازمندند.
کارگاه هنرستان دخترانه کار و دانش ارشاد سنندج، با تمام سادگی و صمیمیتش، یک پیام روشن داشت: گاهی برای تغییر مسیر آینده یک نوجوان، لازم نیست از نقطهای پیچیده شروع کنیم؛ کافی است پدر و مادر بخواهند بیشتر بدانند، بهتر گفتوگو کنند و در مسیر تربیت فرزندشان کنار یکدیگر بایستند.
این بار کلاس با درخواست والدین به پایان رسید؛ درخواستی برای ادامه آموزش، برای حضور همزمان پدر و مادر و برای اینکه هیچ خانوادهای در مواجهه با دنیای پیچیده رسانه تنها نماند.







سواد رسانهای برای والدین هنرستان طالقانی سنندج/دغدغهای که مطرح شد





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.